امکانات سايت
کل مقالات
نظرات عمومی
اضافه نمودن وبسايت
کل وبسايتها
نظراتم دروبسایتهای ديگر
صفحه اصلی
فروشگاه شارژ

آخرين مطالب:
صبر و اصلاح طلبی نه براندازی و تجزيه
ارزشت مساوی عملت
بازگشت دوباره جهنميان به دنيا
بدگويي خيالی
تعدد زوجات و طلاق
اعتياد و طلاق
ارتباط نامشروع
بی اعتمادی
شناخت قبل از ازدواج
دخالتهاي بيگانگان در خانواده
پربيننده ترين مطالب:
بدگويي خيالی
رفتاربا همسر
تعدد زوجات و طلاق
نظرات سه روزاخير
پرنظر ترين مطالب:
رفتاربا همسر|55نظر|
دخالتهاي بيگانگان در خانواده|39نظر|
شناخت قبل از ازدواج|30نظر|

مديريت:
خلفان نصيحت کن
ايميل:
khalfan@khalfan.ir
آخرين مراجعه
6فروردين1397ساعت 9:23:48
ورودمديريت:
نام:
رمز:

تفسير سوره کوثر«شنبه4فروردين1386»تعداد بازديد:1052
بسم الله الرحمن الرحیم

إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ (1) فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ (2) إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ (3)

سوره ی کوثرکوتاهترین سوره ی قرآن است ودارای سه آیه وده کلمه و چهل ودو حرف است. در مورد مکی یا مدنی بودن آن اختلاف است. قول ابن عباس وکلبی و مقاتل بر مکی بودن وقول عکرمه ومجاهدوقتاده برمدنی بودن آن است. تنها اختلاف قرائتی که در این سوره ذکر شده است این است که ابن محیصن وطلحه وزعفرانی ، اعطیناک را انطیناک خوانده اندواین طبق لهجه ی عربهای عاربه می باشد.چنانکه اعشی در دیوان خود می گوید: جیادک خیر جیادالملوک تصان الجلال و تنطی الحلولا معنای تحت لفظی سوره: مابه تو کوثربخشیدیم . پس برای پروردگارت نماز بخوان وقربانی کن . همانا دشمن تو ابتر است.



بررسی سوره:



رابطه این سوره با سوره ماقبلش : در سوره قبل سخن از بخل آمده است و در مقابلش این سوره با عطا شروع می شود: الذی جمع مالاً وعدده # اعطیناک همچنین سهل انگاری درنماز ودر مقابل آن امر به نماز می آید: الذین هم عن صلاتهم ساهون # فصل ( ای دم علی الصلاة ) همچنین در مقابل ریا، قصد رضای خدا می آید: الذین هم یرائون # لربک در مقابل ترک یتیم ومسکین و عدم همکاری اجتماعی، قربانی که بخشش و همکاری جامعه در آن نمایان است می آید: یدع الیتیم و لا یحض علی طعام المسکین ،یمنعون الماعون # وانحر



بررسی لغوی کلمات سوره :

اعطیناک : عطا و اعطا به معنای بخشش و دادن چیزی به کسی می آید. الکوثر : سه حرف اصلی آن ( ک ث ر ) به معنای زیادت می باشد که بر وزن فوعل برده شده است و کوثر بدست آمده است و این وزن برای وصف مبالغه به کار می رود و عرب آن چیزی که از نظر عدد و اندازه بسیار زیاد شود را کوثر می نامند چنان که در دیوان کمیت آمده است : و انت کثیر یا ابن مروان طیب و کان ابوک ابن العقائل کوثرا و هنگامی که از پیرزنی که فرزندش به تجارت رفته بود و با مال فراوان برگشته بود می پرسیدند : (بم آب ابنک ؟)پسرت با چه برگشته است می گفت: (آب بکوثر)با مالی که بسیار زیاد شده برگشته است. کوثر به غبار زیاد نیز اطلاق می شود و از جمله کلماتی که بر این وزن ساخته شده : نفل و نوفل – جهر و جوهر است.



بحث بر روی معانی سوره : سوره کوثر از اهمیت بسیار والایی در میان سوره های دیگر قرآن برخوردار است. این سوره کمترین مقداری است که بر آن تحدی طلبی شده است زیرا به سه صورت قرآن دشمنان را به مبارزه طلبیده است : 1- به مانند قرآن بیاورند: أَمْ یَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ بَلْ لَا یُؤْمِنُونَ (33) فَلْیَأْتُوا بِحَدِیثٍ مِثْلِهِ إِنْ کَانُوا صَادِقِینَ (34)(طور) 2- ده سوره بیاورند: أَمْ یَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَیَاتٍ وَادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ (13) (هود) 3- یک سوره بیاورند: وَإِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَادْعُوا شُهَدَاءَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ. (23)(بقره) أَمْ یَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ (38) (یونس) واضح است که اگر کمترین مقدار برای آوردن به مثل را در نظر بگیریم سوره کوثر است.

سوره کوثر از موسیقی بسیار زیبایی برخوردار است که هر صاحب ذوقی را به وجد می آورد اما بحث ما حول محور و معنای سوره است در مورد معنای کوثر مفسرین اقوال بسیاری را نقل کرده اند اولین قول معنای نهری در بهشت یاحوضی است که به پیامبر خدا (ص) عطا شده است وامت او برآن جمع شده و از آب آن می نوشند چنانکه در صحیح بخاری آمده است: (عَنْ أَنَسٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ:لَمَّا عُرِجَ بِالنَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ إِلَى السَّمَاءِ قَالَ أَتَیْتُ عَلَى نَهَرٍ حَافَتَاهُ قِبَابُ اللُّؤْلُؤِ مُجَوَّفًا فَقُلْتُ مَا هَذَا یَا جِبْرِیلُ قَالَ هَذَا الْکَوْثَرُ ودر صحیح مسلم چنین آمده است: (عَنْ أَنَسٍ قَالَ : بَیْنَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ ذَاتَ یَوْمٍ بَیْنَ أَظْهُرِنَا إِذْ أَغْفَى إِغْفَاءَةً ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ مُتَبَسِّمًا فَقُلْنَا مَا أَضْحَکَکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ أُنْزِلَتْ عَلَیَّ آنِفًا سُورَةٌ فَقَرَأَ: ثُمَّ قَالَ أَتَدْرُونَ مَا الْکَوْثَرُ فَقُلْنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَعْلَمُ قَالَ فَإِنَّهُ نَهْرٌ وَعَدَنِیهِ رَبِّی عَزَّ وَجَلَّ عَلَیْهِ خَیْرٌ کَثِیرٌ هُوَ حَوْضٌ تَرِدُ عَلَیْهِ أُمَّتِی یَوْمَ الْقِیَامَةِ آنِیَتُهُ عَدَدُ النُّجُومِ فَیُخْتَلَجُ الْعَبْدُ مِنْهُمْ فَأَقُولُ رَبِّ إِنَّهُ مِنْ أُمَّتِی فَیَقُولُ مَا تَدْرِی مَا أَحْدَثَتْ بَعْدَکَ)(مسلم- صلاة-حجة من قال البسمله...) انس رضی الله عنه می گوید: روزی ما نزد پیامبر صلی الله علیه وسلم نشسته بودیم که ناگهان او به خواب سبکی فرو رفته و آنگاه سرش را بلند کرده در حالی که لبخند می زدند. گفتیم ای پیامبر خدا چه چیزی باعث خندیدن شما شده است؟ گفت: چند لحظه پیش سوره ای بر من نازل شد. وخواند: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ { إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ } سپس فرمود: آیا می دانید کوثر چیست؟ گفتیم خدا و رسولش بهتر می دانند.فرمود: رودی است که پروردگارم بر آن خیر زیادی را به من وعده داده است و آن حوضی است که امت من در روز قیامت جمع می شوند، ظرفهای آن به تعداد ستارگان است، بنده ای از یکی از آنها رانده می شود، پس می گویم: پروردگارا او از امت من است. می گوید : تو نمی دانی آنها بعد از تو چکار کردند!

واضح است که رسول الله (ص) طبق گفته قرآن بیان کننده قرآن است : (و انزلنا الیک ذکر لتبین للناس ما نزل الیهم و لعلهم یتفکرون) اما باید توجه کنیم که بیان کننده لازم نیست که بیانش تمام وجوه بیان شونده در بر بگیرد و اگر مبیِّن ، مبیَّن را در برنگیرد علامت عظمت مبیَّن است بنا بر این می بینیم که پس از معرفی پیامبر به عنوان مبیِّن می فرماید : و لعلهم یتفکرون یعنی بیان پیامبر تمام معانی قرآن را در بر نگرفته بلکه با استمداد از آن با ید تفکر کنید و به معانی بیشتری پی ببرید،بدین سبب است که اصحاب و مفسرین به خود اجازه داده اند اظهار نظرهایی در مورد کوثر نمایند. قول عکرمه بر این است که کوثر نبوت و کتاب است و ابن مغیره کوثر را به "اسلام" و ابن کیسان : "ایثار" و حسن بن فضل : "آسانی دینها" و ماوردی :" رفعت ذکر" و هلال بن یساف : "لا اله الا الله و محمد رسول الله" و در قولی هم از ذریه پیامبر تعبیر شده است و از یمان بن رئاب : کثرت اصحاب و پیروان و امت محمد (ص) است.

بررسی اقوال و مطابقت دادن آنها با اصول تفسیر : به طور کلی می توان گفت کسانی که کوثر را به : نبوت ، کتاب ، اسلام ، ایثار ، تخفیف شرائع ، ذکر و کلمه طیبه تعبیر کرده اند در واقع کوثر را به معنای خیر کثیر گرفته و آنگاه بزرگترین خیری که در نظرشان آمده است ذکر کرده اند اما در این اقوال سؤال اینجاست که کلمه خیر را چگونه از کوثر گرفته اند؟ مطمئناً اگر به اشتقاق لغوی کوثر برگردند متوجه می شوند که لفظ خیر دلیلی ندارد.

و اما اگر کوثر را تنها حوض یا نهری در بهشت بدانیم و بیش از این بسطش ندهیم به دو مشکل برخورد می کنیم:

1- اینکه تناسب آیات با هم دیگر ضعیف می شود و محور سوره برای ما گنگ می شود آیه اول به یک حوض اشاره دارد آیه دوم به نماز و قربانی امر می کند و آیه آخر در مذمت کسی است که به فرزندان خود می بالد .

2- در هیچ حدیثی نمی یابیم که پیامبر (ص) نماز عید خوانده باشد و آنگاه قربانی کند و بگوید این قربانی من بخاطر حوض کوثر است.



اما اگر کوثر را بر اهل بیت پیامبر (ص) تعبیر نماییم از دو جنبه تأیید می شود:

1- در حدیث آمده است که هنگامی که پیامبر (ص) نماز عید خواندند قربانی نمودند و فرمودند: ( بسم الله الهم تقبل من محمد و آل محمد و من امت محمد) و در صحیح بخاری آمده است که پیامبر گاوی را از جانب همسران خویش قربانی نمود.

2- ربطش با آیه آخر بیشتر می شود و می توان محور سوره را تحت عنوان اهمیت خانواده پیامبر (ص) و نابودی اهل بیت دشمنان او جمع کرد.

اما این تفسیرنیز از چند جنبه دچار مشکل می شود:

1- معنای کوثر که بسیار زیاد شدن را می رساند نمی توان به آسانی بر آن تطبیق داد.

2- ما آیه دیگر نمی یابیم که این تفسیر را تأیید نماید و اهل بیت پیامبر (ص) را بعنوان زیاد شونده معرفی نماید زیرا یکی از علائم اینکه تفسیر درست از قرآن کرده ایم این است که بتوانیم شاهدی دیگر از قرآن برای تفسیر خود داشته باشیم زیرا تشابه از صفات قرآن است و برای محقق شدن تشابه باید حد اقل یک مفهوم دو بار آمده باشد و بدان خاطر است که خداوند می فرماید: (اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِیثِ کِتَابًا مُتَشَابِهًا مَثَانِیَ...)(23زمر) 3- روایتی آورده اند که منظور از دشمن پیامبر دراین سوره، عاص بن وائل یا ابوجهل است وبه فرض صحت این روایت باید یکی از این دوشخص، طبق آیات و محور ایجاد شده از این برداشت، منقطع النسل می شدند، در حالی که تاریخ این امر را رد می کند، بلکه حتی فرزندان این دو شخص معاند (عکرمة ابن ابی جهل و عمرو بن عاص بن وائل) ایمان آورده و از یاران معروف پیامبر (ص) بودند و منقطع النسل هم نشدند.

و اما تفسیری که از کوثر مبنی بر امت پیامبر (ص) کرده اند از چند جنبه قابل بررسی و تأیید است:

1- می توان با حدیثی که کوثر بعنوان حوضی یا نهری در بهشت معرفی شده است ربط داد زیرا پیامبر (ص) بیان می کند که این حوضی است که یاران و امت من بر آن با من ملاقات می کنند و از آب این حوض می نوشند پس علت کثیر بودن قدح های این حوض کثرت امت پیامبر (ص) است که بر آن جمع می شوند پس در واقع این حدیث ما را به این تفسیر از کوثر راهنمایی می نماید.

2- براحتی می توان معنای لغوی کوثر را بر آنها مطابقت داد زیرا به سرعت زیاد گشتند و بیشتر از سایر امتها شدند.

3- زمانی که پیامبر (ص) نماز عید خواند و قربانی نمود فرمود: اللهم تقبل من محمد و آل محمد و من امت محمد که این تفسیر را تأیید می نماید زیرا حتی آل محمد نیز زیر مجموعه امت محمد هستند.

4- محور سوره محوری آشکار و مفهومی از مفاهیم دین اسلام می شود و اینکه قدرت و قدرت اسلام به امت و پیروان است نه به نسب خاصی و آنکه به نسب و قبیله خود فخر فروشی می کند راه و روشش قطع شدنی است و حتی می بینیم که فرزندان ایشان (به عنوان مثال عکرمه پسر ابو جهل ) نیز مسلمان می شوند و ترویج دهنده راه و روش پیامبر (ص) می گردند.

5- با این تفسیر می توان شاهدی از قرآن آورد که امت محمد، کوثر است: (ومثلهم فی الإنجیل کزرع أخرج شطأه فآزره فاستغلظ فاستوى على سوقه یعجب الزراع لیغیظ بهم الکفار...) پس می بینیم که بارعایت چند اصل از اصول تفسیر می توانیم از بسیاری از اختلافات رهایی یافته و تفسیری منسجم و زیبا داشته باشیم.
نظرات فرستاده شده برای اين مطلب
نام:اریش«يکشنبه5فروردين1386ساعت 20:37:17»

سلام عليکم و رحمه الله و برکاته!
دوست گرامي صفحه تنوير با مطالب جديد منتظر قدم هاي گرم تان و به اميد انتقاد و نظريات سازنده شما عزيزان.
در پناه حق باشيد به اميد کاميابي شما

پاسخ مدير سايت:عليكم السلام و رحمه الله و برکاته
ان شاء الله ميهمان خواهيم شد.
«دوشنبه6فروردين1386ساعت 6:21:36»

نام:فريده قاسمی«يکشنبه5فروردين1386ساعت 21:46:38»

برادر محترم
جناب آقاي نصيحت كن
مشاهده فعاليت شما همشهري خوبم در دنياي مجازي مايه خوشحالي ماست.از ارايه نظر شريفتان در وبلاگ دخت كنگ بسيار سپاسگذارم هر چند بعلت مشغوليت و عدم بازديد وبلاگ شما به هنگام پاسخ گويي به نطر مذكور نمي دانستم مخاطب من شما همشهري فرهيخته هستيد .درصورت علم به اين موضوع همانجا مسرت خود را ابراز مي داشتم.
ضمنا كلماتي در نطر شما درج شده بود كه با توجه به عدم درك آن بنده به جاي ان نقطه چين قرار دادم .اصل نطر موجود است چنانچه كلمات مذكور را معنا و تفسير نماييد بنده عين ان را تاييد مي نمايم.سپاس مجدد مرا پذيرا باشيد......

پاسخ مدير سايت:از عنايت شما به اين وبلاگ متشکرم.
اميدوارم که بتوانيم هر روز شاهد فعاليت شمافرهنگيان و پيش بردن جامعه بسوي اصلاح باشيم.
ضمنا نظري که تاييد شده بود مقصود را رسانده بود ونيازي به تجديد آن نمي باشد.
«يکشنبه5فروردين1386ساعت 22:26:44»

نام:رضافتحی«جمعه17فروردين1386ساعت 22:10:25»

با كمال تشكر از شما
خلفان جان اميدوارم موفق باشي

پاسخ مدير سايت:عليكم السلام ورحمة اللهشما نيز موفق ومؤيد از جانب حق باشيد.«جمعه31فروردين1386ساعت 9:8:29»

نام:مهمان گرامي«پنجشنبه13ارديبهشت1386ساعت 10:28:7»

سلام
مطالب فوق العاده خوب ومفيد بود
اميد وارم شاهد مطالب بعدي شما در زمينه ي قران و اهل بيت(ع) باشم

پاسخ مدير سايت:عليکم السلام البته وقتي سخن از ياران پيامبر مي گوييم اهل بيت جدا از اين مقوله نيستند بلکه در سرآيند اين مقوله قرار مي گيرند و همانند ستارگاني درخشان و مشعلهايي هدايتگردر ميان امتند.«جمعه14ارديبهشت1386ساعت 11:59:4»

نام:محمد«جمعه14ارديبهشت1386ساعت 0:50:19»

السلام عليكم..
اميدوارم حال شما خوب باشد... به خاطري نظري كه در وبلاگ بنده نوشتيد
براي شما اين نظر را مينويسم .. اميدوارم وبلاگ بنده در وبلاگ شما قرار گيرد..
و همچنين لينك شما در وبلاگ بنده قرار ميگيرد...
و جزاكم الله خير..

پاسخ مدير سايت:عليكم السلام حتما ... موفق باشي.«جمعه14ارديبهشت1386ساعت 2:24:53»

نام:نصرمن الله«شنبه3فروردين1387ساعت 10:46:41»

(و اختلفوا في تفسير قوله تعالى: فصل لربك و انحر«»، قال بعضهم: انحر البدن، و يقال: هو وضع اليمين على الشمال في الصلاة)«».لسان‏العرب ج : 5 ص : 195
معناوتفسير کلمه انحر در اين سوره همان دست بسته نماز خواندن است.نه قرباني کردن.چراکه اگر منظور قرباني کردن بود از کلمه نسکي يا کلمه (22) الحج : 36
َ الْبُدْنَ جَعَلْناها لَكُمْ مِنْ شَعائِرِ اللَّه استفاده ميشد.
والله اعلم

نام:منتظر«چهارشنبه20آذر1387ساعت 0:32:59»

سلام اقاي معتدل.فكر كنم بخش نظراتت بهم ريخته.مطالب ما نيست،اميد دارم كه خواسته مطالبو پاك نكردي.وگرنه .....
راستي عيد قربان و عيد غديرو بهت تبريك ميگم.انشاالله به حق صاحب غدير سلامت باشي.راستي مطلبي يه جايي از وبلاگت نوشتي كه اگه از روح جهل باشه مشكلي نيست و جاي توبه بازه وگرنه از روي اعتقاد باشه به جرگه كافران پيوستي،با عرض شرمندگي بگرد پيدا ميكنيش.(در پاسخهات بگرد)

پاسخ مدير سايت:عليكم السلام.نه بهم نريخته! به عمد پاك كردم.نمي خواهم اينطور مطالبي در وبلاگم باشه.بيشتر دوست دارم با برادران دانايي و با ادبي مثل سيد محمد حسن مخبر و دگر افراد دانا گفتگو داشته باشم تا شما. هچ واهمه اي هم ندارم . مديريت اين وبلاگ بدست خودمه.هر نظري بخواهم تاييد مي كنم هرچه بخواهم رد مي كنم و هرچه بخواهم حذف مي كنم.شما اختيار وبلاگ خودتون داريد.«شنبه23آذر1387ساعت 8:10:29»

نام:منتظر«چهارشنبه27آذر1387ساعت 11:1:29»

سلام اقاي معتدل. خوشم اومد ازت رو راستي.من كه هنوز چيزي نگفتم كه ترسيدي و ستون هاي اعتقاديت به هم ريخته.تازه داشتم باهات حال ميكردم .خوبه كه از من واهمه نداري ولي بهت پيشنهاد ميكنم از خدا واهمه داشته باشي كه به پيامبرش همچين تهمتي ميزني و بهش اعتقاد داري.
فردوس نقشه ايست ز ايوان كوي تو
يوسف اسيرجلوه و مبهوت روي تو
شيعه خبرنگار غديرست در جهان
كفش تمام شيعه نثار عدوي تو
راستي من دلم ميخواد باهات مناظره كنم و اصلا ترسي هم ندارم ،اگه ميترسي تو وبلاگت .... بشي بيا وبلاگ من وگرنه من امادم.
راستي در مورد غدير هم كمي از كتاياتون مطالعه كن شايد هدايت بشي كه البته من شكدارم.

پاسخ مدير سايت:قل هو الرحمن ءامنا به وعليه توكلنافستعلمون من هو في ضلال مبين...جناب منتظر فعلا برو جاي ديگه ، وبلاگهاي مناسب ديگه اي براي سرگرم شدنت وجود داره ،حوصله ي بحث و مناظره با شما ندارم كارهاي مهمتري دارم كه بايد انجام دهم...بدرود.«چهارشنبه27آذر1387ساعت 12:59:12»

نام:نگار طاهونچي«يکشنبه1دي1387ساعت 22:3:1»

سلام از شما به خاطر تفسير هاي قران ممنونيم اميدوارم كه بتوانم در زندگي استفاده ي لازم را ببرم

نام:منتظر«سه شنبه3دي1387ساعت 4:36:19»

سلام .ميدوني تو وبلاگت چرخيدم چي فهميدم؟
تو كمبود خودبزرگبيني داري البته نوعي بيماري هست كه قابل درمانه.هرچي پيام ميزاري دلت ميخواد ازت تعريف كنه.....عيبي نداري درست ميشه...
((اللهم العن الجبت و الطاغوت)) (( يا علي مددي))

پاسخ مدير سايت:عليكم السلام،منتظر باش و لعنتت رو بفرست برات كافيه، دكتري كردن به تو نيومده....راستي ناراحت نشي كه تصميم گرفتم نظرات مباركت رو زياد تاييد نكنم آخه بقول شما خود بزرگبينم و اين رفتار بايد برات تعجب آورنباشه.«سه شنبه3دي1387ساعت 4:47:41»

نام:سارا«سه شنبه24آذر1388ساعت 6:10:11»

سلام از مطالبتون ممنونم اميدوارم روز به روز به اعتقادات قلبي وفكريتون به درجات ومراتب بالاتر برسه

پاسخ مدير سايت:علیکم السلام.«چهارشنبه25آذر1388ساعت 8:52:44»

نام:زری«سه شنبه31فروردين1389ساعت 23:30:30»

سلام
عالي بود استفاده کردم ممنون

پاسخ مدير سايت:عليكم السلام.متشكرم«شنبه18ارديبهشت1389ساعت 0:1:5»

نام:سواد«پنجشنبه20آبان1389ساعت 2:15:59»

ارزوي موفقيت و توفيقات روز افزون دارم سايت خوبي داريد

پاسخ مدير سايت:متشکرم«جمعه21آبان1389ساعت 2:57:39»

نام:مسعودی«جمعه19آذر1389ساعت 7:37:49»

سلام يه نگاهي به اين سندها بندازيد بد نيست:
صحيح بخاري با حاشيه سندي (کتاب بدءالخلق ، باب مناقب المهاجرين) ، 301/2 و 308 و284/2
سنن نسائي 93/5 و ح 8355 و 8357
صحيح مسلم 143/7 ، حاشيه حديث به نقل از شيخ تقي الدين سبکي شافعي
اسدالغابه ، تحقيق احمد رفاعي 241/7
صحيح مسلم 143/7
اميدوارم تعصبي نباشيد.

پاسخ مدير سايت:عليكم السلام.نگاه نمودم متوجه منظور شما نشدم.«يکشنبه21آذر1389ساعت 8:24:34»

نام:حميدرضارحماني«چهارشنبه30فروردين1391ساعت 3:54:37»

بسم الله
مقاله زيبايي بود. احسنت. به نظرم اگر به جاي امت رسول الله دين رسول الله را مطرح مي فرموديد بهتر بود. چون دين است که رشد دارد و کثرت مي يابد و اين مهمتر از کثرت پيروان است (که در حال حاضر مسيحيت کثرت بيشتري دارد) در مقابل کفر رشدي ندارد بلکه منقطع است.
ضمن اينکه کثرت دين مستلزم ادامه متولي دين است که در واقع همان ولايت است که در معناي خود پي در پي آمدن را دارد و اين شجره طيبه ولايت است که توتي اکلها کل حين باذن ربها. حتي شامل زمان حال و مسئله ظهور نيز مي گردد

نظر شما راجع به این مطلب:
نام شما:
وبسايت شما:
متن نظر:


=8+2
وبسايتهای برتر
مجتمع علمی فرهنگی سلطان العلماء بندرلنگه
نسيم
بیداری اسلامی
دخت کنگ
ديوان
مدرسه علوم دينی صلاح الدين ايوبی اروميه
مجد
کلگر
کنکاش
کنگستان
بانوی کنگی
مسجد جامع بندر کنگ
اعجاز علمی در قرآن و حديث
الحورویدیوهای مکه ومدینه واناشید اسلامی
زعفرون
آخرين ورود از:
بیداری اسلامی

آماربازديد
افرادآنلاين
آلمان(1)
بريتانيا(1)
آمريکا(22)
بازديدامروز:468
بازديدديروز:501
بازديدهفته قبل:3079
بازديدكل:343178