امکانات سايت
کل مقالات
نظرات عمومی
اضافه نمودن وبسايت
کل وبسايتها
نظراتم دروبسایتهای ديگر
صفحه اصلی
فروشگاه شارژ

آخرين مطالب:
صبر و اصلاح طلبی نه براندازی و تجزيه
ارزشت مساوی عملت
بازگشت دوباره جهنميان به دنيا
بدگويي خيالی
تعدد زوجات و طلاق
اعتياد و طلاق
ارتباط نامشروع
بی اعتمادی
شناخت قبل از ازدواج
دخالتهاي بيگانگان در خانواده
پربيننده ترين مطالب:
بدگويي خيالی
رفتاربا همسر
تعدد زوجات و طلاق
نظرات سه روزاخير
پرنظر ترين مطالب:
رفتاربا همسر|55نظر|
دخالتهاي بيگانگان در خانواده|39نظر|
شناخت قبل از ازدواج|30نظر|

مديريت:
خلفان نصيحت کن
ايميل:
khalfan@khalfan.ir
آخرين مراجعه
6فروردين1397ساعت 9:23:48
ورودمديريت:
نام:
رمز:

برده داری-افتخاراسلامی«سه شنبه28خرداد1387»تعداد بازديد:809
...وَتَحْرِیرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ ...(92نساء)
قرآن در حالی که مباحث برده داری را مطرح می نماید به آینده و غایتی می نگرد، که نظام برده داری برچیده شده و برده ای یافت نشود ، یعنی با افقی وسیع در حالی که واقعیتها را دریافته بود، به درمان این معضل پرداخت و جامعه را به روزی رساند که دیگر اثری از برده در آن باقی نماند. زمانی که دین اسلام ظهور نمود ،ظلم و برده داری به اوج خود رسیده بود ومردم با یورش بر یکدیگر و جنگها و غارتهای ظالمانه همدیگر را به بردگی می گرفتند اما دین اسلام با تدابیر حکیمانه این معضل اجتماعی را درمان نموده و نظام برده داری را تبدیل به روزنه ای برای حیات محکومان به نابودی ومدرسه ای برای آموزش ایشان نمود ونظام برده داری را نظامی عقیم با منشأی محدود گرداند.پس به صورت خلاصه سه کار اساسی در مقابل این پدیده انجام داد که باعث شد چنانکه مشاهده می کنیم برده داری از جوامع اسلامی برچیده شود:
1-محدود ساختن سرمنشأ آن(برده گیری): اسلام در حالی پا به عرصه گذاشت که راههای متعددی برای تبدیل آزاد به برده وجود داشت:
- بردگی گرفتن اسیران جنگی به جای کشتنشان
-ازدواج با کنیزکان و بدنیا آمدن برده ها
-غارت کردن قبائل و به بردگی گرفتن افراد آن
-آوردن و فروختن اهالی مناطق دوردست در بازارهای برده فروشی
-فروختن فرزند توسط والدین به خاطر ضعف اقتصادی و نیاز به مال
-زمانی که شخصی آنچنان بدهکار می گشت که قدرت پرداخت نداشت حکم به بردگیش برای طلبکار می شد
-...
دین اسلام تمامی منابع را مسدود ساخت و تنها یک مورد که در مقابل قتل قرار داشت را تجویز نمود تا راهی باشد برای حیات و تربیت محکومان به نابودی واز این طریق خونریزی در جنگها کاهش یافته وحرکت و پویایی جامعه بیشتر شود.
تعدد مصارف(افزایش راههای آزاد شدن): قبل از اسلام تنها یک راه برای آزاد شدن برده وجود داشت و آنهم اراده ی مالک برده بود اما دین اسلام با تشویق فراوان بر این راه و افزودن راههای دیگر بر آن ،نوید بخش جامعه ای آزاد گشت:
-تشویق بر آزاد سازی به اراده ی مالک و معرفی کردن آن به عنوان نیکی بزرگ که موجب رهایی انسان از سختیهای قیامت می گردد:وَمَا أَدْرَاکَ مَا الْعَقَبَةُ (12) فَکُّ رَقَبَةٍ (13بلد)
-هرگاه برده ای درخواست قرارداد کتابت برای آزادی خود سازد و خیر و صلاح در او دیده شود، مالک باید با او قرارداد بندد تا آزاد گردد و اگر در پرداخت قسمتی از وجه این قرارداد ناتوان شود به او کمک مالی شود حتی از زکات هم در راه آزاد شدنش مصرف گردد: إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاکِینِ وَالْعَامِلِینَ عَلَیْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِی الرِّقَابِ...(60توبه)-...الَّذِینَ یَبْتَغُونَ الْکِتَابَ مِمَّا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ فَکَاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِیهِمْ خَیْرًا وَآَتُوهُمْ مِنْ مَالِ اللَّهِ الَّذِی آَتَاکُمْ ...(33نور)
- هرگاه کسی به ناحق کشته شود باید برده ای آزاد گردد:وَمَا کَانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ یَقْتُلَ مُؤْمِنًا إِلَّا خَطَأً وَمَنْ قَتَلَ مُؤْمِنًا خَطَأً فَتَحْرِیرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَدِیَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلَى أَهْلِهِ إِلَّا أَنْ یَصَّدَّقُوا فَإِنْ کَانَ مِنْ قَوْمٍ عَدُوٍّ لَکُمْ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَتَحْرِیرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَإِنْ کَانَ مِنْ قَوْمٍ بَیْنَکُمْ وَبَیْنَهُمْ مِیثَاقٌ فَدِیَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلَى أَهْلِهِ وَتَحْرِیرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ ...(92نساء)
-هرگاه شخصی همسرش را به مادر یا محارمش تشبیه کند ،حق نزدیکی با همسرش ندارد تا اینکه برده ای آزاد کند:وَالَّذِینَ یُظَاهِرُونَ مِنْ نِسَائِهِمْ ثُمَّ یَعُودُونَ لِمَا قَالُوا فَتَحْرِیرُ رَقَبَةٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَتَمَاسَّا ذَلِکُمْ تُوعَظُونَ بِهِ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ (3) فَمَنْ لَمْ یَجِدْ ...(مجادله)
-یکی از راههای کفاره قسم آزاد کردن برده می باشد: لَا یُؤَاخِذُکُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیْمَانِکُمْ وَلَکِنْ یُؤَاخِذُکُمْ بِمَا عَقَّدْتُمُ الْأَیْمَانَ فَکَفَّارَتُهُ إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَاکِینَ مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِیکُمْ أَوْ کِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِیرُ رَقَبَةٍ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ...(89مائدة)
-یکی از راههای کفاره وفا نکردن به نذر آزاد کردن برده می باشد(مسلم -کتاب نذر - باب کفارة النذر)
-هرگاه شخصی در روز رمضان با همسرش نزدیکی کند باید برده ای آزاد کند(بخاری -کتاب صوم، باب إذا جامع فی رمضان ولم یکن له شیء)
-در هنگام خورشید گرفتگی مستحب است برده آزاد گردد.(صحیح بخاری-کتاب الجمعة-باب مَنْ أَحَبَّ الْعَتَاقَةَ فِی کُسُوفِ الشَّمْسِ)
پس در واقع دین اسلام با خود بردگی نیاورد ،بلکه با این پدیده رو برو گشت وبا آوردن راههای متعدد عتق ،با رق مقابله کرد.
برخورد نیک با بردگان: قبل از اسلام با بردگان همانند حیوان یا بدتر برخورد می شد اما اسلام سفارشاتی نمود تا این برخورد به حد اکثر نیکی ممکن برسد و از این راه آنها تربیت یافته و راه برای آزاد سازیشان هموارتر گردد:
-رفتار نیک با بردگان:وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَبِذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَالْجَارِ ذِی الْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَابْنِ السَّبِیلِ وَمَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ
-تربیت و آزاد سازی و شوهر دادن کنیزکان:پیامبر خدا (ص) می فرماید:کسی که کنیزی داشته و به او نیکی کند و آنگاه او را آزاد سخته و به ازدواج کسی درآورددو برابر اجر دارد(صحیح بخاری-کتاب العتق-بَاب فَضْلِ مَنْ أَدَّبَ جَارِیَتَهُ وَعَلَّمَهَا)
-پیامبر خدا بردگان را به برادر تشبیه کرده و امر نموده ،کسی که برده ای دارد باید هرچه خود می خورد به او بخوراند و آنچه خود می پوشد بر او بپوشاند و به کاری بیشتر از توانش اورا وادار نسازد و اگر کاری بیش از توانش بود خودش همراه برده اش انجام داده و او را کمک نماید(صحیح بخاری -کتاب العتق-بَاب قَوْلِ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ الْعَبِیدُ إِخْوَانُکُمْ فَأَطْعِمُوهُمْ)
-تجویز و رفع قباحت از آمیزش مالک با کنیزش: وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِی الْیَتَامَى فَانْکِحُوا مَا طَابَ لَکُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ ذَلِکَ أَدْنَى أَلَّا تَعُولُوا (3نساء)بدینوسیله کنیز یک شخص، همانند همسرش منزلتی می یابد و چنانچه بچه دار شود ،فرزند آزاد بوده و کنیز نیز پس از وفات صاحبش آزاد است.
پس هرگاه سخن از برده داری می آید باید به اسلام افتخار نمود که با درایت آن را حل نمود وبسی جای تعجب است که با چه رویی عده ای مبحث برده داری را برای ایراد و طعن در اسلام انتخاب می کنند.
نظرات فرستاده شده برای اين مطلب
نام:پدربزرگ«چهارشنبه5تير1387ساعت 7:37:22»

سلام آقاي خلفان گرامي
دين يعني عقيده و اعتقاده يا به قول شما راه و روش زندگي پس چرا اينهمه لقمه رو ميچرخونيد اخه اين همه جنگ و دعوا اين همه تفسير اين همه راه و روش اين همه تذکر اين همه توبيخ کفاره حد اين همه تبليغ اين همه عبادت و يکتا پرستي هزار رکت نماز شب قدر اين همه تشويش وتقدير اينهمه تقسيم ثواب پس حمکت آفرينش انسان چيه .گاندي ميگه مهم نيست در دنيا چند تا دين وجود داره يا به تعداد انسانهاممکنه دين وجود داشته باشه اما اگر هر کس در دين خود به کمال برسد نهايتا همه انسانها به يک چيز ميرسند از اين ها گذشته حالت چطوره خوبي کم پيدا شدي

پاسخ مدير سايت:عليکم السلام پدربزرگ محترم.-هميشه غذاي آبکي خوردن که مزه نداره گاهي جويدن هم لازمه ،البته اگه کسي دندون نداره هم نبايد از همه بخواد غذاي مناسب اون رو بخورند،اگه علاقمند به آيات آسان وساده هستيد وبلاگهاي ديگري هستند،بنده قصدم از اين وبلاگ تفسير آيات مهجور هست ،يعني اونهايي که نياز به جويدن دارند، پس زندگاني پيچ و خم دارد و انتظار نداشته باش برنامش با آن بيگانه باشد،بايد برنامه اي باشد که در تمام پيچ و خمها بتواند جوابگو باشد،ضمنا دين نه عقيده و اعتقاد(امور اخروي) محض است ونه فقط برنامه ي زندگي دنيوي ،بلکه ترکيبي از اين دو هست وهدف اصلي دين، آبادي زندگي دنيوي نيست،هدف آبادي زندگي ابدي است وراه بدست آوردن سعادت ابدي را آباد سازي زندگي دنيوي قرار داده،پس جاي تعجبي نيست اگر در بعضي مواقع بدون توجه به راحتي فردي،تکليفي قرار داده شود تا انسان متوجه هدف اصلي شود.نظر گاندي هم محترم و صحيح هست البته اگر اديان به اصولشان برمي گشتند و هدف تنها آبادي دنيوي مي بود.-الحمد لله حالم خوب است فقط وقتم براي رسيدگي به وبلاگم کمتر شده وچند روزي بود که سيستم پارسي بلاگ مشکل داشت واجازه ي ورود به مديريت وبلاگ نمي داد،شما هم کم پيدا هستي،اميدوارم که صحيح و سالم باشي.«شنبه8تير1387ساعت 7:56:38»

نام:زعفرون«چهارشنبه5تير1387ساعت 21:0:15»

سلام
مادر سرچشمه ي زندگاني است
توقع داشتيم در اين روزاي پر بركت پستتان را به مادران اختصاص ميداديد برده چيه كه نوشتي مشتي ادمهاي بيسواد سياه هستن
به نظرم از بقيه ملاها عاقل تر باشي پس حقوق مردان را بر زنان برتر ندان
موفق باشي

پاسخ مدير سايت:اين نوشتار هيچ سنخيتي و شباهتي با نوشته هاي زعفرون نداره وکاملا واضح است که با اين نظر چه مي خواهي .........کمي عاقلتر باش ،مرد نبايد در لباس و نام ديگران برود.«شنبه8تير1387ساعت 9:49:0»

نام:زعفرون«سه شنبه11تير1387ساعت 19:58:8»

سلام خيلي سخته آدم بخواد آخرين پست وبلاگشو بنويسه همش فکر مي کنم چه حرفايي رو بايد به عنوان کلوم آخر بگم هر شروعي يه روزي پاياني رو داره و بلاخره پايان کار زعفرون فرا رسيده.......خوشحال ميشم تشريف بيارين و آخرين نظرتونو بدونم ...

پاسخ مدير سايت:عليکم السلام-انسان تا زنده هست بايد فعاليت داشته باشد،فعاليت درهر زمينه اي هم تجربه مي آورد،اميدوارم با تجربه هايي که در اين دوره وبلاگداري بدست آوردي بتواني با موفقيت بيشتر عمل کني.«شنبه15تير1387ساعت 2:7:4»

نام:پدربزرگ«چهارشنبه12تير1387ساعت 23:6:40»

سلام شيخ
عيب رندان مکن اي زاهد پاکيزه سرشت
که گناه دگران بر تو نخواهندنوشت
من اگر نيکم و گر بد توبرو خود را باش
هر کسي آن درود عاقبت کار که کشت
همه کس طالب يارند چه هشيار و چه مست
همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت
سر تسليم من و خشت در ميکده ها
مدعي گر نکند فهم سخن گو سر و خشت
نا اميدم مکن از سابقه لطف ازل
تو پس پرده چه داني که.که خوب است و که زشت
نه من از پرده تقوا به در افتادم و بس
پدرم نيز بهشت ابد از دست بهشت
حافظا روز اجل گر به کف آري جامي
يک سر از کوي خرابات برندت به بهشت
راستي يه مسلهء .جويدن زيادي غذا که همون نشخوار کردن هم بهش ميگن مخصوص احشام و حيوانات علف خواره البته سوء تعبير نشه شما مفسر آيات مهجور در سن 22 سالگي نموداري از حقيقت و نبوت اسلام هستيد پايدار و سرفراز باشيد

پاسخ مدير سايت:عليکم السلام پدربزرگ محترم.حقيقتا اگر بادقت به اشعار حافظ و استعاراتش توجه کنيم ومعناي مورد نظرش را دريابيم،آن را عين تفسير قرآن مي يابيم.اين چند بيت حافظ هم خدمت شما:
ما نه رندان رياييم و حريفان نفاق...........آن که او عالم سر است بدين حال گواست
فرض ايزد بگذاريم و به کس بد نکنيم........وان چه گويند روا نيست نگوييم رواست
معذرت مي خواهم اگر تفسيرات بنده براي شما زياده گويي بوده، البته شايد ذهن شما بسيار قوي است که مطلب را فورا مي گيرد،پس کفايت شرح مطلب به حسب مخاطب ،نسبي است وبنده هرگز مدعي بي عيبي ونموداري از حقيقت و نبوت اسلام نيستم:
چه شود گر من و تو چند قدح باده خوريم--------باده از خون رزان است نه از خون شماست
اين چه عيب است کز آن عيب خلل خواهد بود--------------ور بود نيز چه شد مردم بي عيب کجاست
موفق و رهياب باشيم.
«شنبه15تير1387ساعت 5:26:44»

نام:محمد تقوایی«شنبه15تير1387ساعت 6:45:59»

لسلام عليکم و رحمته
ياد ايامي که با يکديگر بوديم و به خاطر آوردن آن ها از سويي شاد کننده دل و از سويي جاري کننده اشک است .
اما آنچه که عقل من الان به انگشتانم دستور مي دهد آنست که بگويم :
احنست بارک الله

پاسخ مدير سايت:عليکم السلام ورحمة الله.برادر عزيز روزها مي گذرد و جز خاطره ها از آن چيزي باقي نمي ماند،پس بيايم قدر همديگر بدانيم تا جز خاطرات نيک بجاي نگذاريم.اميدوارم هر کجا هستي موفق و سربلند باشي.«يکشنبه16تير1387ساعت 8:7:52»

نام:سید جلال«يکشنبه16تير1387ساعت 2:0:8»

سلام
آيا مي دانستيد يهود از خودمان سالم تر است؟!!!
به روزم

پاسخ مدير سايت:عليکم السلام .بله سيد عزيز،يهود سالمتر است چون شباهتش با مدعي قول بيشتر است.«دوشنبه17تير1387ساعت 9:21:33»

نام:ب«پنجشنبه24مرداد1387ساعت 20:53:23»

سلام
با مطلبي به عنوان "شناخت صحابه از منافق"بروزم حتما سر بزنيد.

پاسخ مدير سايت:عليکم السلام.مطلب زيبايي بود اميدوارم که به اين مطالب پايبند باشيد،ليکن مشکل شما اينست که دشمنان و دوستان علي رضي الله عنه را تشخيص نداده قضاوت مي کنيد.خوب بيايد خود را راحت کنيم،اسم أشخاص را نياوريم و با همين اصل مسلم پيش رويم.به قول خودتان خدا به پيامبرش که در آن زمان بودنفهماند که دقيقا چه کسي منافق و چه کسي مومن است، چه لزومي دارد که ما پليس بازي و کاراگاه بازي در بياريم.تلک أمة قد خلت لها ما کسبت ولکم ما کسبتم ولا تسئلون عما کانو يعملون.موفق باشي و رهرو.«دوشنبه28مرداد1387ساعت 23:21:8»

نام:s@lma «جمعه5مهر1387ساعت 15:23:38»

سلام.
مطمئنا يك كنيز هيچوقت راضي نبوده مثل يك كالا هميشه دست به دست بشه و وسيله ي لذت مردان قرار بگيره چون تا جايي كه من آگاهم هيچوقت احساسات اين كنيزها و انتخابشون ملاك نبوده و حتي با اينكه مسلمان شدن اختياري بوده دوري ازخانواده و از هم پاشيدگي زندگي اين برده ها هميشه ناديده گرفته ميشده و مسلمانان در جنگها مقابله به مثل ميكردند و همون كاري كه كفار با آنها ميكردند تكرار مي نمودند.پس زمان پيامبر هم بين يك كنيز و زن عادي تبعيض وجود داشته چون قدرت اختيار از اين زنها سلب ميشده و فقط براي زفع نيازهاي مردان مسلمان به كار گرفته ميشدند.

پاسخ مدير سايت:عليکم السلام .اين مسئله زماني مي تواني درک کني که درک صحيحي از برده-چه زن و چه مرد- در اسلام داشته باشي.برده شخصي است که وارد جنگ با مسلمانان شده و اسير گشته و سزايش کشته شدن بوده که از کشته شدن او گذشت شده و حق حيات به وي داده شده است. آيا همچون شخصي بايد حقوقش همانند يک فرد آزاد باشد؟!آيا يک مجرم با يک بي گناه بايد حقوق و آزاديهاي برابر داشته باشند؟!واضح است که حق آزادي و انتخاب واحترام اينها کمتر بوده و بايد بين اينها و افراد آزاد تبعيض باشد.ضمنا اينکه شما مسلمانان را همانند کفار در جنگ معرفي نموده ايد اين را مي رساند که شناخت کافي نسبت به رفتار مسلمانان صدر اسلام با اسيران نداريد،مسلمانان با توجه به موقعيت و لياقت دشمنان نسبت به اسرايشان تصميم مي گرفتند و چه بسا در جنگهايي مي بينيم که تمامي اسرا را آزاد مي نمايند تا همگان به زندگي خود با کرامت بپردازند(مثلا اسراي هوازن)همچنين اگر مطلب را با دقت خوانده بوديد در مي يافتيد که برده داري از مسائلي نيست که اسلام بخواهد با آن کنار آيد،بلکه تمام تلاشش بر برچيدن آن است و در اين مسير هم موفق گشته است.«يکشنبه7مهر1387ساعت 6:3:2»

نظر شما راجع به این مطلب:
نام شما:
وبسايت شما:
متن نظر:


=3+3
وبسايتهای برتر
مجتمع علمی فرهنگی سلطان العلماء بندرلنگه
نسيم
بیداری اسلامی
دخت کنگ
ديوان
مدرسه علوم دينی صلاح الدين ايوبی اروميه
مجد
کلگر
کنکاش
کنگستان
بانوی کنگی
مسجد جامع بندر کنگ
اعجاز علمی در قرآن و حديث
الحورویدیوهای مکه ومدینه واناشید اسلامی
زعفرون
آخرين ورود از:
بیداری اسلامی

آماربازديد
افرادآنلاين
هلند(2)
آمريکا(13)
بازديدامروز:344
بازديدديروز:400
بازديدهفته قبل:3068
بازديدكل:408229