امکانات سايت
کل مقالات
نظرات عمومی
اضافه نمودن وبسايت
کل وبسايتها
نظراتم دروبسایتهای ديگر
صفحه اصلی
فروشگاه شارژ

آخرين مطالب:
صبر و اصلاح طلبی نه براندازی و تجزيه
ارزشت مساوی عملت
بازگشت دوباره جهنميان به دنيا
بدگويي خيالی
تعدد زوجات و طلاق
اعتياد و طلاق
ارتباط نامشروع
بی اعتمادی
شناخت قبل از ازدواج
دخالتهاي بيگانگان در خانواده
پربيننده ترين مطالب:
بدگويي خيالی
رفتاربا همسر
تعدد زوجات و طلاق
نظرات سه روزاخير
پرنظر ترين مطالب:
رفتاربا همسر|55نظر|
دخالتهاي بيگانگان در خانواده|39نظر|
شناخت قبل از ازدواج|30نظر|

مديريت:
خلفان نصيحت کن
ايميل:
khalfan@khalfan.ir
آخرين مراجعه
6فروردين1397ساعت 9:23:48
ورودمديريت:
نام:
رمز:

نام:توحید«دوشنبه27آبان1392ساعت 21:22:5»

الرجال قوامون علي النسا :
در اين آيه نكات ظريف و دقيقي گنجانده شده است كه انسان بدون توجه به اين نكات و مفاهيم و درك آن به تعبيرهاي نادرستي كه امروز از آن برداشت شده است خواهد رسيد . در اين ايه به خصوصيات مرد و زن اشاره دارد و هيچ ربطي به حقوق آنها ندارد براي روشن شدن اين موضوع شرح كوتاهي بر آن لازم است .
كلمه قوام در عربي به حالتي اطلاق مي گردد كه كسي يا چيزي با عزم و اراده ي هميشگي و خستگي ناپذير به انجام عمل و يا تكليفي قيام نمايد و هيچ لحظه اي در زندگي او خالي از اين تلاش و قيام نباشد . در اين آيه مرد به عنوان قوام معرفي شده كه بايد با عزم هميشگي و خستگي ناپذير خود به سان تكيه گاهي براي زن خود باشد و در هيچ لحظه اي از زندگي تصور عاري بودن از قواميت در او نباشد .
مرد به عنوان ركن اساسي و اراده كننده و تكيه گاه زن و خانواده انجام وظيفه مي نمايد . در اين خصوص حتي مكاتب بشري امروزه و جامعه شناسان هر كدام به نحوي به اين موضوع اذعان نموده اند كه زنان به طور فطري و ذاتي براي ادامه حيات متناسب و مبتني بر يك جامعه ايده آل بايد در كنار يك مرد و تكيه بر او به زندگي ادامه دهد . در اين باب فراهم نمودن وسائل مادي زندگي و هم چنين پرورش معنوي زن و روابط عاطفي متناسب با عواطف زنانه در سايه قواميت مرد قرار گرفته است و مرد به عنوان يك تكيه گاه هميشگي و زن به عنوان يك متكي بر مرد خانواده يك محيط اجتماعي به نام خانواده پديد مي آورند و در اين قواميت و تكيه دادن زن به مرد هيچ امتياز خاص و ويژه اي نه به مرد و نه ضعف و رخوتي براي زن محسوب مي گردد چرا كه امتياز دهي و برتري طلبي در امري ميسر است كه حاصل يك حركت و عمل بشر بوده باشد و امر ذاتي و فطري كه بشر هيچ دخل و تصرفي در بوجودآوردن آن ندارد جاي هيچ گونه برتري و فضيلت نيست . جز خصوصيات او مي باشد .
به عنوان مثال يك درخت انگور براي نشان دادن ثمر خود و بارور شدن احتياج به يك تكيه گاه و داربست فلزي يا چوبي دارد . آيا تا به حال كسي اين تكيه گاه را براي درخت انگور حمل بر ضعف و بي ارزش بودن آن دانسته است زيرا جز خصوصيات ذاتي او مي باشد .
در مساله قواميت مرد هم وضع بدين منوال است كه مرد نه بواسطه قوام بودن فضيلت و برتري دارد و نه زن به واسطه ي متكي بودن داراي ضعف مي باشد . كه متاسفانه برداشت اشتباه از اين آيه زنان را ضعيف و سخيف شمرده اند .
النسا حرث لكم : (( زنان براي شما بسان كشتزار هستند ))
اين آيه هم در بيان براي مسلمانان دستخوش تغيير شده است . عبارت زنان كشتزار مردان هستند را به عنوان ضعف و بي ارادگي و قدرت تام براي مردان دانسته اند در حالي كه توجه و دقت هر آدم منصفي اين واقعيت را نمايان مي سازد كه در اين آيه بحث از قسمتي از خلقت بشر است و هيچ ربطي به حقوق و امتيازات خاص براي كسي ندارد .
براي روشن شدن اين موضوع به ذكر يك مثال مي پردازيم .
در ميان كشاورزان كه سالهاي متمادي به امر كشت و كار مشغول هستند هميشه با سه عامل براي كشاورزي روبرو بوده اند كه عبارتند از (كشاورز- زمين – تخم ) . با اين تفصيل هيچگاه در هيچ نقطه اي از عالم تا به حال كسي يكي از اين سه عامل را برتر از عوامل ديگر ندانسته است بلكه هر كدام به نحوي بنا به خصوصيت و وظيفه خود به گوشه اي از اين كار براي باروز نمودن محصولات كشاورزي اقدام مي نمايند و هيچ وقت ارزش يكي از اين عوامل بر ارزش ديگري به اثبات نرسيده است . در موضوع زن و مرد هم همانند كشاورزي هر كدام به نحوي با توجه به خصوصيت و وظيفه خود در بحث به دنيا آوردن فرزندان مشغول انجام وظيفه مي باشند و هيچ امتيازي هم نه براي مرد و نه ضعفي براي زن متصور نيست .
در اين آيه با توجه به گذشت زمان و پيشرفت علوم مختلف زواياي جديدي هم از اين كلام براي مردم روشن مي شود . ساليان متمادي زنان را به عنوان تعيين كننده جنسيت و و نطفه نوزاد مي شناختند ور در اين ميان چه ظلم ها و اجحاف حقي در حق زنان مظلومي كه فرزند ذكور نداشتند صورت مي گرفت در اين ايه زنان را بسان كشتزار و مرد را به عنوان كشت كننده معرفي مي كند . بنابراين زمين و محل كشت هيچ نقشي در تعيين نوع تخم پاشيده شده ندارد و اين كشاورز است كه نوع تخم را تعيين مي كند در زاد ولد هم مرد به عنوان تعيين كننده نوع بذر و يا همان جنسيت نطفه و زن به عنوان محل قرار گرفتن نطفه معرفي شده است و عامل اصلي تعيين كننده جنسيت همانا مرد مي باشد . و امروزه هم علم به اين نتيجه رسيده است كه نطفه مرد تعيين كننده جنسيت نوزاد است نه زن به عنوان نگه دارنده اين نطفه .
والله اعلم بالصواب
چرا مردان اجازه اختيار كردن چهار زن را دارند ولي زنان چنين اجازه اي ندارند ؟
قبل از شناختن مفاهيم قرآني دست پيدا كردن به اصولي كه در آن مطرح شده است شايد هيچ وقت امكان پذير نباشد ، به طور مثال در قرآن بعضي از اعمال براي هميشه و در همه شرايط يا نكوهش شده اند و يا بدان سفارش شده است و اين امور در هيچ موقع و يا ضرورتي حكم آن عوض نمي شود مثل نكوهش شرك و ترغيب به توحيد و يكتاپرستي و امثال آن ، و بعضي هم به صورت درمان بعضي از مشكلات مطرح شده و تداوم آن به هيچ وجه مورد نظر شارع بوده است و بنا به ضرورت بايد به مرحله ي اجرا درآيد . اختيار كردن دو يا سه يا چهار زن توسط يك مرد هم از اين امور درماني هستند حال براي روشن شدن مطلب به شرح آن مي پردازيم .
براي عملي كردن اين حكم چند شرط لازم مي باشد كه بدون وجود آنها ضرورتي براي انجام آن متصور نمي باشد ،‌ اولين شرط اينكه اداره كنندگان و مردمان جامعه طبق يك اصول اسلامي و توحيدي زندگي كنند و اعمال و احكام اسلامي در آن جامعه سر لوحه زندگي مردم باشد ، ‌ولي اگر چنين شرايطي فراهم نبود هر فرد بنا به مصالح ديني و ايماني خود به صورت انفرادي در مسير اسلامي به زندگي خود ادامه مي دهد حال در اين شرايط بايد با اين آيه و حكم آن به چه صورت برخورد كرد .
فرض مي كنيم در يك جامعه 100 نفر مرد و 300 نفر زن زندگي مي كنند در اين زمان است كه اين آيه راه چاره را براي اين جامعه پيشنهاد داده است . با توجه به خصوصياتي كه قبلا در مورد تكيه گاه بودن مرد مطرح شد و زن به عنوان تكيه كننده هيچ چاره اي جز تكيه بر يك مرد ندارد به ناچار بايد مرداني كه توانايي اقتصادي و روحي لازم را براي تكيه گاه بودن بيشتر از يك زن را دارند از زنان مازاد آن جامعه به عقد خود خود در آورند و توازن را با اين عمل در جامعه برقرار سازند و در اصل اين يك امتياز مثبت براي زنان و يك وظيفه اضافي براي مردان بوجود مي آورد چرا كه اگر تعداد مردان از زنان بيشتر باشند به هيچ عنوان اجازه يك زن و دو مرد داده نشده است .
همان طور كه ميبينيم اين آيه يك درمان براي چنين زماني است و اگر امروز عده اي اين آيه را دست آويزي براي هوسراني خود قرار داده اند و از اصول آن كاملابي خبر هستند هيچ خدشه اي به اصل دين وارد نمي كند و در واقع افرادي كه با چنين تصوري اقدام به اين عمل مي كنند بايد جوابگوي آن باشند نه دين .
چرا به زنان مقام نبوت و پيامبري داده نشده است ؟
قبل از پرداختن به جواب اين سوال لازم است بحثي كوتاه در مورد نبوت و رسالت مطرح شود .
در قرآن كريم وحي و فرستادن پيام از طرف خداوند و اخذ آن توسط بشر و هم چنين ابلاغ آن در دو گروه خلاصه مي شوند .
اول : نبوت
دوم : رسالت
نبوت بدين معنا كه وحي و يا الهامي از طرف خالق به مخلوق برسد كه به عناوين مختلف در قرآن از آن ياد شده است همانند وحي به زنبور عسل براي جمع آوري شهد گلها و تبديل آن به عسل و ديگر امور و يا وحي به مادر موسي براي گذاشتن او در تابوت و انداختن در آب و يا وحي به پيامبران به واسطه يك ملائكه .
رسالت بدين معنا كه هر كسي بنا به نوع وظيفه اي كه در مقابل وحي پيدا مي كند ملزم به رسالت مي باشد مثلا زنبور عسل در جمع آوري شهد گلها و تبديل به عسل رسالت خود را انجام مي دهد و مادر موسي رسالتش را با انجام دستور و بقيه افراد هم بدين منوال و پيامبران هم با ابلاغ رسالت به مردم وظيفه خود را انجام مي دهند در بحث رسالت دايره وظيفه هر فرد متفاوت است مثلا پيامبران در دايره رسالت خود به عنوان ابلاغ كننده خود به عنوان فرد اول و امام رسالتش بدون هيچ گونه قصوري عامل دستورات وحي مي باشد و بعد از اظهار عملي خود به آموزش و رساندن وحي به مردم كارش را به اتمام مي رساند كه با وجود مشكلات زياد و شايد سالها تلاش و مجاهدت مدام اين كار به انجام برسد كه با خصوصيت زنها سازگار نيست چرا كه زنان بواسطه عادت ماهانه و زايمان و شيردهي فرزندان و نگهداري از آنان به راستي تاب و تحمل چنين امر خطيري را نداشته و خداوند منان اين وظيفه سنگين را از دوش آنان برداشته است .
اما در بحث ابلاغ رسالت بعد از پيامبر اين امتياز از زنان گرفته نشده است و بنا به توان خود مي توانند به رسالتي كه خداوند به وسيله پيامبران ابلاغ شده است تلاش كنند وآن را به كساني كه به آن جاهل مانده اند برسانند و اين امتياز فقط از آن مرد نيست و زنان هم مي توانند به طور مساوي در اين امر سهيم باشند .
يك نكته هم آنكه در امر نبوت هيچ امتياز خاصي متصور نيست بلكه امتاز خاص در عمل به وحي مي باشد نه دريافت وحي ، چرا كه خداوند ابلاغ كننده وحي است و اين امتياز مهمي براي دريافت كننده وحي وجود ندارد بلكه امتياز از آن كسي است كه وحي را درك و در زندگي بدان عمل نمايد كه زن و مرد در اين جا با هم تفاوتي ندارند .
پایان

پاسخ مدير سايت:متشکر از مطالب مفيدتان.
در مورد مطلب اول بايد اين را اضافه کنم که نه تنها زن به تکيه گاه نياز دارد بلکه مرد هم محتاج تکيه گاه شدن برای زن است و از نظر روانشناسی مشاهده شده است که هرگاه مرد در خانواده محل اتکا واقع نشود از نظر روحی آشفته می شود و دچار رفتارهای بد روانی می شود ، مثلا خانواده ای که زن وظايف شوهر را بردوش کشد و شوهر نقش تکيه گاه شدنش را از دست دهد مرد دچار رفتارهای عجيبی می شود که شايد درک نشود علتش چيست.پس فرق بين مثال يک درخت انگور و چوب نگهدارنده اش با اين واقعيت اينست.
در مورد کشتزار معرفی نمودن زن مطالبتان صحيح است و اين هم جالب است که اضافه نماييم که زمين هم نقش بسزايي در روييدنی ها دارد و زن نقش بزرگی در پرورش نسل آينده دارد چنانکه خداوند می فرمايد:وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِي خَبُثَ لَا يَخْرُجُ إِلَّا نَكِدًا:زمين خوب روييدنيش را با اجازه خدا می روياند و زمين پست چيزی جز خاشاک بيرون نمی دهد...پس خوب است جوانان در انتخاب همسر جهت بهبود نسلشان دقت کافی نمايند.
در مورد چند همسری هم علی رغم مطلب قبليم در اين سايت بايد عرض نمايم که هيچ کس حق ندارد به استناد اينکه پيامبر خدا چند همسر داشته است اين امر را مستحب و سنت پيامبر خدا(ص) بداند زيرا همه مسلمانان متفقند که اين مسئله از امور اختصاصی پيامبر بوده و پيروی از پيامبر خدا (ص) در اينجا عملی خلاف قرآن و احاديث نبوی است و هرکس که می خواهد زمينه ظلم در زندگی خود به وجود نياورد بايد از تعدد زوجات اجتناب نمايد.
«سه شنبه28آبان1392ساعت 8:8:44»

وبسايتهای برتر
مجتمع علمی فرهنگی سلطان العلماء بندرلنگه
نسيم
بیداری اسلامی
دخت کنگ
ديوان
مدرسه علوم دينی صلاح الدين ايوبی اروميه
مجد
کلگر
کنکاش
کنگستان
بانوی کنگی
مسجد جامع بندر کنگ
اعجاز علمی در قرآن و حديث
الحورویدیوهای مکه ومدینه واناشید اسلامی
زعفرون
آخرين ورود از:
بیداری اسلامی

آماربازديد
افرادآنلاين
هلند(2)
آمريکا(29)
بازديدامروز:352
بازديدديروز:393
بازديدهفته قبل:3141
بازديدكل:384065