امکانات سايت
کل مقالات
نظرات عمومی
اضافه نمودن وبسايت
کل وبسايتها
نظراتم دروبسایتهای ديگر
صفحه اصلی
فروشگاه شارژ

آخرين مطالب:
بازگشت دوباره جهنميان به دنيا
بدگويي خيالی
تعدد زوجات و طلاق
اعتياد و طلاق
ارتباط نامشروع
بی اعتمادی
شناخت قبل از ازدواج
دخالتهاي بيگانگان در خانواده
مقايسه با حج
عوامل طلاق :1-عدم توجه به نيازها-نياز جنسی
پربيننده ترين مطالب:
بدگويي خيالی
رفتاربا همسر
تعدد زوجات و طلاق
نظرات سه روزاخير
پرنظر ترين مطالب:
رفتاربا همسر|55نظر|
دخالتهاي بيگانگان در خانواده|39نظر|
شناخت قبل از ازدواج|30نظر|

مديريت:
خلفان نصيحت کن
ايميل:
khalfan@khalfan.ir
آخرين مراجعه
27اسفند1395ساعت 18:31:24
ورودمديريت:
نام:
رمز:

بازگشت دوباره جهنميان به دنيا«يکشنبه3بهمن1395»تعداد بازديد:1128
وَهُمْ يَنْهَوْنَ عَنْهُ وَيَنْأَوْنَ عَنْهُ وَإِنْ يُهْلِكُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ (26) وَلَوْ تَرَى إِذْ وُقِفُوا عَلَى النَّارِ فَقَالُوا يَا لَيْتَنَا نُرَدُّ وَلَا نُكَذِّبَ بِآيَاتِ رَبِّنَا وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ (27)بَلْ بَدَا لَهُمْ مَا كَانُوا يُخْفُونَ مِنْ قَبْلُ وَلَوْ رُدُّوا لَعَادُوا لِمَا نُهُوا عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ (28) وَقَالُوا إِنْ هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا وَمَا نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ (29)سوره انعام


آنان ديگران را از قرآن باز مي دارند و خود نيز از آن دوري مي گزينند آنان جز خويشتن را هلاك نمي نمايند ولي زشتي کار خود را درك نمي كنند.(26)اگر تو آنان را مشاهده كني بدان گاه كه ايشان را در كنار آتش دوزخ نگاه مي دارند منظره هاي وحشت انگيزي را مي بيني .پس مي گويند: اي كاش، بار ديگر به دنيا برمي گشتيم و آيات پروردگارمان را تكذيب نمي كرديم و از زمره مؤمنان مي شديم.(27)اين تمنّا، آرزوي دروغيني بيش نيست بلكه به خاطر آنست که كارهائي كه قبلاً در دنيا انجام مي داده اند و پنهان مي كرده اند، براي آنان برملا گشته است. اگر هم به فرض ،به دنيا برگردانده شوند، دوباره به سراغ همان چيزي مي روند كه از آن نهي شده اند و ايشان قطعا دروغگويند.(28)و آنان اگر به دنيا برگردند، ديگرباره مي گويند:زندگي تنها همين زندگي دنياي ما است و ما هرگز برانگيخته نمي شويم.

گاهي اوقات ايرادي گرفته مي شود که در دنيا ، شرايط و مکاني که شخص در آنجا به دنيا آمده است، دين و اعتقادات او را تعيين مي نمايد بنابراين بهشت يا جهنم رفتن افراد به خاطر دين و آيينشان ناعادلانه است و اگر يک فرد با ايمان و مسلمان، به فرض در خانواده اي بي ايمان به دنيا مي آمد هرگز مسلمان نمي شد و برعکس.
خداوند اين موضوع را کاملا مردود مي داند و اعلام مي دارد که فرد جهنمي اگر دوباره به شرايط زندگي دنيوي جديدي برگردانده شود وهمانند قبل اختيار کامل عمل به او داده شود، باز همان راه مقابله با دستورات خدا و انکار حساب و کتاب را را در پيش مي گيرد و کسي که تکبر در ذات او است و روحيه ي ميل به خداي خويش ندارد هر فرصتي که به او داده شود باز همان صفات را از خود بروز مي دهد.
در جهان پيرامون ما مثالها بسيار است که اشخاصي در بدترين شرايط مکاني و زماني بوده اند اما روحيه ي خداجويي و حق طلبي آنها را به راه صحيح رسانده و مغلوب محيط پيرامون خود نشده اند همانند ابراهيم عليه السلام يا زن فرعون يا ساحران دربار فرعون يا بسياري از کساني که در جامعه ي ظلم و کفر راه صحيح خداپرستي را انتخاب مي نمايند و بي نام و نشان به دست ظالمان شکنجه و کشته مي شوند اما هرگز آخرتشان را براي بهره مندي از دنيا ، از دست نمي دهند.
همچنين ، فردي که خود را بزرگتر از پذيرش فرمانهاي خدا مي داند و تمايل به خدا در وجودش اهميتي ندارد اگر در بهترين جامعه و خانواده از لحاظ دين و ايمان باشد باز برايش سودي نمي بخشد و به سوي همان پستي خود مي گرايد،حتي اگر از دين آگاهي وافري پيدا کند و در بهترين خانواده متولد شود.نمونه هاي اين دسته هم بسيار است:در بهترين عصر و جامعه يعني عصر پيامبر(ص) کساني بودند که در مدينه زندگي مي کردند ، سخنان پيامبر را مي شنيدند ، براي از بين نرفتن موقعيت اجتماعيشان همراه پيامبر خدا(ص) نماز مي خواندند و تمامي اعمال ظاهري اسلام را انجام مي دادند، اما در دل از خدا و پيامبرش رضايت نداشتند بنابراين آخرت را از دست دادند و از جمله ي منافقين و جهنميان گشتند.
يادمان باشد که موقعيت مکاني و زماني زندگي هر فرد در دنيا شايد بتواند در خوشبختي يا بدبختي زندگي دنيوي شخص موثر باشد اما آخرت شخص را هيچ کس نمي تواند خراب يا اصلاح کند و هر کس به دست خودش است که چه سرنوشتي براي خود انتخاب کند ، پس اين گفته که محل تولد شخص عاقبت و آخرتش را تعيين مي نمايد حرفي مردود است.
البته درک کامل اين موضوع با عقل ممکن نيست زيرا از امور مربوط به روح انسان است و روح اعجوبه اي است که خداوند علم به آن را فقط مختص به خود دانسته است بنابراين ما نمي توانيم در مورد سرنوشت فردي قضاوت کنيم بلکه بايد با اميدواري، همگان را به سوي خدا و يکتاپرستي فراخوانيم.
نظرات فرستاده شده برای اين مطلب
نظر شما راجع به این مطلب:
نام شما:
وبسايت شما:
متن نظر:


=5+5
بدگويي خيالی«پنجشنبه25دي1393»

عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَلَا تَعْجَبُونَ كَيْفَ يَصْرِفُ اللَّهُ عَنِّي شَتْمَ قُرَيْشٍ وَلَعْنَهُمْ يَشْتِمُونَ مُذَمَّمًا وَيَلْعَنُونَ مُذَمَّمًا وَأَنَا مُحَمَّدٌ.

ابی هريرة رضی الله عنه روايت نموده که پيامبر خدا - درود و سلام خدا بر او باد- فرمودند : آيا تعجب نمی کنيد که چگونه خداوند ،بدگويي های قريش و نفرين هايشان را از من دور نموده است؛ آنها مذمم را بدگويي می نمايند در حالی که من محمدم.

زمانی که کينه و نفرت قريش نسبت به رسول الله صلی الله عليه و سلم بسيار شدت گرفت،آنها از بردن نام محمد صلی الله عليه و سلم نيز خودداری می نمودند زيرا اين نام به معنای تمجيد و ستايش شده می باشد و آنها از معنای مخالف آن يعنی "نکوهيده شده" اسم مذمم را برای خود ساختند و بدگوييهايشان و اشعار توهين آميزشان را بر اسم مذمم می سرودند، بنابراين بدگويي های آنها حتی در لفظ هم متوجه پيامبر خدا صلی الله عليه و سلم نمی شد.
امروزه کاريکاتورهايي که برای پيامبران خدا طراحی می نمايند نيز اينچنين است و هرچند طراحان مقصودشان پيامبران خدا باشد اما در واقع امر هيچ نسبتی با آنها ندارد
>>>>>>>>>>>>>ادامه مطلب و نظرات<<<<<<<<<<<<<
تعدد زوجات و طلاق«سه شنبه29بهمن1392»

وَلَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّسَاءِ وَلَوْ حَرَصْتُمْ فَلَا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوهَا كَالْمُعَلَّقَةِ وَإِنْ تُصْلِحُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَحِيمًا (129) وَإِنْ يَتَفَرَّقَا يُغْنِ اللَّهُ كُلًّا مِنْ سَعَتِهِ وَكَانَ اللَّهُ وَاسِعًا حَكِيمًا (130نساء)

ونخواهيد توانست بين زنان عدالت برقرار نماييد هرچند حريص بر آن باشيد، پس تماما به يک طرف ميل نکنيد که يکي را همانند معلق بگردانيد و اگر نيکي و تقوا در پيش بگيريد خداوند بخشنده و مهربان است و اگر از هم جدا شوند خداوند همه را از فضل خود بي نياز مي گرداند و خداوند رحمتش وسيع و با حکمت است.

ازديگر مورادي که زمينه هاي طلاق را پيش مي آورد اقدام مرد به ازدواج مجدد مي باشد،تعدد همسر زمينه هاي بي عدالتي و انواع ناهنجاريها را در خانواده شخص به وجود مي آورد که کنترل و مديريت آن بر مرد مشکل مي شود بنابراين شايسته است شخصي که دغدغه ي آرامش و سلامت زندگي خود با همسرش دارد هرگز به اختيار نمودن همسر دوم نينديشد.
به ياد داشته باشيم که تعدد زوجات را نبايد دستوري از دستورات اسلام و يا سنتي از سنتها پيامبر خدا (ص) قلمداد نماييم بلکه دين اسلام با
>>>>>>>>>>>>>ادامه مطلب و نظرات<<<<<<<<<<<<<
اعتياد و طلاق«دوشنبه2دي1392»

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْأَنْصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (90مائدة)

اي مؤمنان ! خمر و قماربازي و بتها و تيرهای غيبگوئي پليد و از عمل شيطان مي باشند. پس از اين كارهاي پليد دوري كنيد تا اين كه رستگار شويد .


اعتياد از ديگر عواملی است که امروزه علاوه بر معضلات بسياری که دارد يکی از عوامل طلاق نيزمی باشد ، اعتياد به مواد مخدر باعث می شود که شخص روح و روانش تحت تأثير اين مواد قرار گيرد و شخصيتش کاملا تغيير نمايد و نه تنها قالب بدنش بلکه شخصيتش نيز از بين برود.
بنابر اين يک شخص که با همسری سالم ازدواج نموده است وقتی وضعيت همسرش تغيير کند و رو به جرم اعتياد آورد اولين کاری که سعی می نمايد اينست که همسرش دست از اين اعمال پليد بردارد اما اگر راههای درمان و نجات همسرش از اعتياد با شکست مواجه شود و اميد به دست کشيدن از اعتياد منتفی شود ،ماندگاری و صبر در کنار همچون شخصی که تمام ارزشهای انسانی خود را زير پا گذاشته است بسيار سخت است و چه بسا معتادانی هستند که آنچنان پست می شوند که حفظ ناموس خود هم نمی نمايند وحاضرند تمام زندگی و زن و فرزند خود را
>>>>>>>>>>>>>ادامه مطلب و نظرات<<<<<<<<<<<<<
ارتباط نامشروع«پنجشنبه14آذر1392»

الزَّانِي لَا يَنْكِحُ إِلَّا زَانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً وَالزَّانِيَةُ لَا يَنْكِحُهَا إِلَّا زَانٍ أَوْ مُشْرِكٌ وَحُرِّمَ ذَلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ (3نور)
مرد زناکار جز با زن زناکار يا مشرک ازدواج نمي نمايد و زن زناکار جز با مرد زناکار يا مشرک ازدواج نمي نمايد و اين بر مومنين حرام شده است.

يکي از عواملي که باعث طلاق مي شود اينست که مرد يا زن متوجه شوند که همسرشان ارتباط نامشروعي با کسي ديگر دارد و اين مسئله به هيچ وجه براي فردي که داراي حيثيت و آبرو است قابل تحمل نيست و نبايد هم باشد زيرا گذشته از زشتي و گناه عظيمي که دارد ، شخص با تحمل اين فرد درواقع خود را در معرض مرگ قرار مي دهد و هر آن امکان دارد به امراض مرگ آوري که از طريق تماس جنسي انتقال مي يابد مبتلا گردد و همسرش مرگ را برايش به ارمغان آورد، لذا هر شخص عاقلي طلاق را بر ادامه دادن زندگي با همچون فردي ترجيح مي دهد.
اما مسئله اي که در اين مبحث بيشتر موجب طلاق می شود اينست که شخص با رفتارهای نسنجيده ی همسرش ، او را به اين مسئله متهم می کند و زندگی به سوی سراشيبی طلاق پيش می رود.
مسئله ای که در اينجا می خواهيم به آن بپردازيم اينست که بروز چه عوامل و رفتارهايي موجب می شود که شخص به همسر خو
>>>>>>>>>>>>>ادامه مطلب و نظرات<<<<<<<<<<<<<
کل مقالات سايت
وبسايتهای برتر
مجتمع علمی فرهنگی سلطان العلماء بندرلنگه
نسيم
بیداری اسلامی
دخت کنگ
ديوان
مدرسه علوم دينی صلاح الدين ايوبی اروميه
مجد
کلگر
کنکاش
کنگستان
بانوی کنگی
مسجد جامع بندر کنگ
اعجاز علمی در قرآن و حديث
الحورویدیوهای مکه ومدینه واناشید اسلامی
زعفرون
آخرين ورود از:
بیداری اسلامی

آماربازديد
افرادآنلاين
ناشناس(7)
بريتانيا(12)
ايتاليا(7)
آمريکا(1)
بازديدامروز:370
بازديدديروز:373
بازديدهفته قبل:2705
بازديدكل:237276