امکانات سايت
کل مقالات
نظرات عمومی
اضافه نمودن وبسايت
کل وبسايتها
نظراتم دروبسایتهای ديگر
صفحه اصلی
فروشگاه شارژ

آخرين مطالب:
صبر و اصلاح طلبی نه براندازی و تجزيه
ارزشت مساوی عملت
بازگشت دوباره جهنميان به دنيا
بدگويي خيالی
تعدد زوجات و طلاق
اعتياد و طلاق
ارتباط نامشروع
بی اعتمادی
شناخت قبل از ازدواج
دخالتهاي بيگانگان در خانواده
پربيننده ترين مطالب:
بدگويي خيالی
رفتاربا همسر
تعدد زوجات و طلاق
نظرات سه روزاخير
پرنظر ترين مطالب:
رفتاربا همسر|55نظر|
دخالتهاي بيگانگان در خانواده|39نظر|
شناخت قبل از ازدواج|30نظر|

مديريت:
خلفان نصيحت کن
ايميل:
khalfan@khalfan.ir
آخرين مراجعه
11دي1396ساعت 9:32:39
ورودمديريت:
نام:
رمز:

مقايسه با حج«دوشنبه15مهر1392»تعداد بازديد:1821
...فَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلَا رَفَثَ وَلَا فُسُوقَ وَلَا جِدَالَ فِي الْحَج...(بقره197)
پس کسی که در اين ماهها حج را برخود واجب نمود، نه فحش دهد و نه کار بدی انجام دهد و نه بحث و جدالی در حج نمايد...
حج درسهای بزرگی دارد که هرچه گفته شود باز ناگفته های بسياری از آن باقی می ماند،در اين مجال می خواهيم گردهمايي حج را با تجمعها و تظاهراتهای ديگر مقايسه نماييم و ببينيم چه تفاوتهای شاخصی بين آنها وجود دارد ، شايد درک بهتری از اين رکن اسلام برای ما ايجاد شود:
1- تجمعهای مردمی شعارهای مختلفی دارند و چه بسا در يک تجمع شعارها متفاوت باشد اما شعار حج يکی است: «لبيک اللهم لبيک لبيک لاشريک لک لبيک إن الحمد و النعمة لک والملک لا شريک لک :خدايا فراخوان تو را پاسخ داديم ،پاسخ داديم که شريکی برای تو نيست، صاحب نعمت و شکر تو هستی و شريکی برای تو نيست»
2- معمولا برای تجمعهای مردمی افراد يا احزابی فراخوان می دهند اما فراخوان دهنده حج خداوند عزوجل است.
3- در تجمعهای ديگر اکثريت کسانی که مايلند شرکت نمايند شرکت می کنند ولی در اين تجمع حج ظرفيتها پر می شود و اکثر کسانی که دلهايشان برای حضور می تپد نمی توانند حضور يابند پس در واقع جمع موافق با اين تجمع بسيار بيشتر از جمع حاضر است.
4-معمولا در تجمعهای ديگر درگيری ، تلفات و نا امنی رخ می دهد اما در اين تجمع تمام شرکت کنندگان طبق دستور خدا ،خود را ملزم به رعايت حال همديگر می دانند و امنيت کامل برقرار است.
5- در تجمعهای ديگر معمولا اشتراک قوميتی يا مليتی وجود دارد اما اين تجمع جهانی است واشتراک در انسانيت و اسلام است و بس.
ادامه مقايسه ها را شما همکاری نماييد....
نظرات فرستاده شده برای اين مطلب
نام:فریدون«دوشنبه15مهر1392ساعت 17:28:48»

خوشحالم از اینگه در بحث فعالانه شرکت می کنی نمیدانم در چه سنی هستی ولی احساس می کنم شور جوانی در سر داری دوست عزیز نوشته ای " چرا بشر به این روزگار سیاه دچار است" و ادامه داده ای "خوشبختی خودرا در پناه بردن به مشرکین .... " اولا بشر به تمام مردمی که در روی زمین زندگی می کنند اطلاق می شود ، خلفان به درستی نوشته است " علتی که مسلمانان به اين روزگار افتاده اند" امروزه در روی کره خاکی نزدیک به هشت ملیارد بشر زندگی می کنند که نزدیک به یک میلیارد و نیم آن مسلمان هستند ، دوما فکر نمی کنم قرآن اهل کتاب را مشرک و نجس حوانده باشد البته خلفان می تواند گفته من را تصحیح کند و نجس خواندن کسانی که اهل کتاب نیستند هم حتما حکیمانه است و برهان آن قابل دفاع امیدوارم خلفان زحمت بیشتر توضیح آن بکشد ، سوما نمی گویم این گفته حتما پیغمبر اسلام فرموده است "اطلب العلم و لو با الصین" ولی آنقدر معقول و خبر خواهانه است که به پیغمبر اسلام نسبت می دهند و مسلمانان (ایرانیان) تاکید می کنند چنین گفت پیغمبر راستگوی - زگهواره تا گور دانش بجوی. جامعه بشر پیشرفت شگرفی در علم ( صنعت و تکنولوژی) کرده است انکار آن ما را در شرایط دشواری قزاز خواهد داد سعدی می گوید : رسد آدمی به جایی که به جز خدا کسی نبیند (نداند) . آنچه بحث من با دوستانی مثل شما که علاقه مند به مطالعه هستید این است که سعی کنیم آنچه مطالعه می کنیم ابتدا با عقل و معرفت خود بسنجیم و بعد از اینکه عقلانی و قابل دفاع دانستیم در جمع مطرح کنیم یعد از آن هم به استدلال دیگران توجه کرده ( حرفها را بشنویم و بهترین آن را برگزینیم) . نگقتی کامنتگذار در وب زعفرون با نام "بی نام" شما هستی یا شخص دیگری است .

پاسخ مدير سايت:خوشبختانه اکثر فقهای اسلامی براين نظرند که مشرکين از نظر ظاهر و بدن جزء نجاسات نيستند و آيه ای که می فرمايد «انما المشرکون نجس...» را حمل بر عقائد پست مشرکانه می کنند ، يعنی شريک قرار دادن برای خدا عقيده پستی است و ثانيا اين آيات در مورد مشرکين مکه هنگامی که عهد شکنی کردند می باشد و تعميم آن بر تمامی غير مسلمانان حرف نابجايي است و پيامبر خدا (ص) با هر گروهی آنگونه که شايسته بود رفتار می نمودند و اگر اينگونه نبود و آنها را نجس می خواند، يک مشرک مسلمان نمی شد و هرگز اسلام مورد پذيرش انسانها قرار نمی گرفت.«چهارشنبه17مهر1392ساعت 13:39:52»

نام:فریدون«دوشنبه15مهر1392ساعت 17:30:51»

همانطور که نوشته بودم دوستی به اسم "بی نام" مطلبی در وبلاک زعفرون نوشته بود که من نقدی بر آن نوشته و همینطور نظر خودم پیرامون تاریخنویسی برای زعفرون ارسال کردم که تایید نشد . نقد خودم بر نوشته "بی نام " اینجا می آورم ، نظر " بی نام " در وب زعفرون هست و دیدگاه من در مورد تاریخنویسی در ویلاک دخت کنگ .
با سلام

کامنت گذاری به اسم بی نام ، خوشباورانه نوشته است "... و اما مبارزه با چنین قدرتهایی که میدانند جوانان ساده دل را چگونه فریب دهند کارساده ای نیست وحد اقل یک سال نیاز به مطالعۀ مقالات انتقادی بسیار گزنده وعریان دارد که شاید هرکس توان وتحمل انرا نداشته باشد..." عزیز بی نام یکسال مطالعه ، برای درک مفاهیم تاریخ هم کفاف نمی دهد ، چه رسد به اینکه در مورد تاریخ کهن ، تاریخ تمدّن ، تاریخ ادیان ، تاریخ سیاسی ، تاریخ اقتصاد و تاریخ .... اظهار نظر نمود . نوشته ای " درصورتیکه تا یک قرن اندی پیش نه کشوری بنام ترکیه ویا ایران ویا پاکستان وجود داشت امارات وکویت آخرین نمونه این گونه خط کشی های اختلاف برانگیز می باشد " دوستی دارم که بیش از صد کیلو وزن دارد و قتی از او می پرسند وزنت چند کیلو است می گوید 60 و اندی و وقتی می پرسی اندی آن چقدر است می گوید بین پنجاه تا شصت کیلو حال ، اگر اندی شما شامل چند قرن نشود اظهار نظر تاسف آوری نموده ای .

نام:فریدون«دوشنبه15مهر1392ساعت 17:32:37»

مادرم علاقه وافری به مطالعه کتابهای دینی دارد مدتها پیش در بین کتابها ، کتابی دیدم به اسم منظره موت یا اسمی در همین مایه مطالعه کردم دیدم به شدت ترسناک است روزی نزد رهبر سنیهای هرمزگان رفته بودم از او پرسیدم نظرتان پیرامون چنین کتابهایی چیست ؟ گفتند در زمان قدیم خوب بود و الان مضر است گفتم چگونه " گفت : در قدیم مردم سواد زیادی نداشتند آگاهی نسبت به کارهای بد کم بود در نتیجه کتابهایی از این دست که ترسناک هم بود مردم را از آلوده شدن به گناه باز می داشت ولی امروز که در هر خانه ای تلویزیون و رادیو و جود دارد اکثرا با سواد هستند وبچه ها به مدرسه میروند باید به ذات گناه و بدیها آگاه شوند دیگر نمی شود با ترس از عقوبت گناه مانع از ارتکاب گناه شد و اضافه کردند که مسلمانان امروز باید مثل ژاپنیها و آلمانیها باشند باید خالق علم باشند نه فقط مصرف کننده (نقل به مضمون) .

نام:بابا«دوشنبه15مهر1392ساعت 22:23:13»

با سلام و درود فراوان خدمت برادر خلفان نمی دانم چرا نظر بنده را تأیید نکرده و پست بعدی را نوشتید موفق باشید

پاسخ مدير سايت:با عرض معذرت از همه دوستان؛ مشغول پست بعدی بودم از قسمت نظرات غفلت نمودم....ان شاء الله بعد از عيد قربان سلسله مباحث قبلی را ادامه خواهيم داد.«چهارشنبه17مهر1392ساعت 13:13:26»

نام:بابا«دوشنبه15مهر1392ساعت 22:24:51»

با سلام ، ضمن احترام گذاردن به نظریه پردازان ، فریدون ، یاسر ، بی نام ، در ادامه بحث لازم است یاد آوری نمایم که حدود نیم قرن است گونه ی جدیدی از آگاهی به دنیای بشریت گام نهاده ، هشیاری نوینی که می توان آن را تعالی بشریت و یا روحانی نامید . این هشیاری با ادراکی ژرف از مسیر زندگی آغاز می شود . می دانیم که زندگی در واقع ، یک تجلی روحانی شخصی و پر راز و رمز است که تاکنون هیچ علم ، فلسفه یا متون مذهبی قادر به تشریح کامل آن نبوده است . همچنین میدانیم زمانی که به رخداد های پیرامون خود پی بردیم و آموختیم که چگونه با چنین فرایندهای مرموزی بر خورد کنیم و احتمال وقوع آنها را در زندگی افزایش دهیم ، جامعه ی بشری با جهش بزرگی به سوی روش نوین زندگی گام بر خواهد داشت ، روشی که بهترین سنتهای ما را دریافته و فرهنگی را پدید می آورد که همواره هدف تاریخ بوده است . داستان زندگی بشر و ابنای آدم در راستای چنین درک نوینی است ، که اگر شما را تحت تأثیر قرار داد ، اگر تبلور ادراک شما از زندگی بود ، یافته های خود را به دیگران انتقال خواهید داد ، چرا که آگاهی نوین ما از زندگی و روند پیشرفت از همین طریق ، یعنی به گونه ای شخصی و از راه سری نظرات مثبت روانشناختی جامعه در میان مردم از انتشار افکار نوین و افراد توانمندی چون خلفان گسترش می یابد و دیگر نه با توسل به نیرنگ و نه با پرداختن به آنچه که متداول است به شعور و عقلانیت ، بلکه آنچه باید کرد این است که تردیدها و سر گشتگیهای خود را تا آنجا که مقدور است فارغ از تعصبهای دینی و مذهبی و قومی رها کنیم تا درک نوین به طرز معجزه آسایی برای ما ممکن گردد . جسارتاً نقدی برنوشته ی نظریه پرداز محترم بی نام وارد است که در این سرگشتگی مذهبی بدون بهره گرفتن از عقلانیت ، قرآن را عقلانی نمی داند . البته جناب بی نام بایستی مرا عفو فرمایند . و تاهنگامی دیگر در پناه حق

پاسخ مدير سايت:به نکات زيبايي اشاره نموديد ، يکی از دلائل گريز برخی از دوست داران دين و مذهب از بهره بردن از عقل در مباحث دينی اينست که در درون خود احساس می کنند در دينشان چيزهايي هست که با عقلانيت سازگاری ندارد ، اما راه بهتر اينست که بررسی های بهتری در اين موارد بنمايند ، مطمئنا چيزهای غير عقلانی يا ساخته و بافته هايي است که به دين خداوندی وارد نموده اند و يا آن مطلب را به درستی درک ننموده اند.«چهارشنبه17مهر1392ساعت 13:10:30»

نام:بابا«جمعه19مهر1392ساعت 1:13:50»

ضمن تبریک عید قربان به همه ی بینندگان این وبسایت و دوستان کامنت گذار ، فریدون ، یاسر ، بی نام و مدیریت محترم جناب خلفان . میخواهم دو موضوع پست اخیر را به هم ربط دهم . ابتدا بایستی به خلفان تبریک بگویم بخاطر خصوصیت بارز آن مبنی برمتانت و مناعت طبع و بی جواب نگذاشتن نظریه همه ی دوستان .
آدمیان در طی قرون و اعصار در زندگی خویش به تحولات عظیمی دست یافته اند و تجارب شگرفی را نسبت به دنیای اطراف خویش کسب کرده اند . در طول هزاران سال ، انسانها در جستجوی غذا و برای ادامه بقاء خویش روزانه سرگردان به هر سو در جستجو بودند تا آنکه توانستند زندگی کوچ نشینی را برای هزاران سال تجربه کنند و به عبارتی دیگر تجمع کوچک انسانی ( کمون های اولیه ) بوجود آوردند . هر یک از تجمع و گروه های کوچک انسانی از ریشه و دانه و میوه گیاهان و از حیوانات برای رفع گرسنگی استفاده میکردند و به دنبال آن پس از اتمام ذخیره غذایی ناچار به منطقه دیگر کوچ میکردند تا بتوانند به زندگی شان و تنازع بقاء خویش ادامه دهند و در این میان زنها نیز نقش فعال و مؤثری ایفا میکردند . سپس آموختند که با زراعت و کشاورزی و رام کردن حیوانات آنها به انقیاد خویش در آورند . اما هیچکدام از این تجمعات خالی از زد وخورد و خشونت و جنگ و نزاع و کشت و کشتار، کینه و انزجار و انواع بیماریها نبود .
به دنبال آن روستاها شکل گرفتند و در محلی ثابت و دائمی به کشاورزی و دامداری و مشاغل گوناگون دیگر به مقتضای شرایط منطقه ای و اقلیمی ، به ذخیره مواد غذایی پرداختند و تجمع بزرگتر پدید آمد که بازهم خالی از خشونت نبود . زندگی متحولی که پس از این تجمع پدید آمد بینش تازه ای در انسانها بوجود آورد . هزاران سال دیگر ، تحولی تازه و بزرگ در جهان پدیدار گشت ، تغییراتی بیشتر وییچیده تر جهان را متحول ساخت و چهره دیگری به آن بخشید . منابع عظیم انرژی و پیشرفت سریع تکنولوژی ، سبب گشت که تجمع بزرگ شهری و کلان شهری و در نتیجه افزایش حرکت و تلاش سبب گردد . و بازهم همه ی این تحولات و تجمع بزرگ انسانی خالی از جنگ و نزاع بر سر قدرت و تصاحب زمین و زن نبود . زیرا که هیچکدام از این تجمعات هدف واحد در سر نمی پروراندند . پس نیاز به یک هدف واحد و ایده ای مشترک بود تا بتوان این تجمع کلان انسانی را به سوی سر منزل مقصود رساند . اغلب دانشمندان را عقیده بر اینست که انسان امروزی نیز در برابر تحولی اساسی قرار گرفته است . تحولی که نسبت به تحولات اقتصادی و تکنولوژی در مرتبه والاتری قرار دارد تا ابتدا منجر به گسیختن جمع کوچک انسان یعنی خانواده ( طلاق زوجین ) نیانجامد و سپس تجمع بزرگ انسانی از آسیب محفوظ بدارد . این تحول از نوع اعتقادی ، احساسی ، خانوداگی ( رابطه بین زوجین ) و معنوی است .شاید این سئوال به ذهن متبایر شود که علت وجود ما در جهان هستی چیست ؟ و آیا میتوان هدف خاصی برای ادامه زندگی علی الخصوص زوجین در نظر آورد ؟ و آیا میتوان دلیل ویژه ای برای حفظ بقای خانواده و حیات زندگی زوجین برای ادامه زندگی مادی و معنوی یافت ؟ در پایان قرن حاضر می توان گفت هزاره جدیدی در پیش رو داریم . بسیاری از سئوالات دارای پاسخ آماده ای است که همان بصیرت در متون مذهبی و نسخ باستانی از روی عقلانیت است . پس میتوانیم بگوییم عید قربان یک تجمع بزرگ انسانی از این نوع میباشد که دین اسلام هدف آن را به وجود آوردن نوعی یکپارچگی و همسویی فرهنگها فارغ از دغدغه انحرافی و اقتصادی ، نژادی و قومی و سنت و عرف و رنگ پوست که در یک هدف واحد و نیت پاک بدور از هرگونه قدرت طلبی و با شایسته سالاری همسویی و همفکری در جهت زندگی و محیط امن اطراف و ایجاد بینش معنوی بدون دغدغه ی فکری مخرب برای این دوره از زندگی افراد بشر که بتوانند در این کنگره عظیم حج شرکت نمایند خواهد بود . و بر همه ی ماست که از این کنگره عظیم نتیجه مطلوب گرفته و به دنیا نوید امنیت و ثبات بدهیم . و تاهنگامی دیگر در پناه حق

پاسخ مدير سايت:ارتباط زيبايي بيان نموديد که البته نگارنده مطلب از آن غافل بود ، ارتباطی که بين استحکام يک آجر با استحکام يک ساختمان وجود دارد.به اميد اينکه تمام مردم جهان چه مسلمان و چه غير مسلمان بتوانند همانند مسلمانان در حج با امنيت و آرامش و بدون خونريزی در کنار همديگر زندگی زيبايي داشته باشند.«شنبه20مهر1392ساعت 13:16:30»

نام:فریدون«شنبه20مهر1392ساعت 13:43:26»

برای پیش بردن درست هر بحثی در نظر گرفتن سه عامل بسیار مهم است ، علت و معلول ، شرایط تاریخی ، قاعده و استثناء
علت و معلول : کاربرد بعضی اصطلاحها بجانیست (غلطهای مصطلح) ولی بصورت روزمره از آن استفاده می کنیم . در مورد اتفاقی که ممکن است ریشه اش در پدیده قبل از آن باشد درستتر آن است که از کلمه علّی یا علّیّت استفاده کنیم که در برگیرنده رابطه علّت و معلول است . میتوان گفت علّت و معلول رابطه کشدار است یعنی "هر معلول علتی دارد و خود علّتِ معلول دیگری است" ، ارسطو اولین فردی است که علّت و معلول را تئوریزه می کند و می گوید : "هر انچه پدید می آید، بوسیله چیزی پدید می آید، از چیزی و به عنوان چیزی پدید می آید" نکته ای که باید اضافه کنیم این است که " یک پدیده زمانی می تواند علّت نامیده شود، که معلولِ موجود باشد . شاید پرسیده شود بدون در نظر گرفتن علت و معلول چه اتفاقی می افتد که اینقدر روی آن تاکید می کنیم ؟ هر تحلیلی هدف غایی آن ارائه راه حال و رَوِشِ به بار نشستن آن راه حل است ، وقتی ما پیوند ارگانیک پدیده ها از هم جدا می کنیم استنتاج عملی پرخطا خواهد بود (اصطلاحا می گوییم همه جانبه بررسی نشده) .
در نگاه اول نظر و بلاک نویس و مقاله مجله پزشکی مادر یکی به نظر می رسد درحالیکه دارای دو هدف می باشند . مقاله مجله پزشکی مادر هدفش بیان یکی از معضلات اجتماعی است (اطلاع رسانی) در حالیکه هدف وبلاک نویس بررسی جزء به جزء ، جمعبندی و ارائه راهکاری مناسب برای اصلاح معضلی اجتماعی می باشد ، لذا بررسی کلی زندگی مشترک (خانواده) باید شامل "علت و معلول چالشها و نارسائیها باشد ،

نام:بی نام«شنبه20مهر1392ساعت 22:16:34»

با سلام وتبریک عید قربان به آقای خلفان ودوستان شرکت کننده دربحث جناب خلفان زیاد به فقیه ومفسر ومحدث توجه نکنید چون خیلی ازیهودیها برای ایجاد تشتت وتفرقه به این جرگه وارد شده اند وقتی متن سلیس وروشن وبدور ازهرابهام قرآنی دراختیار داریم چه حاجتی به تفسیر وتأویل داریم ان الذین کفروا من اهل الکتاب والمشرکین فی نار جهنم خالدین فیها اولئک هم شر البریة. به کفر برگشتگان اهل کتاب و مشرکین آن ها تا ابد در آتش می مانند، چرا که بدترین آفریدگان اند (بینه، ۶). یا ایها الذین امنوا انما المشرکون نجس فلا یقربوا المسجد الحرام بعد عامهم هذا و ان خفتم عیلة فسوف یغنیکم الله من فضله ان شاء ان الله علیم حکیم. قاتلوا الذین لا یؤمنون بالله و لابالیوم الاخر و لایحرمون ما حرم الله و رسوله و لا یدینون دین الحق من الذین اوتوا الکتاب حتی یعطوا الجزیة عن ید و هم صاغرون. ای ایمان آوردگان، مشرکان را نجس بدانید. و پس از این سال نباید به مسجد الحرام نزدیک شوند و اگر بیم کسادی و فقر دارید، به عنایت و اراده ی خدا توانگر خواهید شد. زیرا خدا دانا و حکیم است. با اهل کتابی که به خدا و روز جزا و حرام شده ی از سوی خدا و رسول اش اعتقاد و ایمان ندارند و به دین حق نمی پیوندند، ستیزه کنید تا در نهایت ذلت و به دست خود جزیه دهند». (توبه، ۲۸ و ۲۹)
از این گفتار الهی در باب یهودیان و مسیحیان نمی توان سرسری گذشت و به تعارف برگزار کرد. هیچ گروه و فرقه ی دیگری، جز رباخواران که همان یهودیان اند، از شمول پذیرش توبه خارج نشده اند، خداوند معتقدان به هیچ قوم و دین و عقیده و مشرب دیگری، جز اهل کتاب مشرک شده را، نجس نخوانده و نه کافران و صائبین و مجوسان، بل تنها مشرکین ناپاک را، مستحق ادای جزیه شمرده است. این پست ترین و بی حرمت ترین موضعی است که خداوند، اهل کتاب پیشین را به آن می راند. آیا نزول جایگاه یهود و نصاری، تا مرحله ی نجسان مورد تنفر خداوند و کسانی که باید با دست خویش و در نهایت مذلت جزیه بدهند، فرمان قرآن نیست؟
واما کلامی چند با جناب فریدون
فریدون عزيز بد بختی ۵۰۰ ساله ی اخير آفريقا و آسيا، درست با پیشرفت 500 ساله ی غرب با يکديگر نسبت معکوس دارند و پپیشرفت اروپاييان در اين ۵ قرن اخير، که با دزدی از منابع طبيعی يک سلسله از ملت های آسيا و آفريقا همزمان بوده، به خوبی ماهيت موضوع را بيان می کند و آن گاه این جنایات چندقرنه چهره ی کریه تری بخود میگیرد که بدانيم که درطول این مدت ملت های اين سرزمين ها مشغول مقابله با اين متجاوزين بی شرم بوده اند و همه ی امکانات ملی شان را صرف دفاع درمقابل این مشرکین نجس کرده اند. شيوه اروپاييان برای ناکام گذاردن کوشش مردم جهان برای پیشرفت دولت های اين سرزمين ها را با بالا کشيدن مزدوران خويش ساخته اند و
اگر کمی دقت کنيد متوجه میشوید هجوم براندازانه ی آن ها بيش تر متوجه تضعيف اسلام بین مسلمین بوده است و اندکی دقت بيش تر نشان می دهد که هر موفقيت ما نيزرفتن آگاهانه بسوی اسلام در منطقه بوده است نه رفتن بسوی روشنفکری صد ساله اخیر که خود دربه شکست کشاندن نهضت های مردمی با دشمنان همکاری وهم سویی داشته اند آن ها به جای محکوم کردن اروپاييان پير و استعمارگر که اينک گردن کلفت و قلدرخود آمريکا را به ميدان فرستاده اند وهم اکنون نیزبا حضورخود در تلویزیون هایی که یهودیان برپا ساخته اند اسلام را موجب عقب ماندگی منطقه ی ما میدانند آن تکنولژی وموبایلی که مورد نظر شماست هم جز وسیله ای برای تهدید وغارت جهان نیستند نه آقای فریدون. درست برعکس ذره‌ای آزادی و دموکراسی و پيشرفت در جهان غرب وجود ندارد وقتی ازدومکراسی حرف میزنیم ازموهومات میگوییم نمی‌توان به جان و مال و منابع مردم جهان از آمريکای جنوبی تا آسيا لطمه زد و آن گاه مثلا روزنامه های سرزمين خودی را آزاد گذارد تا انتقاد کنند و بر مبنای آن مدعی اعمال دموکراسی شد اين تعريف تازه‌ای از دموکراسی است که مورد پذيرش خردمندان نيست،آقای فریدون خود را اسير ظواهر و تبليغات دستگاه‌های دروغ پرداز غربی نکنيد. اندکی بنيان شناسی به شما خواهد گفت که جهان غرب، از پانصد سال پيش تا هم امروز، تحفه‌ای جز گلوله و توطئه به سرزمين‌های ديگر نبرده، خاطره‌ای جز غارت و توحش به جای نگذارده و هيچ سرزمينی نيست که با حضور و عبور آن‌ها به خاک سياه ننشسته باشد آنها قاتلانی بالفطره هستند که سوغاتشان جزدروغ جعل ونادانی نیست واما درمورد تاریخ باستان ایران و جهان توصیه من در آغاز چنین است که
1. در آغاز مستند «تختگاه هیچ کس» را ببینید. شما با دیدار از این مستند می توانید به نوعی خود شناسی کنید و ظرفیت خودتان در مواجهه با حقایق ناخوشایند و تلخ را بسنجید. اگر پس از دیدار از مستند علاقه ای به پی گیری مطالب نداشتید، موضوع را فراموش کنید، اما اگر مستند شما را قانع کرد که از ابتدا راجع به مسائل ایران دروغ شنیده اید، آن گاه با علاقه و کنجکاوی بیش تری مستندات نو درباره ی تاریخ ایران را دنبال خواهید کرد. این ، می تواند آغازی مناسب برای آشنایی با مسایل پیش رو باشد البته می توانید مقالات را ازطریق وبلاگ مکاشر پی گیری نمایید
Mokasher.blogfa .com واما درموردانتقاد شما نسبت به خط کشی درمنطقه برای تطویل نشدن بحث همین کشور خودمان ایران را مثال میاورم واقعيت اين است كه به جهت تثبيت « پرو‍ژۀ فارسيزاسيون ايران » ، ده ها سال است حكومت های وقت ، تعاريف بسيار ناعادلانه و غيرواقعی و غيرحقوقی از ايران و ايرانی ارائه می كنند و تمام بحث اقوام ايرانی هم دقيقا بر سر غلط بودن اين تعاريف های حكومتی است . می دانيم از اوايل جنگ جهانی اول عمدتا انگليسی ها بودند كه نقشۀ خاورميانه و ايران را بدين گونه طراحی كردند و آیا اصلا ایرانی بودن تعریف مشخصی دارد ؟ تنها تعریف غيردقيقی که از ایرانی ارائه شده فردی است که در داخل خطوطی فرضی به دنیا بیاید که آن را فعلا ایران می نامند آیا این مردم بومی بوده اند که مرزهای ایران را تعیین کرده اند ؟ مگر نه این است كه اين خطوط را عمدتا دولت های روس و انگلیس ترسيم نموده اند ؟ اگر دولت انگلیس دلش می خواست فلان روستای پاكستان را در داخل اين خطوط فرضی به نام ایران قرار می داد ؛ آيا ما باید خاک آنرا مقدس می پنداشتیم ؟ و موسيقی فارسی هم موسيقی ملی اش می شد ؟ دوست عزيز آقای فریدون تعريف ايران فقط چند تا خط است كه حدود اين خطوط را عمدتا كشورهای فرامنطقه ای ايجاد نموده اند و به هيچ عنوان با قلمروهای واقعی حوزه های نژادی ، اقليمی ، موسيقيائی و قومی و ... مطابقت ندارد . وقتی خود اين كلمات بنيادی ، نارسا و غير دقيق اند چطور تعاريف ديگر را (‌ به عنوان مثال موسيقی ايرانی ) روی اين كلمات غيرمشخص بنا می كنيم ؟ودرجواب سؤال شما من همان بینام زعفرانم
بابا هم بادرج مطلبی بلند نتیجه گرفته که باید سراغ بصیرت درامور مذهبی ونسخ باستانی رفت غافل از آن که خداوند متعال درسوره روم ایه 32 مذهب سازان را سرزنش نموده است واما بابا جان منظورشان ازنسخ باستانی روشن نیست که چه نسخ هایی باستانی هستند زیرا تا بحال هیچ نوشته ی مکتوبی بصورت آنچه ما میگوییم کتاب پیش ازقرآن کریم به دست بشر نرسیده وانهم از نیمه قرن سوم هجری ببعد که بجز کارشناسان خط کسی قادر بخواندن آنها نیست اما درمورد هرنوشته ی قدیم شما باید چند موضوع را درنظر داشته باشید 1اززمان کتابت آن بپرسیم2ازموادی
سؤال کنیم که کتاب رابرآن نوشته اند 3جویای خط وزبان نگارش آن شویم4ازابزارتولید متن یعنی وسیله نگارش آن سراغ بگیریم 5وبالاخره خواستاردیدارقطعه ای از اصل آن بشویم چنانکه اقای فریدون به نوشته ای ازارسطو اشاره کرده اند درصورتیکه برای اثبات چنین شخصیتی جز یک مجسمه دردست نداریم که خدا میداند کیست ودرثانی درآن زمان با منگر برروی سنگ می نوشته اند وباید برای کتاب نوشتن ارسطو یک کوه را صاف میکردن که چنین چیزی هم اتفاق نیفتاده البته با توجه فضای کم کامنت گزاری بنده بطور اختصاروجهت روشن شدن اینکه به مسایل گذشته ی دورپرداختن اطلاعات بنیانی نیازاست ارادتمند همگی بی نام

پاسخ مدير سايت:با تشکر و تبريک عيد قربان به همه دوستان.البته بنده با نظر شما موافق نيستم و فقها و مفسرين و علمای گذشته ای که در هر رشته ای تلاش و کوشش نمودند را محترم و آثارشان را قابل دقت و بررسی در مسائل مختلف می دانم. منتها آنها هم معصوم از خطا نبودند و چه بسا در برداشت از متون اصيل دينی اشتباهاتی داشته اند، و اينکه اشتباهاتشان را در يک جا جمع کنيم و به آنها حمله ور شويم و آنها را مزدور يهود بدانيم کاری بسيار زشت و غير اخلاقی می دانم.برداشت نجس بودن اهل کتاب هم که از چيدن آیات پشت سر هم نموده ايد صحيح نمی دانم و اين برداشت را ناشی از شناخت اندک شما نسبت به قرآن و قواعد زبان عربی می دانم؛ چطور امکان دارد اهل کتاب نجس باشند در حالی که خداوند عزوجل به مسلمانان اجازه خوردن غذای آنها و ازدواج نمودن با آنها داده است! «الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حِلٌّ لَكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ ...: امروز پاکيزگيها بر شما حلال گشت و غذای اهل کتاب برای شما حلال گشت و غذای شما برای آنها حلال گشت و ازدواج با زنان مومن و زنان اهل کتاب قبل از شما ،هنگامی که مهريه شان را بپردازيد حلال گشت...(5 مائدة)» آيا اين آيه چيزی جز لزوم تعامل و رفتار نيک و زيبای مسلمانان با اهل کتاب می رساند؟ آيا زنی که نجاست باشد قابليت ازدواج دارد؟ آيا اگر آنها نجس باشند غذایي که تهيه می کنند نجس نمی شود ؟ چگونه خداوند اجازه می دهد مسلمان نجاست بخورد در حالی که در ابتدای آيه می فرمايد پاکيزگيها بر شما حلال گشته است؟ آيا اين آيه خود دليل بر پاکيزگی اهل کتاب نيست؟ ساخته شدن مذاهب و دسته دسته شدن هم هر چند چيز پسنديده ای نيست اما طبيعی است که هر انديشه و نظريه ای موافقانی مي يابد و شايد خود شما هم اگر همفکرانی داشته باشيد در واقع مذهبی هستيد، پس يکی از سازندگان مذاهب می باشيد.پاسخ بقيه مطالب را به ديگر دوستان واگذار می نمايم.«يکشنبه21مهر1392ساعت 8:36:37»

نام:یاسر«يکشنبه21مهر1392ساعت 1:12:41»

باتشکر از بابا که پیوند زیبایی بین تجمع انسانی و عشق بین زوج تشریح نمودند لازم دانستم در تکمیل این بحث به مورد ذیل اشاره ای داشته باشم :
بشر همواره از ابتدای خلقت خویش ، از تنهایی و انزوا گریزان بوده است . ما وقتی از شادی و عشق باطنی و درونی ، خود را محروم ساختیم و توجه مان را تنها به سوی جهان مادی و منفی و دنیای مملو از احساسات مشئوم و جدایی و طلاق جلب کنیم ، آنگاه می توانیم به جوانب منفی بشر بپردازیم : همانند کینه ، انزجار ، نفرت ، عدم تفاهم ، حسد ، رشک ، جدایی ، طلاق ، جنگ و انواع بیماریها و نظایر آن که جهان بشریت گرفتار آنست و همیشه به دنبال چنین واقعیتهایی بوده است که بتواند خود را از این گرداب سهمگین نجات دهد و به ساحل سلامت روح و جسم برساند . در حالی که می توانیم با اتصال به الهامات درونی خویش و عشق و دوستی و شادی ، و احساسات بین زوج مقابل بر احساسات خارجی و منفی خویش غلبه کنیم و با ایجاد ارتباطی که آن را عشق می نامیم آگاهانه به زندگی طبیعی خود باز گردیم و پس از سرشار شدن از این عشق درونی و با نیروی آن به سوی زندگی نوین که پر از عشق و خواستن به همنوع چه از جنس موافق در قالب دوست و چه از جنس مخالف در قالب زوج باشد گام برداریم . این عشق می تواند اعمال زشت و زیبا و رفتار شایست و ناشایسته ما را رهبری و هدایت کرده به صورت وحی و الهام ، آرام آرام مسیرمان را مشخص نماید . وجود هرچه بیشتر این عشق سبب نابودی ترس و وحشت و انزجار و تنفر از طرف مقابل خواهد شد و زاویه دید مارا بر همه ی اتفاقات و تغییرات فیزیکی و فیزیولوژیکی و احساسات تغییر خواهد داد و بر آن غلبه خواهد کرد بطوری که به نیروی بیشتری به زندگی ادامه می دهیم و عشقی در خود بوجود می آوریم که شاید باور کردن آن دشوار باشد . در حقیقت با تشخیص منبع این وحشت و تنفر از طرف مقابل وزوجین می توانیم آن را از وجودمان دور سازیم و راه را برای دستیابی به عشق و ایمان به خدا و ایمان به دوست داشتن بخصوص زوجین هموار گردانیم و مسلماً دیگر حرف و بحثی از جدایی و طلاق پیش نخواهد آمد و ما را در مسیری که هدف اصلی زندگی است قرار خواهد داد . ما با تمرکز بر رسالت و مأموریت خویش در این جهان و با اعتقاد و ایمان بر الهامات درونی و باطنی خویش که در هر شخصی میتواند وجود داشته باشد می توانیم زندگی مان را پر انرژی تر و عاشقانه تر و آن را دگرگون و متحول سازیم . اگر خود را خوب بشناسیم وبه معرفت ذاتی دست یابیم و راز خلقت خود را بدانیم ، بطور یقین و به راحتی و کاملاً به سوی مقاصد و اهداف واقعی زندگی مشترک و تفاهم بین زوجین و معنویات زندگی خویش پیش خواهیم رفت و نسل خود را اصلاح خواهیم کرد . و همواره در زندگی مشترک خوشبخت و شاید شبیه افسانه ها که عشق بصورت رمانتیک به تصویر می کشند باشیم . و تابعد

پاسخ مدير سايت:متشکر از بيان زيبای شما.به اميد دست يابی همه به عشق و زيبايي اخلاق در خانواده و جامعه.«يکشنبه21مهر1392ساعت 7:28:5»

نام:فریدون«يکشنبه21مهر1392ساعت 9:56:5»

بی نام عزیز سرعت شما از سرعت جِت هم بیشتر است بیاییم در دنیای مجازی و متناسب با حرکت آرام تحولات قکری قدم بزنیم ، ردیف کردن آیه قران که خلفان به آن اشاراتی داشته و نقل قولهای نامشخص و همینطور آمار و ارقامهای فرضی و بعضا جعلی ما را از هدف و آرزوهایمان دور خواهد کرد ، پرداختن به مسائلی که ما را درگیر محفلهای روشنفکری خواهد کرد نه در حوصله من هست و نه رسالت اندک وبلاکهای شهری .
باری نوشته شما مثل نوشته قبلی از هر دَری نظری است ، من و احتمالا بسیاری از خوانندگان با نوشته شما آنجا که می گویی جهان غرب بعد از دوران رنسانس و بخصوص بعد از جنگ جهانی اول با بهره گیری از سیاست نو استعماری و با غارت کشورهای فقیر پیشرفت شگرفی کرده است همسو هستند ولی من همیشه از خودم می پرسم که شرقیان و بخصوص مسلمانان چنین فرصتی حد اقل تا قبل از جنگ صلیبی و بعد از آن در دوران سلاطین عثمانی داشته اند ، اما جایگاه امروزی آنها کجاست ؟ همانطور که در مطلب قبلی نوشتم ، اگر شما با مطالعه بیشترِ دیدگاههای مختلف خودت به جمعبندی بِرَسی راحتتر می شود بحث کرد ولی تا زمانیکه هر کدام از ما بلندگوی دیگران هستیم در این کلاف سر درگُم ، گُم خواهیم شد . اگز قرصت شد سعی خواهم کرد در مورد نوشته ات بیشتر بنویسم .

نام:فریدون«يکشنبه21مهر1392ساعت 16:26:36»

عید سعید قربان بر حجاج مبارکباد
سلسله مطلبی در مورد احساس و خِرد در و بلاک دخت کنگ نوشته بودم نوشته یاسر مرا بر آن داشت تا بخش ماقبل آخر آن در اینجا بیاورم ، یاسر عزیز واقعیتهای اجتماعی نه تنها از عشق که از خِرد هم مایه می گیرد . ایجاد مدینه فاضله در عالم واقعی ساخته نمی شود و واقعیتهای اجتماعی خارج از آرزوهای ما شکل می گیرند ،
شاید بتوان گفت یکی از دلایل ناکامی مدافعین مدرنیته در کشور ما ، سنت گرایی شدید و نبودِ زیر ساختهای فکری تجدد خواهی برای پیاده کردن آن می باشد ، نفوذ باورهای عقیدتی ریشه دار که وجه خرافاتی آن بر وجه مردمی آن غالب است ، تلاش نهضتهای اجتماعی برای غلبه بر دُگماتیسم و تحجّرگرایی فرهنگی ، با دشواری روبرو ساخته است .
آنچه از قدیم الایام تا امروز در ارتباط با خِرد و عشق گفته شده بر سه محور کلی استوار است : الف _ ستیز با عشق ب _ ستیز با خِرد ج _ لازم دانستن هر دو ، منتهی یکی بر دیگری مقدم دانستن ، عده ای عشق بر خِرد مقدم می دانند و بخشی دیگر خِرد بر عشق .
خیلیها در ستیزی آشکار با احساس ، عاطفه و احساس را عامل تمام بدبختی ها می دانند.
بابا طاهر می گوید:
"زدست دیده و دل هر دو فریاد - که هرچه دیده بیند دل کند یاد -- بسازم خنجری نوکش ز پولاد - زنم بر دیده تا دل گردد آزاد "
بخشی از فلاسفه قدیم و از روشنفکران امروزی معتقدند که بشر باید برای رهایی خود احساس را از خود دور کند تا چیزی انسان را به هیجان در نیاورد زیرا هیجان روحا انسان را آزار داده و خسته می کند آنها بر این باورند که پارسایی در صبوری ، تسلیم ورضاست ، ضرب المثلی است که می گویند : یا آنقدر تند می دویم که از جلو بام می افتیم و یا عقب عقب که از پشت بام .
از میان فلاسفه قدیم افلاطون و شاگردش ارسطو و خیلی از اندیشمندان عصر حاضر معتقدند برای زندگی با نشاط و سعادتمندانه خِرد و احساس لازم و ملزوم یکدیگرند ، هرکدام از آنها جایگاه خاص خود دارند ، پر حطا خواهد بود که یکی رانده و دیگری مانده باشد .
بزرگ غزلسرای معاصر سایه می گوید :
"حِشمت این عشق از فرزانگیست - عشق بی فرزانگی دیوانگیست -- دل چو با عشق و خِرد هَمرَه شود - دست نومیدی ازو کوته شود "
سعدی هر چند می گوید :
" جز به خِردمند مفرما عمل - گرچه عمل کار خِردمند نیست " اما در جایی دیگر می گوید
" زعقل اندیشه ها زاید که مردم را بفرساید - گرت آسودگی باید برو عاشق شوای عاقل "
و اما مدافعین باورها می گویند : حِکمت بوسیله تعقّل و بواسطۀ تجربه و عمل حاصل نمی شود بلکه از راه شور و شیدائی عارفانه است که به کمال می رسد: "شناخت ، جنبۀ فطری با الهام الهی دارد نه جنبۀ کسبی و تجربی ، با کشف وشهود است که الهام حاصل می شود . دراین رهگذر احساس و عشق آدمی درراه دستیابی به درخشش معنوی مهم است ." آنچه که ما را به سرمنزل مقصود می رساند عشق است نه منطق و خِردورزی خشک وبی حاصل .
دانی که عقل چیست خَرپای درگِلی - این خر نمی رساند باری به منزلی - گر ناخدا نداشته باشد کمی جنون - این تخته پاره را که رساند به منزلی؟
واقعیت اینست که اندیشمندان ما در همان زمان که رنج تحجرگزایی روحشان را می آزرد برای یافتن راهی نو با زبان شعر با مردم سخن می گفتند حافظ می گوید :
بیا تاگل بر افشانیم و می در ساغر انذازیم فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم و یا مولوی با زبانی روشن می گوید :
مُرده بُدم زنده شدم ،گریه بُدم خنده شدم - دولتِ عشق آمد ومن دولتِ پاینده شدم
تابش جان یافت دلم واشد و بشکافت دلم اطلس نو بافت دلم دشمن این ژنده شدم
نظامی نیز قانون تکامل را بازبان شعر به تصویر می کشد و می گوید :
به هر مدتی گردش روزگار زطرزی دگر خواهد آموزگار سرآهنگِ پیشینه کج رو کند نوایی دگر درجهان نو کند
چو گم گردد از گوهری آب و رنگ دگر گوهری سر برآرد زسنگ

نام:فریدون«يکشنبه21مهر1392ساعت 23:49:4»

سلام عزیز بی نام من مثل شما به دنبال کشف حقایق تاریخی نمی روم چون نه فقط نسبت به هر چیزی که مستندات آن مربوط به قبل است خوشبین نیستم که حتی یافته های کمتر از یک قرن اخیر هم معتبر نمی دانم آنچه دیگران و شما میگویید به یک اندازه دارای اشکال است . من نه به افلاطون و سقراط و ... نه به سعدی و حافظ و فردوسی و.... کار دارم آنچه برای من مهم است گفتار ، شعر ، فلسفه و.... که به این افراد نسبت ( شما هر اسمی می خواهی روی آنها بگذار و مال هر زمان و یا کشوری هستند هم مهم نیست ) می دهند می باشد . وقتی شاعری میگوید :
بیا تاگل بر افشانیم و می در ساغر انذازیم فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم (اگر شما می درساغرش می بینید ، من "طرح نو" ش)
و دیگری می گوید :
مُرده بُدم زنده شدم ،گریه بُدم خنده شدم - دولتِ عشق آمد ومن دولتِ پاینده شدم
تابش جان یافت دلم واشد و بشکافت دلم اطلس نو بافت دلم دشمن این ژنده شدم
سومی می گوید :
به هر مدتی گردش روزگار زطرزی دگر خواهد آموزگار سرآهنگِ پیشینه کج رو کند نوایی دگر درجهان نو کند
چو گم گردد از گوهری آب و رنگ دِگر گوهری سر برآرد زسنگ
این گفته ها به ما چیزی می آموزد و من با مطالعه آنها اندیشیدن را تجربه می کنم ، اظهار نظر می کنم و وقتی دیگران نظری می دهند در حد خود می توانم بر آن نقدی بنویسم . این نوشته ها به من یاد داده که حقیقت در انحصار هیچکس نیست ، قدمای ما می گفتند همه چیز را همگان دانند ، این نوشته ها به من می آموزد که : تا بدانجا رسید دانش من که بدانم همی که نادانم
این نوشته ها به من آموخته که در باور انسانها : هرکس به زبانی سخن وصف توگوید بلبل به غزلخوانی و قمری به ترانه
چه فرق می کند این گفته از سعدی باشد و یا یک یهودی با اسم سعدی:
عبادت به جز خدمت خلق نیست به تسبیح و سجاده و دلق نیست
درک شما و من از دین به این خاطر فاصله بسیار دارند :
اگر با پدر خشم گیرد کسی پدر بی گمان خشم گیرد بسی اگر تَرک خدمت کند لشکری شود شاه لشکر کش از وی بری وگربر رفیقان نباشی شفیق به فرسنگ بگریزد از تو رفیق و گر بنده چابک نیاید به کار عزیزش ندارد خداوند کار ولیکن خداوند بالا و پست به عصیان در رزق بر کس نبست - دوکونش یکی قطره از بهر علم گنه بیند و پرده پوشد به حلم
فرض ممکن را بر این می گذارم که گفته شما درست است و ما به نتیجه ای رسیدیم که شما زسیده اید ، کشور و مردمی به نام ایران نبوده و ایرانیان (اقوامی که در همان خط فرضی زندگی میکنند و به درستی الان ادعا میکنند که باید دولت مرکزی حق ایرانی بودن و حق قومیت آنها به رسمیت بشناسد ) چند سالی است از زیر بُتّه سبز شده اند حالا در شهر کوچک ما معضلاتی و جود دارد ، جوانان نمی توانند ازدواج کنند ، بیکاری و جود دارد ، اعتیاد بیداد می کند ، درصد طلاق از حد تحمل گذشته و ..... با مطالعات پیشنهادی شما و نتیجه گیری آن ، چه نسخه ای بر مبنای یافته های "تاریخ بدون دروغ و یا تختگاه هیچکس "برای این شهر کوچک داریم .
اما آنجا که نوشته ای "آن تکنولژی وموبایلی که مورد نظر شماست هم جز وسیله ای برای تهدید وغارت جهان نیستند نه آقای فریدون. درست برعکس ذره‌ای آزادی و دموکراسی و پيشرفت در جهان غرب وجود ندارد وقتی ازدومکراسی حرف میزنیم ازموهومات میگوییم نمی‌توان به جان و مال و منابع مردم جهان از آمريکای جنوبی تا آسيا لطمه زد و آن گاه مثلا روزنامه های سرزمين خودی را آزاد گذارد تا انتقاد کنند و بر مبنای آن مدعی اعمال دموکراسی شد اين تعريف تازه‌ای از دموکراسی است که مورد پذيرش خردمندان نيست" اوایل انقلاب بود و در افغانستان هنوز دولت نجیب بر سرکار بود بحثی بود بین یک افغانی و یک ایرانی افغانی درحالیکه رادیو کوچکش روشن بود می گفت که هرچه برای انسان لازم بود حتما مسلمانان صدر اسلام درست می کردند ، چیزهایی که الان هست مانند ساعت ، ماشین و چیزهای دیگر ارزشی ندارند و به درد نمی خورند من پرسیدم پس چرا به رادیو گوش می دهی ؟ مگر نه اینست که اگر رادیو لازم بود در صدر اسلام درست می کردند ، چَب چَب نگاهم کرد به قول سعدی ببخشید آن یهودی " نگه کردنِ عاقل اندر سفیه" و گفت اخبار جهادی گوش می دهم و اضافه کرد اگر در افغانستان بودیم من تو زا اعدام می کردم .


نام:بینام«دوشنبه22مهر1392ساعت 7:1:52»

«الْیَوْمَ أُحِلَّ لَکُمُ الطَّیِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ حِلٌّ لَکُمْ وَطَعَامُکُمْ حِلٌّ لَهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ مِنْ قَبْلِکُمْ إِذَا آتَیْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ ...: امروز پاکیزگیها بر شما حلال گشت و غذای اهل کتاب برای شما حلال گشت و غذای شما برای آنها حلال گشت و ازدواج با زنان مومن و زنان اهل کتاب قبل از شما ،هنگامی که مهریه شان را بپردازید حلال گشت...(5 مائدة)» آیا این آیه چیزی جز لزوم تعامل و رفتار نیک و زیبای مسلمانان با اهل کتاب می رساند؟ آیا زنی که نجاست باشد قابلیت ازدواج دارد؟ آیا اگر آنها نجس باشند غذایی که تهیه می کنند نجس نمی شود ؟ چگونه خداوند اجازه می دهد مسلمان نجاست بخورد در حالی که در ابتدای آیه می فرماید پاکیزگیها بر شما حلال گشته است؟ آیا این آیه خود دلیل بر پاکیزگی اهل کتاب نیست؟
پاسخ:
با سلام به خطیب محترم البته اهل کتاب پیش از شرک نجس نبوده اند و ایه مورد اشاره شما توصیف روابط قبل از پیوستن یهود و نصاری به شرک و خدا پنداشتن عیسی و عزیر است.

پاسخ مدير سايت:عليکم السلام . خوشحالم که متوجه اين امر شديد که اهل کتابی که معتقد به شرک نباشند حسابشان جداست و شامل اين آيه نمی شوند.پس بحث را بر آيه مورد نظر شما خلاصه می نمايم: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلَا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَذَا ... هرچند برخی اقوال موافق نظر شما هم وجود دارد اما بنده آيات سوره توبه را که در مورد مشرکين سخن می گويد مختص مشرکين عهد شکن مکه می دانم و «ال» المشرکون را ال معرفه می دانم نه ال عموم و اين آيه را همراه آيات ما قبل آن میدانم. اگر شما سوره توبه را از ابتدا بخوانيد متوجه اين امر می شويد که مقصود از مشرکين در اين سوره افراد خاصی می باشد:بَرَاءَةٌ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ (1)....فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ... أَلَا تُقَاتِلُونَ قَوْمًا نَكَثُوا أَيْمَانَهُمْ وَهَمُّوا بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ ....کاملا واضح است که مقصود از مشرکين در اين آيات ،مشرکين خاصی می باشند که ترور پيامبر خدا را برنامه ريزی کردند،و او را از شهرش بيرون راندند و با مسلمانان صلحنامه امضا کردند و آنگاه صلحنامه خود را نقض نمودند و شبانه مسلمانان را کشتند... و آيه ای که شما به آن استدلال می نماييد هم در ادامه اين آيات است ، شايسته نيست يک آيه را از وسط يک موضوع قطع نماييد وحمل بر عموم نماييد. ثانيا برای فهم معنای نجس بايد به اصل لغت عرب در زمان نزول قرآن برگرديد نه به معنايي که امروزه رايج شده است، معنايي که امروزه رايج است همان اصطلاح فقهی آن است و می دانيم که اصطلاحات فقهی بعد از زمان پيامبر خدا(ص) رايج شده است.معنای لغوی نجس به معنای پستی و بی ارزشی می باشد که شکی نيست مشرکينی که عهدشکنی می کنند پست و بی ارزشند و لياقت همجواری با مسلمانان را ندارند.«دوشنبه22مهر1392ساعت 11:14:13»

نام:«دوشنبه22مهر1392ساعت 18:39:55»

l با سلامی مجدد مشکل درک مطابق اصل کلمات قرآن از آن روست که مسلمانان هلال شرقی اسلام زبان عرب نمی دانند و مشکل دیگر هم نبودن متن عربی متعلق به قرون مقدم بر اسلام و نزول قرآن است و کلیدی نداریم که تردیدهای معنا گذاری موجود بر لغات قرآن را از طریق مقایسه با متن همسن و همسان بگشاییم. توجه می دهم که عرب عهد نزول آیات سئوالی در باب معنای واژه ها نداشته است. همین مطلب می رساند که سعی ما غیر عرب ها در معنا گذاری و نصب حدسیات خود در جای لغات اصیل زبان عربی همان تاویل می شود

نام:بی نام«سه شنبه23مهر1392ساعت 22:4:39»

هوا خوری با سلام وعرض تبریک مجدد به مناسبت عیدسعید اضحی دوستان عزیز چند روز تعطیلی درپیش است وکمی نیاز به هواخوری داریم وبه همین بهانه بجای بحث های جدی شعری تقدیم حضورتان میکنم خصوصا آقای فریدون که علاقه ای خاصی به شعر دارند امید وارم که مورد پسند قراربگیرد تا ببینیم چه پیش آید وچه درنظرافتد
ألا یا أیّها الساقی أدِر کأسًا وناوِلها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها

بمَی سجاده رنگین‌کن گرت پیر مغان گوید
که سالک بیخبر نبود ز راه و رسم منزل‌ها

همه کارم ز خود کامی ببدنامی کشید آخر
نهان کی ماند آن رازی کزو سازند محفل‌ها

حضوری‌ گر همی ‌خواهی ازو غایب مشو حافظ
مَتی ما تلق من تهوی دَعِ الدنیا واهمِلها




--------------------------------


ألا یا أیها الیاغی مخوان دیوان باطل‌ها
حقائق را بیان بنما ذر الکأسَ واهمِلها

بنام عشق ای شاعر مزن حقه مکن خدعه
که‌ عشق‌ حق ‌محال‌ و عشق ‌مَی ‌زیبد بخوشگل‌ها

تو با تأیید یزدانی بتوفیقات ربانی
زعقل و دین بجو همت بحق کن دفع باطل‌ها

ز دیوان‌های عاشق‌ها سبک مغزان جاهل‌ها
ز لاف و باف شاعرها چه خون افتاده در دلها

درین امواج ناپاکی در این افواج بی باکی
نمی‌جویند حال ما خردمندان ساحل‌ها

الا ای شاعر مسکین می و باده کند ننگین
سبکبارا مشو سنگین که میافتی بمشکل‌ها

مشو ننگین ز می رنگین بقول حافظ ‌و پیرش
که پیران مغ و صوفی شدندی رهزن دلها

خُذ الفرصه دع الغصه مرو دنبال خودکامی
که‌ خودکامی‌ است ‌بدنامی‌ دع ‌النفس‌ وجاملها

مخوان ‌ای برقعی ‌دیوان که جمع دیو باشد آن
وگر خوانی ‌جوابش ‌دان وبالأحسن ‌فجادلها


چهارشنبه 13 مهر 1390 ساعت 9:03 PM
دل می‌رود ز دستم صاحبدلان خدا را
دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا

آئینة سکندر جام جم است بنگر
تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا

آن تلخ وش که صوفی ام الخبائثش خواند
أشهی لنا وأحلی مِن قُبلة العذارا

در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند
گر تو نمی‌پسندی تغییر ده قضا را

حافظ بخود نپوشید این خرقة می آلود
ای شیخ پاک دامن معذور دار ما را
---------------------------------------------


دلرا مده تو از دست بیهوده ای نگارا
صاحب دلی نباشد جز آفریدگارا

صاحب دلان صوفی سودای بیسواد است
از شاعر خیالی دیگر چه انتظارا

دین میبرند از کف صاحبدلان و پیران
رحمی‌کنید یک دم درویش بی‌نوا را

جام جم و می و جام و آئینة سکندر
جز وهم کی نماید خدعه مکن تو ما را

آن تلخ وش نه صوفی ام الخبائثش خواند
آن را نبی چنین خواند ای پیرو نصارا

بر کوی نیکنامی حق راهنمائیت کرد
بدنامی تو از تو است معذور دار ما را

ای صاحب اراده جبری مشو تو هر دم
ایزد بداده عقلت هم فهم و اختیارا

حافظ ز جبریانست نی اهل حق و ایمان
اقرار او بدیوان روشن کند شما را

بودی تو حافظ جام بدنام و زشت فرجام
گر تو نمی‌پسندی نسبت مده قضا را

حافظ نموده در بر خود خرقه می آلود
طعنه مزن بپاکان عذری نشد خطا را

این شاعران جبری گشتند از مفاخر
دردیست بی‌مداوا اسلامیان خدا را

فریاد ای فقهیان زین شعبه‌های عرفان
چند دگر نشان نیست نی فقه و نی شما را

ای برقعی نکردی با علم دفع باطل
این کفرهای پنهان گردیده آشکارا

پاسخ مدير سايت:عليکم السلام. عيد برشما هم مبارک باد.اشعار زيبايي بود موفق باشيد.«پنجشنبه25مهر1392ساعت 8:17:21»

نام:یکی«چهارشنبه24مهر1392ساعت 18:29:9»

با سلام خدمت خلفان و سایر عزیزان
فرصتی فراهم و مباحثی که در این وبسایت ارائه شده را مطالعه نمودم.در اول خواستم در این مباحث شرکت کنم اما متوجه یک سری ناهماهنگی ها شدم از آنجا که مطالبی که آقا یا خانم بینام ارائه نموده اند بسیار کلان میباشد پیشنهادی به مدیریت محترم و سایر دوستان داشتم که با توافق همه موضوعی به چالش کشیده شود و حدالامکان فقط همان موضوع بحث شود (چنانچه در بحث مشرکین بین بینام و خلفان به خوبی پیش می رفت ) که به تبع این امر ما را به نتایج مطلوب تری خواهد رساند .تا نظر دوستان چه باشد
با تشکر

پاسخ مدير سايت:عليکم السلام.با نظر شما کاملا موافقم ولی وقتی نظری می فرستند که بسيار گسترده است و نياز به بررسی نکته به نکته آن در مباحث مخصوص دارد چه کار کنيم؟بنده نظر کسی را نمی توانم دست کاری نمايم البته گاهی اوقات همچون چيزهايي را بی پاسخ می گذارم يا حذف می کنم،چون اينگونه نظر فرستادن را دليل براين می دانم که شخص به دنبال پاسخ و بررسی موضوع نيست. موفق باشيد.«پنجشنبه25مهر1392ساعت 8:12:9»

نام:یکی«پنجشنبه25مهر1392ساعت 13:15:50»

سلام البته بنده با سانسور کردن مخالفم اما شما میتوانید با مدیریت صحیح اینجا را اداره کنید بهر حال مختارید

پاسخ مدير سايت:عليکم السلام.درست است ولی زمانی که کسانی بخواهند سوء استفاده کنند مجبور به اين کار می شويد، البته خيلی کم در اين سايت اتفاق می افتد نظری حذف شود.«پنجشنبه25مهر1392ساعت 13:21:11»

نام:یاسر«پنجشنبه25مهر1392ساعت 23:16:3»

با سلام به دوستان و تبریک عید قربان
آن زمان که رسالتی را که برای انجام آن به جهان آمده ایم به یاد بیاوریم عظمت تاریخ بشر را در خواهیم یافت و خواهیم دانست که ما نیز بخشی از این واقعیت جهان حقیقی هستیم . رسالت ما آنست که در کمال آرامش برخیزیم و بدانیم که هدف از زندگی صرفاً حفظ بقاء خویشتن خویش نیست بلکه ما نیز در این سیر تکامل بشری و معنویت و روحانی بشر نقشی بسزایی به عهده داریم . تکامل تکنولوژی و معنوی برایمان روشن میسازد که علت ترک کوچ نشینی و حرکت دائمی اجداد ما و فرار آنها از آوارگی چه بوده و حرکت بشر به سمت ترقی و تعالی و تمدن چگونه بوده است . این تکامل به ما می گوید بشر بطور غریزی و ناخواسته به سمت صنعتی شدن و فن آوری رهنمایی شده . مشخص می سازد که به چه طریق ارتباطات انسانی را بر اساس معیار های اخلاقی به روش آزادانه تر و معیار بالاتر پیدا نمود و چرا در حال حاضر باید به برخوردها و روابط انسانی اش اهمیت بیشتری بدهد . امروزه افراد بشر از اسرار خلقت و پیامهای مرموز ارتیاطات معنوی و تداوم آن شاید آگاه باشد . این پیامها به رغم گذرا بودنشان سبب خلاقیت ما خواهند شد و در نتیجه پی به حقیقت وجود خویش خواهیم برد . همه ی ما موظف به پیشبرد فرهنگ بشری هستیم و به همراه این رسالت اقدام تکاملی عظیم تری در این جهان بر دوش ماست که ما آن را درک می کنیم . حقیقت بزرگی که بر دوش ماست آنست که وظیفه ی ماست تا جهان صنعتی خویش را به طریق معنوی و خرد ورزی و روحانی و با تکیه بر عقلانیت معقول سازیم و آن را با محیط زنده و طبیعی خود که همان محیط زیستمان باشد هماهنگ گردانیم .با کسب مهارت بشر امروزی درنوع آوری و فن آوری های مدرن و ماشینی شدن هر چه بیشتر آن و کمتر شدن دخالت نیروی کار گر باعث شده به مسایل مهمتر زندگیمان ( از قبیل اخلاق و روابط انسانی و رابطه بین زوجین ) بپردازیم تا احساس آسایش و رفاه بیشتری داشته باشیم . و مطمئناً همه ی این رسالت عظیم بشر رسالت الهی و رسیدن بسوی الله میباشد . من نیز همانند دوستمان معتقد به بیراهه رفتن بحث و انحراف شدن آن از مسیر اصلی شده . میتوان گفت که بحث پیرامون طلاق و عید قربان بود اما از سوی دوست عزیزمان بینام بحث به سمت نظرات استاد پور پیرار منحرف شده است ضمن احترام گذاردن به نظرات و تاریخ نگاری جناب استاد پور پیرار و بنیان اندیشی این بزرگوار و تجدید نظر در تاریخ ایران که اگر مبنا را بر نداشتن سابقه ی تاریخی این سرزمین به نام ایران بگذاریم و سرزمین کنونی که به نام ایران نامیده شده و در تمام قوانین بین الملل نیز مورد قبول است و با در نظر گرفتن اینکه این مرز بندی کنونی ایران توسط نیروی انگلیس و یهودیها صورت گرفته باشد در این تجمع انسانی که حدو هفتاد و اندی میلیون نفر به زیست خود ادامه میدهند آسیبهای اجتماعی ، اعتیاد ؛ انحرافات ، طلاق و انواع بیماری و معظلات اجتماعی وجود دارد که نیاز به رفع آن از طریق مختلف و رسانه ها و وبلاگها و فعالان اجتماعی با کمک و همفکری یکدیگر کوشش و اجتهاد میطلبد . آیا این نوع اقدام فعالانه ، آسیبی و مغایرت به نظرات جناب استاد پور پیرار دارد ؟ و از دوست محترممان بی نام نیز انتظار میرود که در شناخت و راهنمایی و از بین بردن انواع آسیبها با همفکری و نظریه پردازی مساعدت لازم را دریغ نفرمایند . وتا بعد

پاسخ مدير سايت:متشکر.مطمئن باشيد بحث به زودی دوباره به مسیر اصليش باز خواهد گشت...«جمعه26مهر1392ساعت 11:35:54»

نام:بینام«جمعه26مهر1392ساعت 16:30:47»

با سلام به یاسر وهمه ی دوستان خصوصا شیخ خلفان وتبریک عید بزرگ
یاسرجان چنان مورد تهاجم همه جانبه مدرینیته این سوغات غرب قرارگرفته ایم که درحال حاضر راهی برای گریز نداریم شما به سبک عروسی هایی که برگزار میشود به لباس جوانان مان ازپسرودختر نحوه ی استفاده ازموبایل وبرنامه های تلویزیونی که دقیقا بنیاد خانواده واسلام وسنتها را هدف قرارگرفته بمب های آنان که برمجالس عروسی ها ریخته می شود که جای خوددارد دقیق بشوید چه راه حلی بنظرتان میرسد جامعه ما ازسوی دشمنان لگد خورده است وباید درآینده منتظر ازهم پاشیدگی بیشتردرهمه ی ابعاد خانواده ها باشیم با این وجود آیا تنها راه شناساتدن دشمن نیست که البته اون هم کارغیرممکنی بنظر میرسد واین که بنده وجنابعالی وکسانی دیگر خودرا پشت کامپیوترمان پنهان کنیم وهرزگاهی مطلبی بصورت ناشنا س درسایت ویا وبلاگی قراربدهیم کاری ازپیش نخواهیم برد که هیچ بلکه پنهان کاری خود امری مذموم بحساب میاد باید شجاع بود ومانندافرادی مثل خلفان وپورپیرار بدون ترس در جلساتی هرچند خصوصی مسایل را بصورتی چدی بررسی کرد وبجز ازخداومد متعال نهراسید بنظر حقیر تنها راه نجات مورد توجه دادن جامعه مستقیما به آیات هدایتگر ومؤمنانه قرآن است نه متوسل به تقسیر وحدیث وکتاب هایی مانند بخاری وطبری ونهج البلاغه وشعر عشق وامثالهم که دریک بررسی ناریخی ساده جدید بودنشان محرز میشود ومعلوم نیست ازکیسه دوست بیرون آمده یا دشمن با دعای خیر به همگی

پاسخ مدير سايت:عليکم السلام.شکی نيست که راه نجات عمل به قرآن است اما کاش کمی بيشتر در مورد قرآن آگاهی داشتيد که قرآن هم اينگونه به آثار علمی ديگر و علوم ديگر نمی تازد و تنگنظرانه با مسائل برخورد نمی کند، برادر عزيز اگر هر کتابی را در جايگاه خودش قرار دهيم و از زاويه ی درست به آن نگاه کنيم هيچ مشکلی پيش نمی آيد و اينگونه نياز به شکستن حرمتها پيش نمی آيد.«جمعه26مهر1392ساعت 17:23:6»

نام:BI NAM«جمعه26مهر1392ساعت 18:28:46»

تاملی در تاریخ نگاری اسلام (1)

..........
+ نوشته شده توسط بنیان اندیش در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392 و ساعت 21:59 | یک نظر

پاسخ مدير سايت:متاسفم از تاييد کپی کردن مطالب سايتهای ديگر که بی ربط به موضوعات پستهای وبسايتم می باشد معذورم.بنده و ساير بينندگان فهيم اين سايت اگر نياز به اين مطالب داشته باشيم مستقيما به همان سايتها مراجعه می نماييم و نظر خود را راجع به آن مطالب در همان جا بيان می کنيم.فکر نکن اينها مطالب تازه ای است که ما نديده ايم.«شنبه27مهر1392ساعت 9:9:49»

نام:بابا«شنبه27مهر1392ساعت 19:20:3»

با سلام به دوستان بویژه خلفان عزیز
جناب خلفان با یادآوری اینکه ، همواره باید در نظر داشته باشیم که بازگشت همه ی ما به سوی خدا و مبدأ اصلی است . همه چیز بسته به اعمال ما در این دنیا دارد . اپمان ما وتوان ما ، عشق ما ، حوصله ما و صبرما و متانت در مقابل برخورد با دیگران . باید بدانیم که ما برای یافتن بخش اعظم وجود خویش به این جهان آمده ایم و مأموریت داریم آن قسمتی که ماورای نیازهای زندگی انسانها برای بقاء حیات است ، به دیگران بیاموزیم
برادر عزیز جناب خلفان همانطور که قبلا َ نیز گفته بودم خصوصیت بارز شما مناعت طبع شما می باشد . بویژه درپاسخگویی به دوستان .
دوستان عزیز، برای همسو کردن زندگی روزمره با تحولات تکنولوژی و معنوی ناچاریم که متعالی ترین سطح اخلاق بشری را پیش رو داشته باشیم و به آن عمل کنیم و هیچگاه به یکدیگر توهین نکنیم . اگر بخواهیم که منظور صحیح باطنی ما درست ادراک شوند باید صبور باشیم و روان پریشی را از خود بدور سازیم و به خدا و معنویات و ماورا اعتقاد راسخ داشته باشیم و به تراوشات افکار دیگران بخوبی و صبورانه و از روی عقلانیت بنگریم و قضاوت کنیم نه اینکه بدون تعقل و فقط با تعصب دنباله رو افکار دیگران به آن دیگری توهین و یا مطرود کنیم . باید معتقد باشیم که هریک از ما رسالتی عظیم در این جهان دارا هستیم که باید در انجام آن کوشا باشیم . باید خود را به خدا و معنویت و فرامین الهی نزدیک کنیم و انجام دهیم و به خدا و حق متصل شویم تا بتوانیم مأموریت خویش را در این جهان شناسایی و در انجام آن بکوشیم . گاهی کسانی را چه در دنیای مجازی و چه در دنیای حقیقی ملاقات می کنیم که فکر میکنیم از آنها رنجشی داریم و شاید بخاطر اختلاف افکار مان باشد ، ضمن بررسی و دقت نظر متوجه خواهم شد هدف طرف رنجش ما با ما در یک جهت بوده است . با همکاری و مساعدت یکدیگر می توانیم در هر محیطی تغییراتی حاصل کنیم وصبورانه بدور از هر گونه تعصب از روی عقلانیت و خرد ورزی برای خدمتگزاری به همنوع خویش از هیچ کوششی فروگذار ننماییم . در اینجا نه تنها ما مأموریتی را که بر دوش داشته ایم به انجام رسانیده ایم بلکه هدف کلی خلقت را نیز ادراک خواهیم کرد . در حقیقت این درک صحیح که ما بدان دست می بابیم اساس تفکر میلیونها تحلیل گر اجتماعی و اسلامی خواهد بود تا بر پایه آن مشکلات لاینحل اجتماعی نظیر ، آلودگی ، جرم ، روان پریشی ، خیانت ، جدایی و طلاق ، خیانت ، جنگ و جدال چه در دنیای مجازی و چه در دنیای حقیقی ، دنباله رویی افراد ، فقر و بدبختی را ریشه کن نمایند و بینش معنوی و خداشناسی و رفتار طبق فرامین الهی را بر سیاره ما حکمفرما سازند . و سعی کنیم این بینش را به دیگران منتقل سازیم . در صورتیکه بتوانیم افراد متعهد بسیاری را که صادقانه و از روی خلوص نیت و با اخلاق الهی در فضای اجتماعی جمع آوری کنیم مؤثرتر خواهد بود . وظیفه ما در این جهان خاکی و در طول عمر فانی کمک و همراهی به افراد دیگر و اجتماع کنونی که سرشار از آسیبها و معضلات است میباشد تا اصل فطرت خویش و خود را بخاطر آورند و بدانند که هر انسانی با نیت پاک و سرشت خیر به جهان قدم میگذارد هدف ما و رسالت انبیاء حفظ و حراست این مهم است تا بتوانیم جهان خویش را فارغ از هرگونه تعصبات فکر ی از مشکلات برهانیم . خلفان عزیز من میدانم و شما نیز آگاهید و دوستمان نیز میداند که درک از مفاهیم و معانی قرآن نیاز به توانمندی و اشراف کامل در ادبیات عرب و تبحر در آن زبان را میطلبد وتا هنگامی دیگر در پناه حق

پاسخ مدير سايت:متشکر از لطف شما.از خداوند عزوجل خواستاريم اخلاق همه ما را نيک بگرداند تا بتوانيم مفيد واقع شويم.«شنبه27مهر1392ساعت 20:6:24»

نام:فریدون«شنبه27مهر1392ساعت 19:55:54»

زن در ایران پیش از این گویی که ایرانی نبود پیشه اش جز تیره روزی و پریشانی نبود
کَس چو زن اندر سیاهی قرن ها منزل نکرد کَس چو زن در معبدِ سالوس قربانی نبود
نورِ دانش را ز چشمِ زن نهان می داشتند این ندانستن ز پَستی و گرانجانی نبود
در قفس می آرمید و در قفس می داد جان در گلستان، نام ازین مرغِ گلستانی نبود پروین اعتصامی

از خود می پرسیم چرا در بحثهایی که یکطرف آن مربوط به جامعۀ زنان است آنها شرکت نمی کنند؟ عِلّیّتی مانند ترس ، حجب و حیا ، بی اثر دانستن اینگونه بحثها و .... همه معلول نا آگاهی ناشی از حرکتهای پدر سالارانۀ فرهنگی در طول تاریخ و تاثیر ویرانگر آن بر روح و جسم و جان زنان می باشد .
هرچند باورها و پیشتازان اصلاح ساختار فرهنگی - اجتماعی جامعه همیشه کوشیده اند تا از فشار این ظلم جنسیتی به کاهند اما مردان که اصلی ترین مفسرین بعد از آنها بوده اند تا آنجا که ممکن یوده این رهنمودها به نفع خود مصادره و در صورت لزوم تحریف و آنجا که دیگر مجالی نبوده بی محتوا کرده اند ، به همین خاطر است که شما اثرِ سَمِّ الفاظِ پیچیده شده در زَروَرقِ اهدایی ، درجای جای تعریف و تمجید از زنان می توانید ببینید .
هرچند نه همه ، اما بخش قابل توجهی از زنان جامعۀ ما بخصوص روستائیان بر اساس آرمان‌های سنتی ، در ‏حاشیه عمر سپری کرده و زندگی خود را بر پایۀ شوهرداری و بچه داری (خانه داری) استوار ‏کرده‌اند . قرنها ست دور نگه داشتن زنان از شرکت فعال در مسائل سیاسی – اجتماعی - فرهنگی باعث شده تا افکار خرافی واقعیت وجودی او را به چالش بکشاند . مادر بودن ، چه در میان زنان عامه و خانه‌‏دار و چه در میان اندک زنانی که دارای جایگاه اجتماعی و فرهنگی هستند ، جبران کمبودهای جنسیت سرکوب ‏شدۀ زنانه است . اندیشۀ راضی نگه داشتن مردان و حس چشم پوشی از ارزش زنانه در اشکال مختلف ، از تردید در مصاحبت تا چگونگی پوشش ظاهری ، زنان را ‏به این باور می‌ رسانده که از طریق دعا و خرافات به ‏هر طریق ممکن باید همسران شان را برای خود نگه دارند و فرزندی با اولویت پسر برایشان به ارمغان آورند . در شهر کوچک ما اینگونه رسومات در خاطرۀ میان سالان مانده و هنوز هم اینجا و آنجا آثار آن به روشنی قابل مشاهده .
شکی نیست که زن، ‏همواره در خودش به جست وجو می‌ پردازد، شاید از همین روست که او را درک ناپذیر ، بی ‏قرار و دمدمی می خوانند . زن در خلوت خود ، به همۀ جوانب زندگی فکر می کند ، نابرابری های موجود به چالش می کشاند ولی همیشه دو عامل سدّ راهش می شود به بیان دیگر وقتی با موانع عقیدتی و قانونِ مدنیِ مرد سالارانه برخورد میکند با دردی در قلب بخصوص آنجا که بُعد دینی دارد بخاطر ترس از آلوده شدن به گناه آرزوهایش زیر خاکستر دفن میکند بدون اینکه مرد در انسجامِ آن معنایی داشته باشد . سکوت زنان در طول تاریخ و توسل آنان ‏به روش‌های تحریف شده برای حفظ همسر و زندگی، در واقع سیستم داد و ستدی را برایمان به ‏تصویر می کشد که در آن ، زن هیچ لذتی برای خودش مطالبه نمی‌کند ولی تمامی ‏روح و جسم خویش را به مردش ارزانی می دارد.
واقعیت این است که در رفتار مرد سالارانه ، زن نماد کالای مصرفی دارای ارزش مبادله است . و بهای این کالا را مردان بر پایۀ ، میل و نیازشان ‏تعیین می‌کنند. در خواستگاری ، بجای اَرجَح دانستنِ ارزشهای معنوی که ثمرۀ آن عشق و محبت می باشد ارزشهای مادی برجسته می شود و زن را در قالبِ یک کالا عرضه می نماید ، به جرئت می توان گفت که زن در فرهنگ نیهلیستی (پوچ گرا) چیزی جز کالایی برای مبادله به حساب نیامده است ،
من هم با دوستانی که رعایت انجام مباحثه و پیش بُردنِ آن در چهارچوب تعیین شده خواستارند ، هم عقیده ام منتها فکر می کنم بد نباشد اگر هر از گاهی گریزی به مجادله با دوستانی که خارج از بحث بخواهند مسائل دیگر به چالش بکشانند بزنیم . نظر دهندگان خوب با اسم مستعار بینام (فکر می کنم دو نفر هم فکر با دیدگاه و اسم واحد باشند ، بینامی که در زعفران کامنت گذاشته با بینامی که در وبلاک خلفان نظر داده است یکی نیستند) امیدوارم با ما بمانند چون به یقین می توانند حرفهایی برای گفتن داشته باشند ، آنها نتوانستند وبلاک خود را حفظ گنند ، وبلاک آنها صرفنظر ار شکلِ برحورد ، برای شهر ما مفید به فایده بود . در آخرین نظر ، کامنت گذار ما با هم سطح دانستن شعر حافظ و شِبهِ شعر درج کرده نشان داد که فرقِ "میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است" درک نکرده ، باشد تا در فرصتی دیگر بیشتر به این بحث بنشینیم .
جهت اطلاع شخصی چند روز قبل این مطلب نوشته بودم و منتظر بودم تا در بحث مربوط به ازدواج ارسال کنم

پاسخ مدير سايت:درست است که در گذشته نه چندان دور رفتار مردسالارانه و باورهای غلط منسوب به دين و مذهب در شهر ما ، مانعی جدی در راه تعالی زنان بوده است اما به نظر می رسد امروز ديگر آنها بسيار کم رنگ شده است ؛ امروز که اکثر مردان دخترانشان را در تحصيلات عالی همياری می کنند؛ در جمع کاملا دينی از دانشجويان پسر و دختر که به دانشگاه راه يافته اند تقدير می شود؛ مردم به تنها زن کانديدای شورای شهر رای می دهند و فعاليتهای اجتماعيشان را پذيرفته اند ديگر جامعه زنان به جای جستن علتها در اين و آن بايد به خود بينديشند و به خود آيند، بينند تا چه حد خود تلاششان را نموده اند.انشاء الله مطلب بعدی به زودی ارسال می گردد و بحثها را ادامه خواهيم داد.«يکشنبه28مهر1392ساعت 6:30:23»

نام:سجاد شفاعی«پنجشنبه2مرداد1393ساعت 14:50:11»

من فقط می خواهم بروم به مکه

پاسخ مدير سايت:خداوند نصيب ما و شما بگرداند . آمين«دوشنبه27مرداد1393ساعت 23:37:15»

نظر شما راجع به این مطلب:
نام شما:
وبسايت شما:
متن نظر:


=9+4
وبسايتهای برتر
مجتمع علمی فرهنگی سلطان العلماء بندرلنگه
نسيم
بیداری اسلامی
دخت کنگ
ديوان
مدرسه علوم دينی صلاح الدين ايوبی اروميه
مجد
کلگر
کنکاش
کنگستان
بانوی کنگی
مسجد جامع بندر کنگ
اعجاز علمی در قرآن و حديث
الحورویدیوهای مکه ومدینه واناشید اسلامی
زعفرون
آخرين ورود از:
بیداری اسلامی

آماربازديد
افرادآنلاين
آمريکا(23)
بازديدامروز:277
بازديدديروز:317
بازديدهفته قبل:3002
بازديدكل:324516