امکانات سايت
کل مقالات
نظرات عمومی
اضافه نمودن وبسايت
کل وبسايتها
نظراتم دروبسایتهای ديگر
صفحه اصلی
فروشگاه شارژ

آخرين مطالب:
صبر و اصلاح طلبی نه براندازی و تجزيه
ارزشت مساوی عملت
بازگشت دوباره جهنميان به دنيا
بدگويي خيالی
تعدد زوجات و طلاق
اعتياد و طلاق
ارتباط نامشروع
بی اعتمادی
شناخت قبل از ازدواج
دخالتهاي بيگانگان در خانواده
پربيننده ترين مطالب:
بدگويي خيالی
رفتاربا همسر
تعدد زوجات و طلاق
نظرات سه روزاخير
پرنظر ترين مطالب:
رفتاربا همسر|55نظر|
دخالتهاي بيگانگان در خانواده|39نظر|
شناخت قبل از ازدواج|30نظر|

مديريت:
خلفان نصيحت کن
ايميل:
khalfan@khalfan.ir
آخرين مراجعه
6فروردين1397ساعت 9:23:48
ورودمديريت:
نام:
رمز:

نام:توحید«چهارشنبه29آبان1392ساعت 5:55:33»

مذهب و ناسيوناليسم دو آفت بزرگ كنوني جهان اسلام



با تامل بر اوضاع و احوال كنوني جهان اسلام ، مي توان دو آفت عمده كه بر پيكره دنياي اسلام افتاده را شناسايي و معرفي كرد ، دو آفتي كه هر دو حاصل كار و برنامه مشركين نجس و نحس است و اين دو آفت عبارتند از «مذهب» و «ناسيوناليسم» و با شناسايي اين دو آفت عمده و سير وقوع آن و كشف مغالطات صورت گرفته در فرم آنها و نشان دادن تضاد آنها با قرآن و بي بنياني آنها مي توان اميد به ريشه كني و آنها و از بين بردن آثار شوم آنها از پيكره سترگ جهان اسلام و بازگشت و احياي اتحاد اسلامي و امة واحده اسلام و امپراتوري اسلام داشت .

بي ترديد بزرگترين نياز امروز نسل جوان مسلمان تفكر و تامل و داشتن ديدگاه انتقادي به تمام مسائل پيرامون و از جمله مقولاتي چون «تاريخ» ، «مذهب» ، «فلسفه» ، «اقتصاد» و ... است و تحت بمباران سوال و استدلال قرار دادان اين مقولات كه منبع نشت و گسترش اكثر آنها غرب و انديشمندان غربي غير مسلمان و حتي ضد اسلام است و يا به مثل مصطلح سين جيم نمودن و بازجويي بي رحمانه و خشن عقلي و قرآني از نظريات به اصطلاح علمي انديشمندان مسيحي و يهودي، كه اين مقاله قصد دارد به يكي از اين آفات يعني «ناسيوناليسم» بپردازد .

اما ناسيوناليسم يا «ملي گرايي» كه تفكري كاملا غربي و نوين و معاصر است و مي توان گفت عمري كوتاه تر از يك قرن اخير دارد ، يكي از توطئه هاي شوم نظريه پردازان غربي و غالبا يهودي ................. براي تجزيه بشريت و حكمراني بر مردم جهان است .

اين نظريه هيچ پايه و اساس عقلي ندارد و جالب است كه چگونه هنرمندانه و با توسل به تحميق و مغالطه و تبليغ و ... توانسته اند آن را در قالب نظريه اي علمي و منطقي به جهان معرفي كنند و بايد گفت در واقع دانشمندان نامدار و خوش آب و رنگ غربي چيزي جز در حد يك وسيله و ماسكي فريبنده براي پوشاندن چهره تفكري دگم و مرتجعانه به نام ناسيوناليسم بيش نبوده اند .

براي شروع كافي است از اين حضرات بپرسيد تعريفي از «ملت» ارائه كنيد ، خواهيد ديد كه چگونه جاهلانه بر سر و صورت خود خواهند كوفت و چه تعاريف متناقض و حتي متضادي ارائه خواهند داد و چه همهمه مضحكي به پا خواهد شد !!

براي درك بهتر ، كافي است اين سوال را از «ناسيوناليست» هاي ايراني بپرسيد كه منظورتان از «ملت ايران» چيست ؟ چه مشخصه ها و مختصاتي دارد ؟ چه مختصات زماني و مكاني اي دارد ؟ آيا ايراني يك نژاد است ؟ اگر يك نژاد است آيا مي توانيد خلوص اين نژاد را اثبات كنيد ؟ طبق همين تاريخ عوام فريب و بي بنيان و بي در و پيكر خودتان كه ايران سالها مورد حجوم يوناني و رومي و عرب و مغول و ترك و ... بوده و هر كدام از اينها ميليون ها ايراني را قتل و عام كرده و به ميليون ها زن و بيوه و دختر تجاوز كرده اند ؟ پس مختصات يك ايراني چيست ؟ آيا زمين و سرزمين آبا و اجدادي ملاك است ؟ كدام سرزمين ؟ كدام وسعت و با كدام حد و مرزي ؟ ايران زمان به اصطلاح هخامنشيان جعلي ؟ ايران زمان اشكانيان يا ساسانيان يا عباسيان و پهلوي و جمهوري اسلامي و ....؟ اگر منظور ايران هخامنشيان باشد كه به اصطلاح نصف كره زمين ايراني بوده است و مردم تركيه و مصر و عراق و لبنان و هند و .... هم بايد خود را ايراني بدانند . خواهيد ديد كه از پاسخ دقيق و منطقي به هيچ يك از اين سوالات سر بلند و موفق بيرون نخواهند آمد .



حال آنكه طبق اسناد معاصر مي دانيم اصلا تا 100 سال پيش و در بحبوحه انقلاب مشروطه هيچ كس تصور دقيقي از نام ايران و مليت ايراني نداشت و به گفته كسروي در كتاب «تاريخ مشروطه ايران» در اين سال براي اولين بار بود كه شعار «زنده باد ايران» از سوي گروهي ناشناس بر سر زبان ها افتاد و يا به گفته يك جهانگرد و محقق فرانسوي ناپيـــــــر نام ، مردم يزد اصلا نمي دانستند ملت ايران يعني چه و هيچ شناختي از ديگر مردم ايران نداشتند و يا مراودات و اياب و ذهاب بين شهري در اوايل قاجار به حدي محدود و انگشت شمار بود كه اصلا به معني واقعي كلمه بيش از دو يا سه جاده ملي در سراسر ايران نداشته ايم كه مردم ده يا شهري با ديدن تك سواري غريبه در همين چند جاده معدود از فرط ترس و جهل پا به فرار مي گذاشتند !



قطعا اين حد و مرزهاي كنوني همه ساختگي و نتيجه يكسري برنامه هاي استراتژيك غربي براي بر هم زدن اتحاد مسلمين بوده و در طي همين يك قرن بارها تغيير نموده و كوچك و بزرگ شده است ، در ثاني قابل اثبات است كه نام اكثر كشورهاي كنوني مسلمان چون ليبي و چاد و .... بر گرفته از تورات جعلي يهوديان است كه نمي تواند عمري بيش از 3 قرن اخير داشته باشد ، و تنها طبق قرآن نام درست 3 كشور كنوني «مصر» ، «روم» و «بابل» را مي توان به رسميت شناخت .



حال به قرآن رجوع كنيم تا ببينيم نظر قرآن در اين مورد چيست ؟

إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلآئِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ قَالُواْ فِيمَ كُنتُمْ قَالُواْ كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الأَرْضِ قَالْوَاْ أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُواْ فِيهَا فَأُوْلَئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءتْ مَصِيرًا (97نساء)



وَمَن يُهَاجِرْ فِي سَبِيلِ اللّهِ يَجِدْ فِي الأَرْضِ مُرَاغَمًا كَثِيرًا وَسَعَةً وَمَن يَخْرُجْ مِن بَيْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلى اللّهِ وَكَانَ اللّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا (100نساء)



إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالَّذِينَ آوَواْ وَّنَصَرُواْ أُوْلَئِكَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ وَالَّذِينَ آمَنُواْ وَلَمْ يُهَاجِرُواْ مَا لَكُم مِّن وَلاَيَتِهِم مِّن شَيْءٍ حَتَّى يُهَاجِرُواْ وَإِنِ اسْتَنصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ إِلاَّ عَلَى قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُم مِّيثَاقٌ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ (72 انفال)



ما در قرآن با مقوله اي زيبا و قابل تامل به نام «مهاجرت» روبرو هستيم كه يكي از محكم ترين دلايل و برهان هاي باطل كننده «ناسيوناليسم» است ، چه از منظر قرآن تقدم با عقيده و ايمان و تفكر و ايدئولوژي است و نه زمين و سرزمين آبا و اجدادي ، و نيز جايگاه و مقام مهاجرين در قرآن از ساير مومنين بالاتر است و مالك حقيقي زمين تنها و تنها خداي عالم است و بس و نه ساكنين آن ، و طبق تاريخ قرآن نسلها هيچ پيوندي با هم ندارند و هر كس مسئول زمان و روزگار خود است و گذشتگان مسئول اعمال خود هستند و خدا حسابرس اعمال آنها و چه بسا بارها نسلي كاملا از سوي خدا بر چيده و نابود شده و نسل ديگري در همان زمين و سرزمين جايگزين آنها شده اند :



تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُم مَّا كَسَبْتُمْ وَلاَ تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ (134بقره)

هُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلَائِفَ فِي الْأَرْضِ فَمَن كَفَرَ فَعَلَيْهِ كُفْرُهُ وَلَا يَزِيدُ الْكَافِرِينَ كُفْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ إِلَّا مَقْتًا وَلَا يَزِيدُ الْكَافِرِينَ كُفْرُهُمْ إِلَّا خَسَارًا (39فاطر)

وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ مِن قَبْلِكُمْ لَمَّا ظَلَمُواْ وَجَاءتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ وَمَا كَانُواْ لِيُؤْمِنُواْ كَذَلِكَ نَجْزِي الْقَوْمَ الْمُجْرِمِينَ (13 يونس)



ثُمَّ جَعَلْنَاكُمْ خَلاَئِفَ فِي الأَرْضِ مِن بَعْدِهِم لِنَنظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ (14 يونس)



و اما آيه اي جنجال آفرين كه مايه دست ناسيوناليسم ها است :



يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ (13 حجرات)



مي بينيم كه امروزه هر گاه كوچكترين نقدي بر ناسيوناليسم يا تاريخ فراهم آمده كنوني در غرب و دانشمندان غربي و ... مي كنيم از سوي كساني كه اصلا قرآن را قبول ندارند با اين يك آيه مورد مواخذه قرار مي گيريم و گويا حضرات تنها همين يك آيه را آنهم با تفسيري غلط و مغالطه آميز و خائنانه قبول دارند ، اگر به آن قسمتي از آيه كه متمايز كرده ام نيك بنگريد ، خواهيد ديد كه چگونه مشت اين رسوايان باز خواهد شد و ما را با حقيقتي بزرگ و درخشنده آشنا مي كند و آن اينكه چگونه هنرمندانه عده اي از آيات قرآن در جهت مخالف آيات استفاده مي كنند و مثلا اين آيه كه بهترين آيه ايجاد اتحاد و تفاهم و نفي ناسيوناليسم است را در جهت اثبات ناسيوناليسم به كار مي گيرند ، طبق اين آيه كه نمي توان آن را مايه و بهانه تفاخرات و بزرگ انگاريهاي قومي و ملي كنوني ، بخصوص از نوع تاريخ نويسي ها و باستان پژوهي هاي معاصر غربي غالبا يهودي ، قرار داد نه تنها تعلق به هيچ قوم و ملتي ستايش نشده بلكه ارزش و معيار صراحتا از نظر قرْآن نه علم و تكنولوژي و تمدن و خدمات علمي و فرهنگي يك كشور يا يك ملت بلكه تقوا است . وبخصوص تعبير جالبي كه شخصا از واژه «تعارفوا» در آيه فوق دارم و نشان از يكي ديگر از اعجازهاي قرآن در اثبات آسماني بودن و منبع علمي مافوق بشر و مسلط بر جهان بودن قرآن بخصوص در زمينه علوم انساني دارد ، اينكه طبق نظر خداوند هيچ قوم و ملتي كامل و منشا تمام خوبي ها و محاسن و ... نيست بلكه خداوند خوبي ها و امتيازات مختلف را در اقوام مختلف پراكنده نموده تا با تحقيق و شناخت مناسب از اقوام گوناگون = « لِتَعَارَفُوا » در نهايت بشريت به تكامل مورد نظر خداوند برسد و از اين منظر زيبا تمام قبايل و اقوام حتي اقوام ظاهرا وحشي و غير متمدن از نظر معيارهاي كوته بينانه ما سهم بسزايي در تكامل و پيشرفت علم و تمدن بشري داشته و دارند. مي بينيد كه اين آيه زيبا و اتحاد ساز چگونه وسيله اي بر ضد خود تبديل شده و باعث تفرقه و نفاق كنوني مردم جهان از هم بخصوص مسلمانان شده است ؟



در نهايت گهربار ترين كلام در مورد «تاريخ» و قضاوت در مورد تمام اقوام گذشته را آيات 51 و 52 طه مي دانم ، تا نشان دهد كه علم واقعي به گذشتگان تنها و تنها نزد خداوند است و بخصوص با مطالعه و تحقيق در دغل بازيها و جعل و فريبكاري بي شرمانه مورخين و باستان شناسان غربي غالبا يهودي به اين نتيجه مي رسم كه كوچكترين ارزش و تقدسي براي تاريخ يهود نوشته كنوني قائل نشده و استناد به آنها را غير قرآني و حتي گناه و حرام بشمارم و مثلا قضاوت در مورد چيستي و كيستي «ذوالقرنين» را نه به مورخين و باستان شناسان خائن و دروغ گوي غربي ، بلكه علم حقيقي به آن را فقط و فقط به خداي عالم و دانا محدود كنم و بس :



قَالَ فَمَا بَالُ الْقُرُونِ الْأُولَى قَالَ عِلْمُهَا عِندَ رَبِّي فِي كِتَابٍ لَّا يَضِلُّ رَبِّي وَلَا يَنسَى (51 و 52 طه)



فرعون گفت‏حال نسلهاى گذشته چگونه است؟



موسي گفت علم آن در كتابى نزد پروردگار من است پروردگارم نه خطا مى‏كند و نه فراموش مى‏نمايد.


وبسايتهای برتر
مجتمع علمی فرهنگی سلطان العلماء بندرلنگه
نسيم
بیداری اسلامی
دخت کنگ
ديوان
مدرسه علوم دينی صلاح الدين ايوبی اروميه
مجد
کلگر
کنکاش
کنگستان
بانوی کنگی
مسجد جامع بندر کنگ
اعجاز علمی در قرآن و حديث
الحورویدیوهای مکه ومدینه واناشید اسلامی
زعفرون
آخرين ورود از:
بیداری اسلامی

آماربازديد
افرادآنلاين
هلند(1)
آمريکا(27)
بازديدامروز:351
بازديدديروز:393
بازديدهفته قبل:3140
بازديدكل:384064