امکانات سايت
کل مقالات
نظرات عمومی
اضافه نمودن وبسايت
کل وبسايتها
نظراتم دروبسایتهای ديگر
صفحه اصلی
فروشگاه شارژ

آخرين مطالب:
صبر و اصلاح طلبی نه براندازی و تجزيه
ارزشت مساوی عملت
بازگشت دوباره جهنميان به دنيا
بدگويي خيالی
تعدد زوجات و طلاق
اعتياد و طلاق
ارتباط نامشروع
بی اعتمادی
شناخت قبل از ازدواج
دخالتهاي بيگانگان در خانواده
پربيننده ترين مطالب:
بدگويي خيالی
رفتاربا همسر
تعدد زوجات و طلاق
نظرات سه روزاخير
پرنظر ترين مطالب:
رفتاربا همسر|55نظر|
دخالتهاي بيگانگان در خانواده|39نظر|
شناخت قبل از ازدواج|30نظر|

مديريت:
خلفان نصيحت کن
ايميل:
khalfan@khalfan.ir
آخرين مراجعه
11دي1396ساعت 9:32:39
ورودمديريت:
نام:
رمز:

رهنمودهاي نظامي قرآن(1)«چهارشنبه18مرداد1391»تعداد بازديد:2414

رهنمودهاي نظامي قرآن
سوره هاي قرآن کريم به دو بخش تقسيم مي شوند: سوره هايي که قبل از تشکيل حکومت اسلامي نازل شده است(مکي) و سوره هايي که بعد از تشکيل حکومت اسلامي نازل شده است(مدني).
در سوره هاي مدني به مسائل اجتماعي و حکومت اسلامي بسيار پرداخته شده است بنابراين در اين سوره ها آيات بسياري در مورد مسائل نظامي و رزمي وجود دارد زيرا ايجاد نيروي نظامي قوي از ضروريات يک حکومت اسلامي مي باشد.
در اين مقاله مي خواهيم با توجه به آيات قرآن کريم، برخي از نکات و راهنمايي هاي نظامي قرآن، که براي رزمندگان و نظاميان حکومت اسلامي مفيد است بيان نماييم.


 ضرورت وجود قواي مسلح براي حکومت اسلامي:
شکي نيست که فطرت پاک انساني جنگ و خونريزي را ناپسند مي شمارد و از آن متنفر است به اين خاطر امکان دارد که بسياري افراد درک ننمايند که براي حفظ حکومت اسلامي و مقابله با دشمنان وجود نيروهاي مسلح و آماده جنگيدن ضروري است. خداوند عزوجل مي فرمايد: كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ (216بقرة) جنگ بر شما واجب گشته است ، و حال آن كه از آن بيزاريد ، ليكن چه بسا چيزي را دوست نمي داريد و آن چيز براي شما نيك باشد ، و چه بسا چيزي را دوست داشته باشيد و آن چيز براي شما بد باشد ، و خدا  مي داند و شما نمي دانيد .
بنابراين وجود نيروهاي نظامي قوي براي يک حکومت اسلامي ضروري است و اگر در اين امر کوتاهي شود نتيجه تسلط کافران و ظالمان بر جامعه ي اسلامي خواهد بود چنانکه خداوند عزوجل مي فرمايد: ... وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ وَلَكِنَّ اللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِينَ (251 بقره) و اگر خداوند برخي از مردم را به وسيله برخي ديگر دفع نكند ، فساد زمين را فرا مي گيرد ، ولي خداوند نسبت به جهانيان لطف و احسان دارد .
قواعد و اصول نظامي در قرآن:
مصونيت غير نظاميان: نيرو هاي مسلح فقط حق بر خورد مسلحانه با نيرو هاي نظامي و مسلح دشمنان تجاوزگر را دارند و حق آسيب رساندن به غير نظاميان را ندارند خداوند عز و جل مي فرمايد :
وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ (190 بقره)
و در راه خدا بجنگيد با كساني كه با شما مي جنگند . و تجاوز و تعدّي نكنيد که همانا خداوند تجاوزگران را دوست نمي دارد.
در اين راستا پيامبرخدا (ص) همواره به فرماندهان نظامي و نظاميان مسلمان سفارش و تأکيد مي نمودند که حق ندارند به زنان و کودکان و سالخوردگان و کساني که دخالتي در جنگ ندارند مانند راهبان و عابداني که در محل عبادت خود مي باشند آسيبي برسانند.
سختگيري بر دشمن تا پيروزي قطعي: تا وقتي که دشمن کاملا شکست نخورده و پيروزي کامل محقق نشده است نبايد به دشمن فرصت داد. خداوند عزوجل مي فرمايد: مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَن يَكُونَ لَهُ أَسْرَى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الأَرْضِ ... هيچ پيغمبري حق ندارد كه اسيران جنگي داشته باشد . مگر آن گاه كه كاملاً بر دشمن پيروز گردد و بر منطقه سيطره و قدرت يابد...
خداوند بلندمرتبه مي فرمايد: فَإِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّى إِذَا أَثْخَنتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنّاً بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاء حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا... (محمد 4) هنگامي كه با كافران در جنگ روبه رو مي شويد ، گردنهايشان را بزنيد ، و همچنان ادامه دهيد تا به اندازه كافي دشمن را ضعيف و درهم مي كوبيد . در اين هنگام ( اسيران را ) محكم ببنديد ، بعدها يا بر آنان منّت مي گذاريد ( و بدون عوض آزادشان مي كنيد ) و يا ( در برابر آزادي از آنان ) فديه مي گيريد ، تا جنگ بارهاي سنگين خود را بر زمين مي نهد و نبرد پايان مي گيرد .
حد اکثر توان: نيرو هاي مسلح بايد حداکثر توان نظامي داشته باشند و پيشرفته ترين تجهيزات و اسلحه ها را در اختيار داشته باشند تا در دل دشمنان ايجاد رعب و وحشت نمايند تا آنها به خود جرأت درگيري و تجاوز را ندهند، اين امر باعث خواهد شد صلح و ثبات برقرار شود و فکر تعدي و تجاوز به ذهن ستمکاران خطور نکند. خداوند مي فرمايد: وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِن دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ يَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنتُمْ لاَ تُظْلَمُونَ.
ترجمه :
براي آنان تا آنجا كه مي توانيد نيروي و اسبهاي ورزيده آماده سازيد ، تا بدان دشمنِ خدا و دشمن خويش را بترسانيد ، و كسان ديگري جز آنان را نيز به هراس اندازيد كه ايشان را نمي شناسيد و خدا آنان را مي شناسد . هر آنچه را در راه خدا صرف كنيد ، پاداش آن به تمام و كمال به شما داده مي شود و هيچ گونه ستمي نمي بينيد .
نگهداري حرمت مقدسات: نظاميان مسلمان بايد حرمت مقدساتي مانند مسجد الحرام و ماههاي حرام را نگه دارند ، اما اگر دشمن قصد سوء استفاده از اين حرمتها داشته باشد نظاميان هم بايد با آنها مقابله نمايند، خداوند عزوجل مي فرمايد: ...وَلَا تُقَاتِلُوهُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ حَتَّى يُقَاتِلُوكُمْ فِيهِ فَإِنْ قَاتَلُوكُمْ فَاقْتُلُوهُمْ كَذَلِكَ جَزَاءُ الْكَافِرِينَ (191بقرة)ترجمه : ... با آنان در كنار مسجدالحرام كارزار نكنيد ، مگر آن گاه كه ايشان در آنجا با شما بستيزند ( و حرمت مسجدالحرام را محفوظ ندارند ) . پس اگر با شما جنگيدند ايشان را بكشيد . سزاي آن كافران چنين است .
و مي فرمايد: يَسْأَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرَامِ قِتَالٍ فِيهِ قُلْ قِتَالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَصَدٌّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَكُفْرٌ بِهِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَإِخْرَاجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَكْبَرُ عِنْدَ اللَّهِ وَالْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ... از تو درباره جنگ كردن در ماه حرام مي پرسند . بگو : جنگ در آن ( گناهي ) بزرگ است . ولي جلوگيري از راه خدا و بازداشتن مردم از مسجدالحرام و اخراج ساكنانش از آن و كفر ورزيدن نسبت به خدا ، در پيشگاه خداوند مهمتر از آن است ، و اين فتنه بدتر از كشتن است ...
آمادگي و هوشياري مستمر در مقابل دشمنان: نيروهاي مسلح بايد همواره در آمادگي کامل با هرگونه رويارويي با دشمن باشند و هرگز غفلت و سستي از خود بروز ندهند زيرا دشمن منتظر همچون فرصتي است ،چنانکه خداوند عزوجل مي فرمايد:... وَدَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِكُمْ وَأَمْتِعَتِكُمْ فَيَمِيلُونَ عَلَيْكُم مَّيْلَةً وَاحِدَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِن كَانَ بِكُمْ أَذًى مِّن مَّطَرٍ أَوْ كُنتُم مَّرْضَى أَن تَضَعُواْ أَسْلِحَتَكُمْ وَخُذُواْ حِذْرَكُمْ إِنَّ اللّهَ أَعَدَّ لِلْكَافِرِينَ عَذَاباً مُّهِيناً : كافران آرزو دارند از اسلحه و وسايلتان غافل شويد و آنان يكباره بر شما بتازند. اگر از باران ناراحت بوديد يا بيمار بوديد ، گناهي بر شما نخواهد بود كه اسلحه خود را زمين بگذاريد ولي باز هم احتياط را رعايت کنيد . بيگمان خداوند براي كافران عذاب خواركننده اي فراهم ساخته است .
پايان دشمني با تغيير رفتار دشمن: جنگ با دشمنان هرگز به اين معنا نيست که رزمندگان مسلمان با قوم يا نژاد خاصي کينه و کدورت هميشگي دارند بلکه هدف باز شدن راه اصلاح انسانها و دفع ظلم و فساد است و چنانچه دشمنان دست از رفتار ناشايست خود بکشند امکان مودت و صلح همواره فراهم است چنانکه خداوند مي فرمايد : عَسَى اللَّهُ أَنْ يَجْعَلَ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَ الَّذِينَ عَادَيْتُمْ مِنْهُمْ مَوَدَّةً وَاللَّهُ قَدِيرٌ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ (7ممتحنة) «اميد است خدا ميان شما و ميان دشمنانتان از ايشان پيوند محبت برقرار سازد ، چرا كه خدا بسيار توانا است ، و او آمرزنده مهربان است .» و نيز مي فرمايد : قُل لِلَّذِينَ كَفَرُواْ إِن يَنتَهُواْ يُغَفَرْ لَهُم مَّا قَدْ سَلَفَ وَإِنْ يَعُودُواْ فَقَدْ مَضَتْ سُنَّةُ الأَوَّلِينِ : به كافران بگو : اگر دست بردارند ، گذشته اعمالشان بخشوده مي شود ، و اگر هم برگردند ( و به جنگ و ستيزتان برخيزند ) قانون خدا درباره پيشينيان از مدّنظر گذشته است .
قواي نظامي نيرومند
براي داشتن يک قدرت نظامي دو چيز نقش ضروري ايفا مي کند: 1- پشتوانه اقتصادي قوي 2- نظاميان قوي .
هنگامي که آيات نظامي قرآن را بررسي کنيم،در لابلاي اين آيات با آيات انفاق اموال روبرو مي شويم، که اين موضوع دال بر ضرورت صرف هزينه هاي مالي براي پيشبرد اهداف نظامي است.
البته اين بدان معنا نيست که نظاميان بايد از اقشار مرفه و متمول جامعه باشند، بلکه جامعه بايد بار مالي هزينه ها و نيازهاي متعارف نظامي را براورده سازد.  
در اين مقاله قصد پرداختن به بعد اقتصادي نداريم و تنها مي خواهيم بررسي کنيم که يک نظامي مسلمان بايد از نظر قرآن چه مشخصه هايي داشته باشد.
هدف بزرگ
يک نظامي بايد بالاترين هدف يعني بدست آوردن تنها رضاي خدا را داشته باشد و براي نجات ديگران از دست ظالمان جانفشاني کند چنانکه خداوند عزوجل مي فرمايد : فَلْيُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يَشْرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا بِالْآخِرَةِ وَمَنْ يُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيُقْتَلْ أَوْ يَغْلِبْ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا (74) وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ نَصِيرًا (75) الَّذِينَ آمَنُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُوا أَوْلِيَاءَ الشَّيْطَانِ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا (76 نساء) بايد در راه خدا كساني جنگ كنند كه زندگي دنيا را به آخرت مي فروشند  . و هر كس در راه خدا بجنگد و كشته شود و يا اين كه پيروز گردد ،  پاداش بزرگي بدو مي دهيم . چرا بايد در راه خدا و ( نجات ) مردان و زنان و كودكان درمانده و بيچاره اي نجنگيد كه مي گويند : پروردگارا ! ما را از اين شهر و دياري كه ساكنان آن ستمكارند خارج ساز ، و از جانب خود سرپرست و حمايتگري براي ما پديد آور ، و از سوي خود ياوري برايمان قرار بده.كساني كه ايمان آورده اند ، در راه خدا مي جنگند ، و كساني كه كفرپيشه اند ، در راه شيطان مي جنگند . پس با ياران شيطان بجنگيد . بيگمان نيرنگ شيطان هميشه ضعيف بوده است .
عوامل قوت نظاميان:
تشويق و ايجاد روحيه در سربازان: خداوند عزوجل آيات بسياري از قرآن کريم را صرف تشويق مسلمانان به جهاد در راه خدا مي نمايد و اين خود بالاترين دليل بر اهميت ايجاد انگيزه و روحيه در ميان نظاميان است و به رسول خدا (ص) دستور مي دهد که در اين زمينه تلاش نمايد « يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ... : اي پيغمبر ! مؤمنان را به اين جنگ تشويق کن... فَقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَا تُكَلَّفُ إِلَّا نَفْسَكَ وَحَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَكُفَّ بَأْسَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَاللَّهُ أَشَدُّ بَأْسًا وَأَشَدُّ تَنْكِيلًا (84) در راه خدا بجنگ. تو جز مسؤول ( اعمال ) خود نيستي . و مؤمنان را ترغيب و تحريك نما . تا اين كه خداوند قدرت كافران را باز گيرد و قدرت خدا بيشتر و مجازات او سخت تر است .
در راستاي اين آيات پيامبر خدا (ص) در غزوه احزاب براي يارانش اين چنين مي سرودند:
اللَّهُمَّ إِنَّ الْعَيْشَ عَيْشُ الْآخِرَهْ..........فَاغْفِرْ لِلْأَنْصَارِ وَالْمُهَاجِرَه
خدايا زندگي واقعي زندگي آخرت است ، پس انصار و مهاجرين را ببخشاي.
ويارانش اينچنين پاسخ مي دادند:
نَحْنُ الَّذِينَ بَايَعُوا مُحَمَّدَا.......عَلَى الْجِهَادِ مَا بَقِينَا أَبَدَا
ما کساني هستيم که با محمد(ص) بيعت کرديم که تا وقتي زنده ايم تلاش نماييم.
پس شايسته است نظاميان در شرايط سخت از ابزاري همچون سروده هاي جهادي براي ايجاد روحيه غفلت نورزند.
صبر : هر چه ميزان صبر و شکيبايي نظاميان بيشتر باشد قدرت غلبه نمودنشان بر دشمنان بيشتر است زيرا همراهي خداوند با صبرکنندگان است، خداوند عزوجل مي فرمايد: «...إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ وَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ يَغْلِبُوا أَلْفًا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَفْقَهُونَ (65) الْآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنْكُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفًا فَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ صَابِرَةٌ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ وَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ أَلْفٌ يَغْلِبُوا أَلْفَيْنِ بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ (66 انفال) ... هرگاه بيست نفر صبر کننده از شما باشند بر دويست نفر غلبه مي كنند ، و اگر از شما صد نفر باشند بر هزار نفر از كافران غلبه مي كنند ، به خاطر اين كه كافران گروهي هستند كه نمي فهمند. هم اينك خداوند براي شما تخفيف قائل شد و ديد در شما ضعفي است، در اين حال اگر از شما صد نفر شكيبا باشند ، بر دويست نفر غلبه مي كنند ، و اگر هزار نفر باشند بر دو هزار نفر پيروز مي شوند ، و خدا با شكيبايان است .
اطاعت از دستورات خدا و رسول و دوري از اختلافات : خداوند بلندمرتبه مي فرمايد: « وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَاصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ (46) و از خدا و پيغمبرش اطاعت نمائيد و در ميان خود اختلاف و كشمكش مكنيد که درمانده و ناتوان مي شويد و شكوه و هيبت شما از ميان مي رود. شكيبائي كنيد كه خدا با شكيبايان است .»
برپا داشتن نماز : برپاداشتن نماز براي نظاميان مسلمان از اهميت خاصي برخوردار است به گونه اي که خداوند عز وجل شکل خاصي از نماز را مخصوص نظاميان در شرايط سخت رويارويي با دشمن در قرآن بيان نموده است: وَإِذَا كُنْتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلَاةَ فَلْتَقُمْ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ مَعَكَ وَلْيَأْخُذُوا أَسْلِحَتَهُمْ فَإِذَا سَجَدُوا فَلْيَكُونُوا مِنْ وَرَائِكُمْ وَلْتَأْتِ طَائِفَةٌ أُخْرَى لَمْ يُصَلُّوا فَلْيُصَلُّوا مَعَكَ وَلْيَأْخُذُوا حِذْرَهُمْ وَأَسْلِحَتَهُمْ ... زماني كه در ميانشان بودي و نماز را برايشان بپا داشتي ، دسته اي از آنان با تو به نماز ايستند ، و بايد كه اسلحه خود را با خود داشته باشند ، و وقتي كه ( نصف ) نماز را با تو خواندند ( سلام بدهند و به كشيك و نگهباني بپردازند و ) شما را ( از دشمنان ) بپايند و دسته ديگري كه هنوز نماز را نخوانده اند ، بيايند و با تو به نماز ايستند و احتياط خود را مراعات و اسلحه خود را داشته باشند ...
دانش نظامي و ورزيدگي جسمي: خداوند بلند مرتبه مي فرمايد: «أَلَمْ تَرَ إِلَى الْمَلإِ مِن بَنِي إِسْرَائِيلَ مِن بَعْدِ مُوسَى إِذْ قَالُواْ لِنَبِيٍّ لَّهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكاً نُّقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللّهِ ... وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكاً قَالُوَاْ أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِّنَ الْمَالِ قَالَ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْم... آيا آگاهي از جماعتي از بني اسرائيل كه بعد از موسي مي زيستند و در آن وقت به پيغمبر خود گفتند : فرمانده جنگي براي ما انتخاب كن ... و پيامبرشان به آنها گفت:" خداوند طالوت را براى زمامدارى شما مبعوث (و انتخاب) كرده است،" گفتند:" چگونه او بر ما حكومت كند، با اينكه ما از او شايسته تريم، و او ثروت زيادى ندارد؟!" گفت:" خدا او را بر شما برگزيده، و او را در علم و جسم، وسعت بخشيده است...
استمداد از خدا عامل پيروزي :  وَلَمَّا بَرَزُوا لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُوا رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ (250) فَهَزَمُوهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ ... و هنگامى كه در برابر" جالوت" و سپاهيان او قرار گرفتند گفتند:" پروردگارا! صبر را بر ما بريز! و قدمهاى ما را ثابت بدار! و ما را بر جمعيت كافران، پيروز بگردان! پس به فرمان خدا، آنها سپاه دشمن را شکست دادند.
و مي فرمايد: «وَكَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَمَا ضَعُفُوا وَمَا اسْتَكَانُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ (146) وَمَا كَانَ قَوْلَهُمْ إِلَّا أَنْ قَالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ (147) فَآتَاهُمُ اللَّهُ ثَوَابَ الدُّنْيَا وَحُسْنَ ثَوَابِ الْآخِرَةِ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ : و چه بسيار پيامبرانى كه مردان الهى فراوانى به همراه آنها جنگ كردند، آنها هيچگاه در برابر آنچه در راه خدا به آنها مى رسيد سست نشدند، و ناتوان نگرديدند و تن به تسليم ندادند و خداوند استقامت كنندگان را دوست دارد. گفتار آنها فقط اين بود كه پروردگارا گناهان ما را ببخش، و از تندرويهاى ما در كارهايمان صرفنظر كن، وقدمهاى ما را ثابت بدار، و ما را بر جمعيت كافران پيروز بگردان!  لذا خداوند پاداش اين جهان (پيروزي) و پاداش نيك آن جهان را به آنها داد، و خداوند نيكوكاران را دوست مى دارد.
شناسايي و پاکسازي نظاميان از افراد فرومايه: وجود افراد پست و بدسرشت در ميان نظاميان باعث ضعف و سست شدن ديگران مي شود و سياهي لشکر آنها هيچ نفعي نمي بخشد، چنانکه خداوند عز و جل مي فرمايد: «و لَوْ خَرَجُوا فِيكُمْ مَا زَادُوكُمْ إِلَّا خَبَالًا وَلَأَوْضَعُوا خِلَالَكُمْ يَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ وَفِيكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ (47توبة) : اگر آنان همراه شما بيرون مي آمدند ، چيزي جز شر و فساد بر شما نمي افزودند ، و به سرعت در ميان شما حركت مي كردند و مشغول آشفتن و گول زدن و برگرداندنتان از دين مي شدند . در ميانتان هم كساني هستند كه سخن ايشان را بشنوند ( و فريب آنها خورند ) . خداوند ستمگران را خوب مي شناسد. »
بنابراين بايد از آميخته شدن اين افراد با نظاميان جلوگيري نمود: «فَإِنْ رَجَعَكَ اللَّهُ إِلَى طَائِفَةٍ مِنْهُمْ فَاسْتَأْذَنُوكَ لِلْخُرُوجِ فَقُلْ لَنْ تَخْرُجُوا مَعِيَ أَبَدًا وَلَنْ تُقَاتِلُوا مَعِيَ عَدُوًّا إِنَّكُمْ رَضِيتُمْ بِالْقُعُودِ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَاقْعُدُوا مَعَ الْخَالِفِينَ (83) هرگاه خداوند تو را به سوي گروهي از آنان بازگرداند و ايشان از تو اجازه خواستند كه در ركاب تو به سوي جهاد حركت كنند ، بگو : هيچ گاه با من به جهاد نخواهيد آمد و هيچ وقت همراه من با هيچ دشمني نخواهيد جنگيد چرا كه شما نخستين بار به كناره گيري و خانه نشيني خوشنود شديد ، پس با كناره گيران و خانه نشينان بنشينيد.»
اين مسئله چنان اهميت دارد که خداوند عزوجل در آيات متعددي صفات اين افراد را براي شناسايي نمودن بيان مي نمايد: 1- بدگويي از دين : إِذْ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ غَرَّ هَؤُلَاءِ دِينُهُمْ وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ (49 انفال) آن زماني را كه منافقان و كساني كه در دلهايشان بيماري بود ، مي گفتند : اينان را آئينشان مغرور نموده و گول زده است (كه آماده رزمند) هركس بر خدا توکل کند پس همانا خدا مقتدر و توانا است. 2- منفعت طلبند ودر سختي همراهي نمي کنند: لَوْ كَانَ عَرَضًا قَرِيبًا وَسَفَرًا قَاصِدًا لَاتَّبَعُوكَ وَلَكِنْ بَعُدَتْ عَلَيْهِمُ الشُّقَّةُ وَسَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَوِ اسْتَطَعْنَا لَخَرَجْنَا مَعَكُمْ يُهْلِكُونَ أَنْفُسَهُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ (42توبة) اگر غنائمي نزديك و در دسترس و سفري آسان باشد از تو پيروي مي كنند و به دنبال تو مي آيند ، ولي راه دور و پردردسر  براي ايشان ناشدني و نارفتني است . به خدا سوگند مي خورند كه اگر مي توانستيم با شما حركت مي كرديم . آنان خويشتن را تباه و هلاك مي كنند ، و خدا مي داند كه ايشان دروغگويند . 3- خوشحالي دروني از ناکاميها: إِن تُصِبْكَ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَإِن تُصِبْكَ مُصِيبَةٌ يَقُولُواْ قَدْ أَخَذْنَا أَمْرَنَا مِن قَبْلُ وَيَتَوَلَّواْ وَّهُمْ فَرِحُونَ : اگر نيكي به تو رسد ايشان را ناراحت مي كند ، و اگر مصيبتي به تو دست دهد مي گويند : ما كه تصميم خود را از پيش گرفته ايم و شادان برمي گردند و مي روند . 4- دلسرد کردن ديگران از پايداري و بي مسئوليتي: وَإِذْ قَالَتْ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ يَا أَهْلَ يَثْرِبَ لَا مُقَامَ لَكُمْ فَارْجِعُوا وَيَسْتَأْذِنُ فَرِيقٌ مِنْهُمُ النَّبِيَّ يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنَا عَوْرَةٌ وَمَا هِيَ بِعَوْرَةٍ إِنْ يُرِيدُونَ إِلَّا فِرَارًا (13احزاب) و زماني را كه گروهي از آنان  گفتند : اي اهل يثرب ! اينجا جاي ماندگاري شما نيست ، لذا برگرديد . دسته اي از ايشان هم از پيغمبر اجازه خواستند و گفتند : واقعاً خانه هاي ما بدون حفاظ است در حالي كه بدون حفاظ نبود و هدفشان چيزي جز فرار نبود . 5- صفات پست ديگر: أَشِحَّةً عَلَيْكُمْ فَإِذَا جَاءَ الْخَوْفُ رَأَيْتَهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ تَدُورُ أَعْيُنُهُمْ كَالَّذِي يُغْشَى عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ فَإِذَا ذَهَبَ الْخَوْفُ سَلَقُوكُمْ بِأَلْسِنَةٍ حِدَادٍ أَشِحَّةً عَلَى الْخَيْرِ أُولَئِكَ لَمْ يُؤْمِنُوا فَأَحْبَطَ اللَّهُ أَعْمَالَهُمْ وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرًا (19 احزاب) آنان نسبت به شما بخيلند و هنگامي كه لحظات هراس فرا مي رسد مي بيني به تو نگاه مي كنند در حالي كه چشمانشان بي اختيار در حدقه به گردش درآمده است همسان كسي كه دچار سكرات موت بوده و مي خواهد قالب تهي كند . امّا هنگامي كه خوف و هراس نماند زبانهاي تند و تيز خود را بي ادبانه بر شما مي گشايند و براي گرفتن غنائم سخت حريص و آزمندند . آنان هرگز ايمان نياورده اند ، و لذا خدا اعمال ايشان را باطل و بي مزد مي كند و اين كار براي خدا آسان است .6- منفي نگرند: بَلْ ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ يَنْقَلِبَ الرَّسُولُ وَالْمُؤْمِنُونَ إِلَى أَهْلِيهِمْ أَبَدًا وَزُيِّنَ ذَلِكَ فِي قُلُوبِكُمْ وَظَنَنْتُمْ ظَنَّ السَّوْءِ وَكُنْتُمْ قَوْمًا بُورًا (12فتح) بلكه شما گمان مي برديد كه پيغمبر و مؤمنان هرگز به سوي خانواده خود برنمي گردند ( و قتل عام خواهند شد ) اين در دلهايتان آراسته گشته بود . و گمانهاي بدي مي كرديد و مردمان تباه و بيسودي بوديد . 7- ارتباط و دلبستگي با دشمنان: أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ نَافَقُوا يَقُولُونَ لِإِخْوَانِهِمُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَئِنْ أُخْرِجْتُمْ لَنَخْرُجَنَّ مَعَكُمْ وَلَا نُطِيعُ فِيكُمْ أَحَدًا أَبَدًا وَإِنْ قُوتِلْتُمْ لَنَنْصُرَنَّكُمْ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ (11 حشر) آيا منافقاني را نديده اي كه پيوسته به برادران كافر اهل كتاب خود مي گويند : هرگاه شما را بيرون كنند ، ما هم با شما بيرون خواهيم آمد ، و هرگز به زيان شما از سخن كسي فرمانبرداري نخواهيم كرد ، و اگر با شما جنگ و پيكار شود ، قطعاً به كمكتان شتافته و ياريتان خواهيم داد . خدا گواهي مي دهد كه آنان دروغ مي گويند.


«ادامه دارد»

نظرات فرستاده شده برای اين مطلب
نام:یک نفر«جمعه14تير1392ساعت 21:14:15»

«فاذا لقیتم الذین کفروا فضرب الرقاب حتی اذا اثخنتموهم فشدوا الوثاق فاما منا بعد و اما فداء حتی تضع الحرب اوزارها ذلک و لو یشاء الله لاتنصر منهم و لکن لیبلوا بعضکم ببعض والذین قتلوا فی سبیل الله فلن یضل اعمالهم. اگر با کافران رو به رو شدید، گردن های شان را بزنید، و اسیرشان کنید در بندهای محکم، و پس از آن با فدیه و یا منت رها شان کنید تا بارهای شان را فرو گذارند. و اگر خدا اراده می کرد از آنان انتقام می گرفت ولی می خواست برخی از شما را بیازماید و اعمال آن ها که در راه خدا کشته می شوند، باطل نخواهد شد». (محمد، ۴)

در میان ده ها ترجمه ای که اینک از این آیه به دست داریم، گرچه اختلاف های فاحش و مشخص دیده می شود، اما فی الجمله همگی همین برداشت را به بار آورده اند. آیا به راستی آیه ی شریفه قصد بیان همین الگو را دارد و اگر آیه تکلیفی عام است و مقطع و محدوده ندارد، پس آیا ما هنوز اگر با کافران رو به رو شویم وظیفه داریم گردن شان را بزنیم، در بند های محکم اسیرشان کنیم تا فدیه بپردازند و از دارایی های خود بگذرند و آیا هرگز در قرآن فتوای دیگری با چنین مضمونی در برخورد با مخالفان دیده شده است؟ وانگهی مگر ممکن است ابتدا گردن کافران را زد، سپس آن ها را در بند های گران نگه داشت و سرانجام با منت و یا با فدیه آزادشان کرد؟ و چرا رقبه و رقاب که در چند موضع دیگر قرآن فصیح به معنای برده و بنده به صورت مفرد و جمع آمده، در این جا ناگهان معنای گردن به خود گرفته است و اگر الرقاب به معنای گردن هاست، چرا در آیه ی ۵ سوره ی مسد «جید» و در آیه ی ۱۳ سوره ی اسرا «عنق» را به معنای گردن گرفته اند؟ پس آشکارا دیده می شود که در این آیه نیز مترجمین، درست همانند آیات قتال، سعی در تخریب وجهه ی قرآن و القای رواج گردن زنی در اسلام را داشته اند و همین جاست که اصرار می کنم مسلمین و تابعین قرآن باید زبان عرب بیاموزند و بی واسطه با قرآن مربوط شوند و تاکید دارم که اختراع زبان فارسی در قرون اولیه ی اسلامی، نه فقط با قصد ایجاد شکاف میان شرق و غرب جهان اسلام، بل عمدتا و در مرتبه ی نخست، با هدف دور کردن ایرانیان از درک مستقیم مفاهیم قرآنی بوده است

پاسخ مدير سايت:هر جای قرآن که سخن از جنگ با کافران آمده است ،کافران خاصی است و عموم نيست، بلکه قرآن اجازه نمی دهد با کسی که با شما نمی جنگد و پيام صلح و دوستی به شما می دهد، بجنگيد هر چند کافر باشد : «و قاتلوا فی سبيل الله الذين يقاتلونکم و لا تعتدوا إن الله لا يحب المعتدين: و بجنگيد با کسانی که با شما می جنگند و از اين پا فراتر ننهيد که خداوند تجاوزگران را دوست ندارد» اين است قانون کلی الهی. روشن است که مقصود از گردنهايشان را بزنيد و اسيرشان کنيد ، اسير کردن همانهايي که گردنشان زده شده است نيست بلکه عملکرد مسلمانان در شرايط مختلف ميدان جنگ را توضيح می دهد. بيانات آخر شما در مورد فهم عربی و ارتباط مستقيم با قرآن بسيار متين و ضروری است اميدوارم که مسلمانان مد نظر قرار دهند.«شنبه15تير1392ساعت 18:50:39»

نام:یک نفر«پنجشنبه27تير1392ساعت 17:43:11»

با سلام فرموده اید که قران مجید به دو بخش تقسیم می شود سوره هایی که قبل ازحکومت اسلامی نازل شده است وسوره هایی که بعد ازحکومت اسلامی نازل گردیده اند سؤال اینجاست که شما چگونه وبه گدام استنادات قابل قبول مدعی حکومت اسلامی به زمان حضرت رسول هسنید مگر فرستاده خدا رسالتش تشکیل حکومت بود ؟در کدام سوره به بیغمبر دستور داده شده که حکومت تشکیل دهد

پاسخ مدير سايت:عليکم السلام.از روز روشنتر است که پيامبر خدا (ص) 13 سال پس از رسالت در مکه و يک فرد عادی در جامعه بودند و ده سال در مدينه راس حکومت. نمی دانم شما چه چيزی برايتان دليل واستناد محسوب می شود؟ قرآن ، احاديث ، کتابهای تاريخی، آثار به جای مانده، یا چيزی ديگر؟ بلاخره هرکدام بخواهيد دلائل فراوان و روشن است و هيچ عاقل و دانايي تابحال اين مسئله را رد نکرده است. رسالت همه پيامبران تشکيل حکومت نبود بلکه راهنمايي بشريت به سوی فرمانبری خدای واحدبود.پس از اينکه اکثريت جامعه مدنی اين مسئله را پذيرفتند حکومت را به ايشان سپردند زيرا انتخاب حاکم حق اکثريت مردم جامعه است و مطمئنا هر کس را شايسته تر ببينند در اين جايگاه قرار می دهند.«دوشنبه31تير1392ساعت 9:19:9»

نظر شما راجع به این مطلب:
نام شما:
وبسايت شما:
متن نظر:


=2+9
وبسايتهای برتر
مجتمع علمی فرهنگی سلطان العلماء بندرلنگه
نسيم
بیداری اسلامی
دخت کنگ
ديوان
مدرسه علوم دينی صلاح الدين ايوبی اروميه
مجد
کلگر
کنکاش
کنگستان
بانوی کنگی
مسجد جامع بندر کنگ
اعجاز علمی در قرآن و حديث
الحورویدیوهای مکه ومدینه واناشید اسلامی
زعفرون
آخرين ورود از:
بیداری اسلامی

آماربازديد
افرادآنلاين
آمريکا(25)
بازديدامروز:276
بازديدديروز:317
بازديدهفته قبل:3002
بازديدكل:324515