امکانات سايت
کل مقالات
نظرات عمومی
اضافه نمودن وبسايت
کل وبسايتها
نظراتم دروبسایتهای ديگر
صفحه اصلی
فروشگاه شارژ

آخرين مطالب:
صبر و اصلاح طلبی نه براندازی و تجزيه
ارزشت مساوی عملت
بازگشت دوباره جهنميان به دنيا
بدگويي خيالی
تعدد زوجات و طلاق
اعتياد و طلاق
ارتباط نامشروع
بی اعتمادی
شناخت قبل از ازدواج
دخالتهاي بيگانگان در خانواده
پربيننده ترين مطالب:
بدگويي خيالی
رفتاربا همسر
تعدد زوجات و طلاق
نظرات سه روزاخير
پرنظر ترين مطالب:
رفتاربا همسر|55نظر|
دخالتهاي بيگانگان در خانواده|39نظر|
شناخت قبل از ازدواج|30نظر|

مديريت:
خلفان نصيحت کن
ايميل:
khalfan@khalfan.ir
آخرين مراجعه
6فروردين1397ساعت 9:23:48
ورودمديريت:
نام:
رمز:

نام:BI NAM«چهارشنبه29آبان1392ساعت 6:59:34»


كلكسيون افكار فاشيستي در شعر و ادبيات فارسي قسمت اول
اگر قوم مغول مال ومنال مردم را غارت مي‌كرد حكومت به اصطلاح نجيب و اصيل پهلوي آريايي غارتگر فرهنگ و هويت اقوام مختلف ايراني (غير فارس) بود.
از ورود مدرنيته توسط شاهان قاجار به ممالك محروسه سال‌هاي زيادي مي‌گذرد اما تجلي‌گاه و شروع سهمگين آن را بايد در انقلاب مشروطه جست. انقلابي كه انسان‌هايي نام‌آور، مترقي و كم‌نظيري را براي شرق به خصوص خاورميانه به ارمغان آورد. انسان‌هايي كه خواندن سرنوشت آنها بيشتر به يك تراژدي انساني شباهت دارد. شبح رضا خان پالاني شوم‌ترين اتفاق در تاريخ ايران و مشروطه است و تير خلاصي كه بعدها با كشف نفت و مستقل كردن حكام از مردم به آن شليك شد. شايد اگر در آن دوران پرتلاطم (چه از نظر دورني و چه از نظر بيروني) مجالي براي عينيت بخشيدن به تفكرات آن آزادمردان بود امروز سرنوشت ما ايرانيان طور ديگري رقم خورده بود. افسوس كه چرخ زمان هيچگاه به عقب باز نمي‌گردد ولي ملتي كه گذشته‌ي خود را نداند مجبور است اشتباه گذشته‌گان خود را تكرار كند.
نكته‌ي قابل توجه اين است كه امروز بعد از گذشت هشتاد سال از آن دوران عده‌اي بچه شوون و جوجه فاشيست‌ باورشان نشده كه زمانه عوض شده و امروز در قرن بيست و يك هستيم و هيتلر سالها پيش مرده و تفكراتش هم زير خروارها خاك مدفون گشته و اينگونه ايدولوژي‌ها را فقط بايد در زباله‌دانهاي تاريخ جستجو كرد. جالب اين است كه در اين هشتاد سال چه افراد منورالفكري كه در دام اين تئوري‌هاي زواردرفته نيافتاده‌اند.
تا قبل از انقلاب مشروطه هيچ سخني از زبان رسمي در بين نبود. رضا خان رسماً كلمه‌ي ايران را جايگزين پرشيا نمود، زيرا بنابر قرائت دولتي كلمه‌ي ايران به معني زادگاه نژاد آريايي ‌بود (نه به دليل احترام به حقوق ساير اقوام). البته خود كلمه‌ي پرشيا دست ساخته‌ي شرقشناسان و دانشگاهيان غربي بود كه در زبان‌هاي خارجي رايج شده و هيچ ارتباط معنايي با عامه‌ي ايران نداشت. (آبراهاميان)
زبان ترك براي از قفا كشيدن است،
صلاح مملكت پاي اين زبان بريدن است،
دو اسبه با زبان فارسي از ارس پريدن است،
نسيم صبحدم برخيز،
بگو به مردم تبريز،
كه نيست خلوت زرتشت،
جاي صحبت چنگيز، عارف قزويني
عربي پا برهنه با صورتي سياه، چشماني درخشان، و ري شي كم پشت با يك زنجير آهني قاطري را كه خونريزي داشت مي‌زند.... جمعيتي از عربهاي ترسناك و ژنده پوش، با صورتهايي احمقانه در زير فينه، چهره‌هايي موذيانه زير عمامه، ناخن‌ها و ريش حنا بسته، و كله‌هاي تراشيده، تسبيح مي‌گردانند، در صندل و ردا و پيژامه بالا و پايين مي‌روند.
صحبتهاي فارسي، ياوه‌هاي تركي و عربي آنها از ته گلو و داخل شكم ادا مي‌شد و در هوا پژواك مي‌يافت ... زنان عرب با صورتهاي خالكبوي شده، چشماني برافروخته و حلقه‌هايي در بيني .....
يك عرب جلوي قهوه‌خانه‌اي نشسته بود،و دماغش را انگولك مي‌كرد بادست ديگرش كثافت‌هاي لاي پنجه‌هايش را پاك مي‌كرد. مگس و شپش از سر و صورتش بالا مي‌رفت.
صادق هدايت
كتابهاي«اطاعت كوركورانه» و «پروين دختر ساسان» عربها را موجوداتي سيه چرده، كثيف، مريض، زشت، نادان، خشن و بي آزرم توصيف ميكند. علاوه بر آن، هدايت، ايرانيان مسلمان امروزي را نيز آدم هايي فاسد و رياكار ميداند. صادق هدايت، تنها، ايراني هاي دوران ساساني را جذاب، شجاع، باهوش، بافرهنگ، و با فضليت و هنرمند ميخواند.
هدايت، گذشته قابل ستايش ماقبل اسلام ايران، يعني دوران زرتشت را«عصر طلايي» ايران ميداند و معتقد است كه هويت واقعي ايرانيان، كه«آريايي ها»ي هند هم در آن شريك بودند، توسط اعراب مسلمان و مهاجم نابود شد و تمدن والاي ايراني جاي خود را به فرهنگ و مذهب خشن و تشنه به خون عرب داد. صادق هدايت كه هميشه از او به عنوان يك نويسنده بسيار حساس و معتقد به ارزش هاي انساني ياد ميشود، در واقع، در اينجا از ايده هاي نژادپرستانه و ضد سامي پيروي كرده است. او معتقد است كه ايرانيانِ«آريايي» از نظر نژادي بر عربهاي «سامي» برتري دارند.
به عنوان يك محصل دوره‌ي ابتدايي، احساس تلخ سركوب زباني در ايران در من شروع به شكل‌گيري كرد. لباس و زبان كردي در مدرسه قدغن شد. در سالهاي دبيرستان، مي‌توانستم تعداد محدودي كتاب كردي و صفحات گرامافون را از طريق زيرزميني تهيه كنم. البته والدين من علت ترس از تفتيش خانگي، بازداشت و زندان آنها را از بين مي‌بردند. .... در كلاس‌هاي دانشگاه تهران، بي‌حرمتي كنايه‌آميز عليه زبان كردي و ساير زبان‌هاي غير فارسي امري معمول بود. در موارد نادري كه از زبان كردي صحبت به ميان مي‌آمد، معمولاً آنرا لهجه‌اي از فارسي شناخته؛ و زبان تجزيه‌طلبي و خيانت مي‌ناميدند. حسن‌پور
عرب در بيابان ملخ ميخورد، سگ اصفهاني آب يخ ميخورد(ضرب المثل فارسي)
كاهش دوره‌ي خدمت سربازي، ارتش را به نهاد بيهوده‌اي مبدل خواهد كرد. يك چهارم تا يك سوم سربازان تنها به زبان تركي سخن مي‌گويند. 6 الي 12 ماه وقت لازم است كه آنها زبان فارسي را فراگيرند تا بتوانند دستورات را درك كنند.
وابسته‌ي نظامي انگليس – 1945- آبراهاميان ص 253
شاهرخ مسكوب، «من ايراني» را در مقابل «آن عرب» گذارده، و ايراني بودن را در «فارسي سخن گفتن» و «تاريخ ماقبل اسلام» ميداند.
در كتاب«فارسي شِكَر است» محمدعلي جمالزده، «فارسي با ايراني بودن» همانقدر مترادفند كه «عرب» (يا فرانسوي يا آذربايجاني) با «خارجي». ... او «منِ عرب» را مترادف خرافات مذهبي و تحجر دانسته، و«منِ ايراني» را «فارسي و مسلمان» ميداند. ولي عليرغم اينكه جمالزاده از همان مدل فكري ناسيوناليستي غربي در ابراز ديدگاهش بهره برده، اما نژادپرستي غربي را حمايت نميكند.
ديدگاه هاي ناسيوناليستي صادق چوبك تنها تا حدودي با صادق هدايت متفاوتند. او در كتاب «سنگ صبور» بي ريشه گي و از خود بيگانگي ايرانيان را به گردن «تاريخ» مي اندازد: عرب هاي مسلمان، تمدن عظيم ايراني را نابود كرده و آلترناتيو بهتري به جايش نياوردند. و نتيجتا، ايراني ها چه به صورت فردي و چه اجتماعي، به دليل جدا شدن از فرهنگ، هنر و تاريخ اصيل و واقعي خويش، تا به امروز رنج كشيده اند.
كاراكترهاي كتاب«سنگ صبور» چوبك نيز آدم‌هايي نژادپرست و ضد عرب‌اند. چوبك، عربها و هندي‌ها را موجوداتي رياكار، زشت و خشن وانمود كرده در حالي كه «من ايراني» از دست رياكاري عربها (از طريق دين اسلام) شكست خورده و فاسد گشته است چرا كه چوبك رواج اسلام شيعي در ايران را به مثابه، ابزاري براي سركوب و خفقان ميپندارد.
مهدي اخوان ثالث، همچون صادق هدايت، عربهاي مسلمان مهاجم را مسئول نابودي هويت واقعي فرهنگي ايراني ها دانسته و هوادار بازگشت به گذشته پرافتخار فرهنگي زرتشتي ماقبل اسلام است: در كتاب«آخر شاهنامه»، انقراض فرهنگ زرتشتي ايرانيان در پي سرنگوني امپراطوري ساساني، و غلبه اسلام بر ايران، را علت سقوط ارزشهاي ايراني دانسته و تنها راه رهايي را، بازگشت به «عصر طلايي» ايران قبل از اسلام ميداند. اخوان، «منِ ايراني» اصيل را پاك، باهوش و زيبا پنداشته كه توسط«منِ عرب» دروغين، تاريك و شيطاني گشته است. اخوان نفوذ«منِ عرب و اسلامي و سامي» را بر «ميراث اجداد آريايي خودمان» نكوهش كرده و بدينسان، با صادق هدايت همصدا ميشود كه ايراني ها و عربها اساسا دو نژاد كاملا متفاوت و نابرابرند: يكي آريايي و برتر، ديگري سامي و زيردست .
نادر نادرپور عربها و اسلام را به عنوان موجودات و پديده هايي بيگانه، اساسا ضد فرهنگ و ارزش‌هاي ايراني ميداند. كتاب «اينجا و آنجا» همان تصويري از عربها را به ما نشان ميدهد كه در آثار صادق هدايت و مهدي اخوان ثالث: موجوداتي وحشي و درنده خو، و مهاجماني بيگانه اند كه تمدن برتر ايراني را نابود كردند. نادرپور به هنگام به شعر درآوردن پديده هايي غيرمنطقي، ـ خون و ماه ـ «من عرب» را تاريك، درنده خو و ضد بشر نقش ميكند و «من ايراني» را، در نقش هاي آتش زرتشت، آفتاب و بهار، به عنوان خالق يك تمدن روشنفكرانه، به شعر در مي آورد.
در كتاب «اينجا و آنجا» نادرپور استقرار جمهوري اسلامي در ايران را با پيروزي اعراب مسلمان بر امپراطوري ساساني مقايسه كرده و نتيجه ميگيرد كه اوضاع امروزين ما، دنباله و نتيجه منطقي و گزيرناپذير شكست تمدن مقتدر و «بهتر» ايراني به دست عربهاي بيسواد و خشن است. از ديدگاه نادرپور، مسلمان دو آتشه و يا حامي جمهوري اسلامي بودن، به معناي عرب بوده(و غيرايراني بودن) و نتيجتا «دون شأن انسان بودن» است. نادرپور نيز، همچون هدايت، چوبك و اخوان، ضد اسلام و ضد عرب است.
آندرسون معتقد است يك «ملت» را نمي‌توان صرفاً با استفاده از يك سري معيارها و تعاريف «موهوم» و «خارجي» و يا يكسري حقايق «فراهستي» اجتماعي تبيين كرد. در عوض، «ملت» نوعي اجتماع سياسي آرماني است، مقوله‌اي است «ابداعي» و «حساب شده». بنابراين، آثار ادبي، نه تنها آينه اجتماع، بلكه مهمتر از آن، بخشي از گفتمان ايدئولوژيك آفرينش هويت «ملي» و «ايرانيت» و نيز «ايرانيت مدرن» به شمار ميروند.
Benedict Anderson

وبسايتهای برتر
مجتمع علمی فرهنگی سلطان العلماء بندرلنگه
نسيم
بیداری اسلامی
دخت کنگ
ديوان
مدرسه علوم دينی صلاح الدين ايوبی اروميه
مجد
کلگر
کنکاش
کنگستان
بانوی کنگی
مسجد جامع بندر کنگ
اعجاز علمی در قرآن و حديث
الحورویدیوهای مکه ومدینه واناشید اسلامی
زعفرون
آخرين ورود از:
بیداری اسلامی

آماربازديد
افرادآنلاين
بريتانيا(1)
آمريکا(19)
بازديدامروز:467
بازديدديروز:501
بازديدهفته قبل:3079
بازديدكل:343177