امکانات سايت
کل مقالات
نظرات عمومی
اضافه نمودن وبسايت
کل وبسايتها
نظراتم دروبسایتهای ديگر
صفحه اصلی
فروشگاه شارژ

آخرين مطالب:
تآملي بر ابتىاي سوره روم
صبر و اصلاح طلبی نه براندازی و تجزيه
ارزشت مساوی عملت
بازگشت دوباره جهنميان به دنيا
بدگويي خيالی
تعدد زوجات و طلاق
اعتياد و طلاق
ارتباط نامشروع
بی اعتمادی
شناخت قبل از ازدواج
پربيننده ترين مطالب:
بدگويي خيالی
رفتاربا همسر
تعدد زوجات و طلاق
نظرات سه روزاخير
پرنظر ترين مطالب:
رفتاربا همسر|55نظر|
دخالتهاي بيگانگان در خانواده|39نظر|
شناخت قبل از ازدواج|30نظر|

مديريت:
خلفان نصيحت کن
ايميل:
khalfan@khalfan.ir
آخرين مراجعه
1آبان1397ساعت 11:52:55
ورودمديريت:
نام:
رمز:

نام:BI NAM«پنجشنبه28آذر1392ساعت 19:36:7»


زن در اسلام و قرآن
در جامعه ي امروزي و كنوني ايران با نگاهي ژرف و عميق به لايه هاي مختلف اجتماعي و فرهنگي مردم مي توان آن را به سه طبقه ي شاخص تقسيم نمود و به جرات مي توان گفت درصد بالايي از جمعيت ايران هر كدام به نحوي در اين طبقه بندي قرار مي گيرند ، وامكان آن هست كه در يك خانواده هم زمان تشكلي از اين سه لايه متضاد وجود داشته باشند كه با ناملايمات زيادي روزگار را سپري مي كنند . به طور اختصار مي توان اين سه قشر را به ترتيب ذيل دسته بندي كرد .
گروه اول : متولدين ما قبل 1350 شمسي
گروه دوم : متولدين 1350 تا 1363 شمسي
گروه سوم : متولدين 1363 به بعد
البته نمي توان همه مردم را صرفاً و كامل وارد اين تقسيم بندي نمود و مشخصات و خصوصياتي را كه ذكر خواهد شد به تمامي مردم تعميم داد ، ولي اين تقسيم بندي و خصوصيات شامل اكثريت جامعه كنوني ايران خواهد شد .
گروه اول تقريبا با شخصيت هايي پخته ، ولي بسته و لجوج ، بدون ارتباط صحيح و نزديك به دو قشر ديگر ، پافشاري و اصرار به تبعيت از سنن گذشته ، پايبندي به اخلاق حسنه و مورد مقبول نسل گذشته كه بيشتر جنبه تقليدي داشته ، فشار مضاعف به سنين پايين براي حفظ و تداوم اين سنن و هم چنين سخت گيريهاي اخلاقي و روابطي نسبت به نسلهاي بعد خود ،‌ والبته انسانهايي خود ساخته و مقيد به تشكيل خانواده هاي با ثبات و به دور از تنش و آرامش جو مي باشند .
گروه دوم يعني متولدين سال 1350 تا 1363 نسلي غريب و گوشه گير ، البته با پشتكار فراوان در امور اقتصادي و علمي با اين همه با توجه به قرين شدن كودكي و نوجواني و جواني با مسائل انقلاب و جنگ و تغيير نوع حكومت سياسي و شرايط اجتماعي و فرهنگي ايران ، واماندن از پذيرش شرايط جديد و شرايط ماقبل خانواده با تبعيت از گذشته و سنت گذشتگان كه با متاثر شدن از اين شرايط خاص در هاله اي از ابهام و دوگانگي دست و پا زده اند و به انحصار نوعي اجبار اخلاقي و اجتماعي تن داده اند .
گروه سوم متولدين 1363 به بعدكه تقريبا زمان كودكي و شروع تحصيل مصادف با فوت رهبر انقلاب ايران و اتمام جنگ ما بين ايران و عراق كه با گشوده شدن فضاي جديد زندگي و نگرش نو در امور اجتماعي و فرهنگي همراه بوده است ، بعد از اتمام جنگ و فروكش نمودن احساسات انقلابي و وطن دوستي كه در جنگ شعار اصلي بود منطق و سياست حكومت بر حفظ و تداوم و سروسامان بخشيدن به آشفتگي هاي ناشي از جنگ و ترميم زير بناهاي ويران شده فرهنگي و سياسي و اقتصادي كه هر كدام به نحوي مديريت قابل و قوي را مي طلبيد شروع شد . با توجه به اين تفاصيل نسل سوم را افرادي بي مقيد به فعاليت و امور زندگي و بيشتر به دست آوردن روياي زندگي غربي و اروپايي كه از نظر رفاه اجتماعي و آزاديهاي فردي در سطح بالاتري بودند سوق داد ، كه تلاش براي رسيدن به آن با توجه به نوع نگرش حكومت به زندگي فردي و اجتماعي اشخاص افرادي متضاد با اعتقادات ديني و معنوي و تزلزل در رفتار و كردار و تضادهاي حاد با اجتماع و خانواده و طرد بيشتر آنها از طرف اين اقشار صورت گرفت كه همه اين امور راهي براي انحراف هر چه بيشتر اين گروه از طريق رسانه هاي جديد همانند ماهواره و سي دي و اينترنت و جذب هر چه بيشتر علاقه هاي فردي به زرق و برقهاي جنسي و ظاهري در دنياي غرب راه كامل ر ابراي نابودي بيشتر اين نسل فراهم كرد . كه بيشتر روزهاي نوجواني و جواني اين افراد با خيابان گردي و مهماني هاي پارتي مختلط در حد سن خود و هم چنين غرق در اينترنت و اعتياد به مواد روانگردان و برگزيدن زندگي مبتذل و بي حد و مرز در امور اخلاقي و خودآرايي برخلاف نگرش جامعه ي امروزي سپري مي گردد .
در اين تقسيم بندي به وضوح مشاهده مي گردد كه نسل اول لجوجانه و مصرانه به حفظ موقعيت سنتي و مآبانه ي خويش مي انديشد و سرسختانه براي آخرين سوهاي نور نسل خويش تلاش مي كند ، و به عكس نسل سوم با مبارزه و بي توجهي تام به اين نسل در ميان هوس ها و آرزوهاي خود اجتماعي ناامن و به دور از هر گونه ارزشهاي اخلاقي و شخصيتي فراهم مي كند وآنچه را كه گذشتگان طي قرنها به ميراث گذاشته بودند با ارابه ي مبارزه با اين سنن تخريب و ويران مي كنند . در ميان اين دو نسل ، دومين نسل گيج و مبهوت نه متعلق به نسل اول بوده و نه تعلقي به نسل سوم دارد ، نه تمايلي براي رجوع به گذشته و نه ميلي به پاي گذاشتن به دنياي جديد دارد و به ناچار دوستان و همراهانش را فقط از نسل خودش بر مي گزيند كسي كه نه با پدرش مي تواند دوست باشد و نه با فرزندش هر چند ساليان متمادي در زير يك سقف زندگي كرده اند ، و در حال سوختن با اين وضعيت است و با تمام جرات مي توان نسل دوم را نسل سوخته نام برد .
در اين تقسيم بندي و شرايط سخت كه از نظر گذشت ، از ميان دو جنس جامعه يعني زن و مرد بيشترين خسارت و انحراف را زن متحمل گشته است ، بيشترين سرخوردگيها و دور افتادن از اصول و ريشه هاي گذشته را در جامعه كنوني زنان ايران زمين در برگرفته است .
با يك نگاه اجمالي و منصفانه و به دور از هر گونه هياهو و ايراد تراشي در اين مبحث و ريشه هاي بوجود آوردنده ي اين معضلات ، به جرات مي توان گفت به دور ماندن از تعاليم ناب آسماني كه امروز در ميان اين شلوغي ها رنگ باخته و هيچ اثري هم از تلاش براي رساندن اين مفاهيم به جامعه نبوده ايم و اگر هم بوده در حد يك حركت مقطعي و يا منطقه اي بوده است . در اين وادي كه امروزه بشر با توان هر چه بيشتر مقدمات نابودي اخلاقي و شخصيتي و معنوي خويش را فراهم مي كند و با فراموش نمودن برترين ضامن سعادت معنوي بشر را ضمانت نموده است ، بواسطه ي داشتن دوستان نادان و دشمنان دانا در پنهان نمودن و يا تغيير و تبديل مسير واقعي اين برنامه ي الهي و به تبع گرفتاري مردم در دوگانگيهاي اين كلام كه بواسطه ي به ظاهر علماي دين به مردم ارائه شده است و سردرگمي در تشخيص واقعيت از دروغ و افسانه و تحريف باعث محروم شدن جامعه ي مسلمانان از راهنماييها و ارشادات بي بديل آن شده است و از طرفي برنامه ريزيهاي دقيق يهود كه سرسخت ترين دشمت قرآن مي باشند مسير را براي غربت بيشتر كلام وحي كه با توسل به شرح و بسط هاي نامعقول تحت عنوان تفاسير مختلف و آراء مختلف و غريب در مورد قرآن كه به آن نام علوم قرآني هم اطلاق مي شود فراهم نموده است . و اين شروح و بسطها كمترين نفعي در هيچ زمان و مكاني براي هيچ جامعه اي نداشته و به عكس به اختلافات و جدل هاي مذهبي و فكري تبديل گشته تا جاييكه در بعضي از مواقع به خون ريزي انجاميده است . كلامي كه هدف و رسالتش فراهم كردن دنيايي پر از صلح و صفا و به دور از هر گونه فرمانروايي طاغوتيان به دست بشر رسيده است اينك خود بوسيله طاغوتيان منبع اختلاف و تفرقه گشته است . و نفوذ همه جانبه يهود در اين ميان و القا جعليات تحت عنوان تفاسير موضوعي ، ناسخ و منسوخ و... و تحميل همه جانبه هاي آموزه هاي جعلي تورات نحريف شده در شرح و بسط اين كلام نوراني و بي بديل چنان وضعي را رقم زد كه بسان خورشيد نوراني در پس ابرهاي تيره جهالت و ناداني پنهان گشت و ساليان مديدي است كه امت اسلامي هيچ ردي از زندگي بر طبق روال وحي در منش آنها وجود ندارد ، و در اين ميان اگر معدود افرادي پي به اصول و مفاهيم واقعي آن برده اند از يك طرف طاغوتيان و استثمارگران افكار مردم مورد حمله و آزار قرار داده و از طرف ديگر عامه مردم چون با اين مفاهيم غريب بوده و اصل دين را همان جعليات و انحرافات پنداشته اند با بي مهري تمام از خود طرد نموده اند . بدين خاطر هيچ گاه نتوانسته اند اجتماعي يك دست و سالم ، منطبق بر كلام وحي پدرد آورند . و از طرفي ديگر اگر كسي خود خواهان كشف حقيقت باشد در ميان هزاران مذهب و مسلك و عقيده مختلف و كتب تفاسير و احاديث كه هر كدام مخالف ديگري پديد آمده است چنان سرگردان و حيران مي شود كه عطايش را به لقايش بخشيده و چاره اي جز كوتاه آمدن نمي بيند و فقط عده قليلي با هزاران مشكل عديده براي رسيدن به اين منبع نور و هدايت تلاش كرده اند و در جوار اين هدايت به آرامش رسيده اند .
و در مصداق اين اوضاع قرآن كريم به درستي اشاره نموده است كه در سوره فرقان آيه ي 30 مي فرمايد :
و قال الرسول يا رب ان قومي اتخذوا هذا القرآن مهجورا (30)
و پيامبر عرضه داشت: «پروردگارا! قوم من قرآن را رها كردند».
و به جرا ت واطمينان مي توان گفت روزي در دادگاه عدل الهي چنين افرادي كه براي جلب نظر طاغوتان و زورگويان و فرمانروايان ستمگر دست به شرحهاي بي ربط به كلام وحي و تحريف مفاهيم آن زده اند بايد جوابگوي اين همه انحراف و كج روي مخلوقات بي گناه خدا باشند كه اين چنين با بي مهري تمام دست به عملي زدند كه سد راه هدايت و مسير تعالي و رشد بشر گرديد و از طرفي هم ساده لوحاني كه بدون هيچ تفكر و فهمي كوركورانه راه اطاعت و پيروي از اين افكار را در بر گفته اند و سياهي لشكري بس عظيم از اين تفكر و عقيده منحرف را به نام اسلام تشكيل داده اند .
يكي از بي شمار مسائل انحرافي كه نام دين در ميان مردم مطرح شده مساله نگرش به زن اعم از خلقت ، حقوق ، شخصيت و ... او بوده است و دشمنان دين با بهره بردن از ناآگاهي مردم و مكار بودن خود چنان زن را وادار به لغزش و انحراف نموده اند .
زن مسلمان بدين قناعت رسيده است كه اسلام زن را به عنوان جنس دوم ، برآورده كردن اميال جنسي مرد ، عامل خروج مرد از بهشت برين ، همراهي با شيطان براي گناهكار نمودن مرد و... هزاران كلام بي ربط كه كوچكترين اشاره اي از آنها در قرآن نيست مي شناسد ، و زن موجودي سخيف و بي ارزش كه مثل حيوانات در زير لواي حكمراني بدون چون و چراي مرد به وظيفه خانه داري و شوهرداري و بچه داري بپردازد . و با اين نگرش مرد مسلمان هم با آزادي كه دين به وي داده است فرمانرواي بدون حد و مرز زن محسوب مي گردد و زن هم ناچار مقهور و محكوم قانون اجبار و اكراه مرد است چرا كه موجودي بي اراده و فاقد تشخيص امور صحيح مي باشد و حتي در اصل خلقت و آفرينش هم از دنده چپ مرد خلق شده و خلقت مستقلي براي او متصور نيست . و اموري ازقبيل كه يادآوري همه آنها از طاقت و حوصله اين نوشته خارج است .
سالهاست كه زن مظلوم و بيچاره با اين آموزه ها آشناست و آن را تحت عنوان دستور الهي بدو آموخته اند ، و زن براي فرار از چنگال اين قوانين ظالمانه و طاقت فرسا خود را به دامان هزاران طريق و وادي مختلف انداخته تا راه نجاتي براي اثبات انسانيت خود بيابد و بهترين راه را در چنگ يازيدن به فرهنگ غرب براي رسيدن به آنچه حق اوست مي پندارد ، و در اين ميان فرهنگ امپرياليسم و صهيونيست كه به دنبال خلق جامعه اي مصرف كننده براي توليدات خود مي گردد ، بهتري مصرف كننده او مي تواند زن باشد ،‌ با اين نگرش و سياست چنان جامعه آرماني براي زنان به تصوير مي كشند كه ناخودآگاه گم شده ي خود را در آن مي بيند ولي با وارد شدن به آن چيزي جز يك سراب واهي و بي اعتبار نمي بيند و در اين ميان چنان بر خود سخت مي گيرد شايد كه بتواند احقاق حق نموده كه باز هم برايش ميسر نيست و به ناچار تنها راه چاره را شبيه نمودن خود به مرد و خصوصيات او مي نمايد باشد كه از طريق به هدف برسد ولي باز هم امكان رسيدن وجود ندارد اينجاست كه كم كم ظواهر و شخصيت و خصوصيت واقعي زنانه خود را از دست داده و براي جبران اين نقيصه مي نمايد ، كه ديدن انواع مدهاي لباس ، آرايش هاي گوناگون ، عمل هاي جراحي مختلف و ... كه هر كدام منادي اين نگرش مي باشد و با پيروي از اين تفكر جاهلي چه آسان وظايف اصلي و فطري خويش را به دست فراموشي سپرده و چه راحت جامعه را براي يك انحطاط بزرگ آماده مي سازد . و هدف اصلي خلقت زن همانا تربيت صحيح فرزندان ، و فراهم نمودن محيط آرام و بي تنش براي جامعه كوچك يعني خانواده ، و پشتيباني عاطفي از مرد و ... را از دست داده و با تشبيه كردن خود به مرد كه در آن هم موفق نيست هم زن بودن خود را فراموش كرده و هم مرد بودن برايش مقدور نبوده كه در اين ميان موجودي جديد و بي هدف بوجود مي آيد كه با فلسفه ي خلقت هيچ هماهنگي ندارد .
با اين مقدمه شروع به جوانب و زواياي مختلف نوع نگرشو خصوصيت و وظايف و حقوق زن در قرآن كريم مي پردازيم .
قبل از شروع عر نوع بحثي آگاهي از دو موضوع اساسي لازم به نظر مي آيد .
اول : طريقه كسب علم و دانش بشر
دوم : تفاوت بين خصوصيات و حقوق زن و مرد
به اختصار به بررسي هر كدام مي پردازيم .

پاسخ مدير سايت:خواهشا اينهمه تکراری نفرست.«يکشنبه1دي1392ساعت 7:57:33»

وبسايتهای برتر
مجتمع علمی فرهنگی سلطان العلماء بندرلنگه
نسيم
بیداری اسلامی
دخت کنگ
ديوان
مدرسه علوم دينی صلاح الدين ايوبی اروميه
مجد
کلگر
کنکاش
کنگستان
بانوی کنگی
مسجد جامع بندر کنگ
اعجاز علمی در قرآن و حديث
الحورویدیوهای مکه ومدینه واناشید اسلامی
زعفرون
آخرين ورود از:
بیداری اسلامی

آماربازديد
افرادآنلاين
هلند(6)
آمريکا(26)
بازديدامروز:362
بازديدديروز:460
بازديدهفته قبل:3260
بازديدكل:428972