امکانات سايت
کل مقالات
نظرات عمومی
اضافه نمودن وبسايت
کل وبسايتها
نظراتم دروبسایتهای ديگر
صفحه اصلی
فروشگاه شارژ

آخرين مطالب:
صبر و اصلاح طلبی نه براندازی و تجزيه
ارزشت مساوی عملت
بازگشت دوباره جهنميان به دنيا
بدگويي خيالی
تعدد زوجات و طلاق
اعتياد و طلاق
ارتباط نامشروع
بی اعتمادی
شناخت قبل از ازدواج
دخالتهاي بيگانگان در خانواده
پربيننده ترين مطالب:
بدگويي خيالی
رفتاربا همسر
تعدد زوجات و طلاق
نظرات سه روزاخير
پرنظر ترين مطالب:
رفتاربا همسر|55نظر|
دخالتهاي بيگانگان در خانواده|39نظر|
شناخت قبل از ازدواج|30نظر|

مديريت:
خلفان نصيحت کن
ايميل:
khalfan@khalfan.ir
آخرين مراجعه
6فروردين1397ساعت 9:23:48
ورودمديريت:
نام:
رمز:

بی اعتمادی«دوشنبه27آبان1392»تعداد بازديد:3901
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضًا...(12حجرات)
اي مومنان از گمانه زني بپرهيزيد که همانا بعضي از گمانه زنيها گناه است و تجسس نکنيد و از يکديگر غيبت نکنيد...
از جمله موارد ديگر که گاهي باعث طلاق مي شود از بين رفتن اعتماد بين زوجين است ؛ زن و شوهر که همانند لباس و تن به هم نزديکند گاهي آنچنان نسبت به همديگر بي اعتماد و بي اطمينان مي شوند که ديگر حاضر نمي شوند باهم صحبت نمايند و روبه روي هم بنشينند.
بي اعتمادي معمولا يکدفعه به وجود نمي آيد بلکه اندک اندک پديدار مي گردد و ابتدا از گمان بد بردن نسبت به همديگر شروع می شود و سپس تجسس در کارهاي شخصي همديگر و عاقبت غيبت نمودن از يکديگر به نزد ديگران به اوج خود مي رسد که با رسيدن مشکل به اين مرحله و باز شدن پاي ديگران به زندگي،تمام لوازم طلاق و از هم گسستن خانواده فراهم مي شود و خانواده با فروپاشي به حيات خود خاتمه مي دهد.
اما سوالي که مطرح مي شود اينست که چه چيزهايي باعث از بين رفتن اعتماد بين زوجين نسبت به همديگر مي شود؟و چه چيزهايي باعث مي شود که اعتماد بين زوجين مستحکمتر شود؟
مطمئنا عوامل بسياري در اين دو امر قابل ذکر است که به چند مورد که به ذهن بنده مي رسد اشاره مي نمايم به اميد آنکه مبحث با نظرات صاحب نظران تکميل شود:
-ايمان به خدا:زماني که شخص به ايمان و خداترسي همسر خود اطمينان کامل داشته باشد و کاملا مشاهده نمايد که همسرش آشکارا و نهان تقواي خدا را رعايت مي نمايد نوعي اطمينان در وجودش پديد مي آيد که مانع سوء ظن و گمان خيانت نسبت به همسرش مي شود و چرا که کسي که خدا را مراقب خود مي داند ديگر نيازي به هيچ مراقب و ناظري ندارد.
-دروغ: شخص اگر عادت به دروغ گويي داشته باشد قابل اعتماد نيست و حتي اگر جايي واقعا راست بگويد باز حرفش قبول نمي شود بنا براين شخص بايد از اين صفت زشت که حتي خانواده اش هم از مضرات آن در امان نمي ماند بسيار اجتناب نمايد و هميشه در نظر داشته باشيم که ايمان به خدا و دروغ در يک شخص جمع نمي شود چنانکه خداوند مي فرمايد:إِنَّمَا يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْكَاذِبُونَ (105نحل)
-با شفافيت در کارهايمان ،زمينه بدگماني ديگران نسبت به خود را به وجود نياوريم حتي اگر بهترين شخص بر زمين باشيم ،چنانکه در صحيح بخاري آمده است که شبي پيامبر خدا (ص) همسرش صفيه را از مسجد تا خانه همراهي مي نمود که دو نفر از يارانش از دور او را ديدند و خواستند راهشان را تغيير دهند ، پيامبر خدا (ص) آنها را صدا زد و گفت راه خود برويد ، همسرم صفيه با من است. آنها گفتند : سبحان الله ما چگونه نسبت به شما گمان بد داشته باشيم! پيامبر خدا(ص) فرمودند: شيطان همانند خون در بدن، در وجود انسان رسوخ مي کند و من ترسيدم که در دلهاي شما چيز بدي بيايد.
پس زن و شوهر بايد تا حداکثر ممکن از کوچکترين چيزی که باعث بدگمانی در ميانشان می شود بپرهيزند و زمينه به وجود آمدن بی اعتمادی را در زندگی خود به وجود نياورند.
نظرات فرستاده شده برای اين مطلب
نام:BI NAM«چهارشنبه29آبان1392ساعت 7:56:27»

اين نظر به علت نامربوط بودن به مطلب اين پست به قسمت نظرات عمومی انتقال يافته است،جهت مشاهده متن اين نظر اينجا کليک نماييد.

نام:ye darya del«پنجشنبه30آبان1392ساعت 11:37:1»

اين نظر به علت نامربوط بودن به مطلب اين پست به قسمت نظرات عمومی انتقال يافته است،جهت مشاهده متن اين نظر اينجا کليک نماييد.

نام:یاسر«جمعه1آذر1392ساعت 9:46:37»

با سلام به دوستان و خلفان عزیز
بسیار خلاصه در جواب شما بایستی بگویم (صدافت )
وظیفه اصلی زوجین در زندگی مشترک مواجه شدن هر دوی آنها و احترام گذاردن با خصوصیات فردی یکدیگر است . غلبه کردن بر نومیدی و یأس که ممکن است در طی مراحل زندگی زناشویی بوجود بیاید ، نیاز به همکاری و همفکری و درک از هم برای هر دو زوج دارد و با توجه به اینکه گذشت زمان مشکلات زناشویی را دچار تغییر و تحول میکند ، همکاری و هماهنگی زوجین باعث نجات عشق زن وشوهرها و بقاء زندگی مشترک آنان میگردد . قدر مسلم اینکه تداوم زندگیهای زناشویی بر اساس توافقات و صمیمیت شفاف تر و مسئولانه تر خواهد بود . اما در راستای دگرگونیهایی در زمینه های اجتماعی ، فرهنگی .... در دهه های اخیر زندگیهای زناشویی نیز از این تغییر مصون نمانده است . آنقدر بایستی با هم صادق و صمیمی و با گذشت باشیم که تفاوتها و تغییرات نتوانند تهدیدی برای زندگی مشترک نقشی ایفا نمایند . و اگر چنین باشد برای زوجها قابل هضم خواهد بود و بعنوان شاخص هایی که باعث تنوع و هیجان در زندگی محسوب میشود شناخته خواهد شد . دوستی ، صداقت ، صمیمیت و گذشت و فداکاری که میتواند ستون فقرات یک زندگی زناشویی موفق باشد الزاماً مورد توجه قرار میگیرد و باعث تقویت و قوام زندگی مشترک خواهد شد و زوجها بخصوص زوجهای جوان سرانجام به این واقعیت خواهند رسید که دوستی و صداقت با یکدیگر هیچ تناقصی با جذابیت جنسی و سکسی نخواهد داشت . واگر زوجین به توانمندی اساسی خویش در رفع موانع و دخالتها ایمان داشته باشند و بخدا توکل کنند ، و به عشقی که باعث تداوم و پویایی زندگی مشترک میشود اعتماد کنند و آنرا مقدس بدانند و شهامت خود را در رویا رویی با واقعیت زندگی امروزی باور داشته باشند به آرامش و اطمینان و آسایش درونی دست خواهند یافت و نسبت به همسر خود عشق و علاقه شدیدی پیدا نموده و از زندگی مشترک چه در رویا رویی با اجتماع و چه در رویا رویی با دخالتها و چه از رابطه جنسی و سکسی لذت فراوان خواهند برد و بدنبال آن بگونه ای باور نکردنی شاهد دریافت عشق و علاقه و محبت فراوانی از همسرشان نصیبشان خواهد شد و زوج بخاطر تلافی چنین محبتهایی در مقابله با نیاز جنسی طوری رفتار خواهد کرد که بشترین تأثیر و کسب لذت در خود احساس خواهید نمود . و تابعد

پاسخ مدير سايت:عليکم السلام.کاملا صحيح است در مورد نقش صداقت در استحکام زندگی هرچه بگوييم کم است.«جمعه1آذر1392ساعت 16:8:26»

نام:BI NAM«شنبه2آذر1392ساعت 19:52:33»

اين نظر به علت نامربوط بودن به مطلب اين پست به قسمت نظرات عمومی انتقال يافته است،جهت مشاهده متن اين نظر اينجا کليک نماييد.

نام:BI NAM«يکشنبه3آذر1392ساعت 5:58:38»

اين نظر به علت نامربوط بودن به مطلب اين پست به قسمت نظرات عمومی انتقال يافته است،جهت مشاهده متن اين نظر اينجا کليک نماييد.

نام:زعفرون«دوشنبه11آذر1392ساعت 15:48:19»

با سلام
ارائه ی مطلبتون درخور تحسینه ابتدا از به وجود اومدن بی اعتمادی گفتید بعد راهکارهایی برای مهار کردنش. اونجایی که فرمودید
چه چيزهايي باعث مي شود که اعتماد بين زوجين مستحکمتر شود؟
ايمان به خدا_شفافیت در کارهامون_و مورد دوم به نظرم بهتره اینجوری اصلاحش کنید پرهیز از دروغگویی...دروغ در اینجا جز جواب اون سوال دسته بندی نمیشه
و با اجازتون یه بند هم من به موارد اظافه می کنم حیفم اومد اینجا نگم و ایتمش اینه:دیدتو عوض کن زندگیت عوض میشه
این جمله رو ما همیشه شنیدیمو تو کتابای مختلف زیاد ازش گفتن .من 8 ساله باهاش درگیرم ولی باورش نکردم که بیاد تو عملم 5 سال قبل کتابی از نویسنده وین دایر رو در این زمینه خوندم هر چی تمرین کردم و به جملش فکر کردم زیاد موفق نشدم. معمولا تا نکته ای رو باور نکنم هر چی به زبون بیارم شعاره و کامل بهش عمل نمی کنم تا اینکه یک ماه پیش یه دکتری مثالی رو ارایه کرد که من کاملا" این جمله رو لمسش کردم و تا حالا که هست برای این بیان زیبا دعای خیرش می کنم خیلی حرف خوبی زد. میدونید یه قصه برامون تعریف کرد گفت در زمانای قدیم حاکمی به بیماری چشم درد شدید مبتلا میشه برای درمان بیماریش از طبیب اون شهر عاجزانه کمک می خواد طبیب میگه تو باید سعی کنی تمام اجسام دور و ورتو سبز بیینی تنها راه چارت همینه .حاکم میگه اینکه خیلی سخته ولی طبیب اصرار داره که راه درمانت همینه و بس .حاکم دستور میده تمام خدمه هاش و خانوادش و اهل و عیالش لباس سبز به تن کنند تمام درو دیوارا رو رنگ سبز بزنند و به مرور زمان متوجه بهبود بیماریش میشه بعد چند ماه میره که از طبیب تشکر کنه بعد به طبیب میگه خدا خیرت بده که من مداوا شدم ولی گلایه ای دارم این روشی که گفتی خیلی هزینه بر بود کلی برای ما مشکل پیش آورد و اونجاست که طبیب می گه نیازی نبود تمام جهان بیرونتو به رنگ سبز در بیاری کافی بود یه عینک برداری و شیشو رنگ سبز بزنی اون موقع بود که تمام اطرافتو سبز می دیدی... واین بود جریان خوش بینی و عوض کردن دید ... و قصه ای که من راز چیزی که سالها دنبالش بودمو درک کردم و باور کردم....
از ارایه مطلبتون متشکرم و بابت تاخیر یک هفتگی که در ارایه ی مطلب داشتم عذر میخوام . و اما بابت اون مشکلی که فرمودین که نظراتتون به وبلاگ نمیرسه من یه ایمیل به پشتیبانی بلاگفا زدم ولی متاسفانه جوابی حاصل نشد و هنوز هم این برام سواله که چرا فقط بعضی از نظرات نمیرسه؟؟؟ و در مورد راه ارتباطی که فرمودید تنها کاری که میتونم انجام بدم ایمیلمه که در اختیارتون قرار میدم ... ولی خب این قول رو نمیدم که بتونم همیشه و متوالی چکش کنم ...
zaferoon2006@yahoo.com
در صورتی که نظر خاصی رو به وبلاگ فرستادید محض احتیاط می تونید به این ایمیل هم بفرستید.

پاسخ مدير سايت:عليکم السلام. با تشکر از اهميت دادنتون به مطلب مورد بحث.در مورد عوض کرد ديدگاه بايد اين را بگويم که به نظرم اين دقيقا همان اصل مطلب هست که ما بحثش می کنيم يعنی چه کار کنيم که ديدگاه مان که همان بد گمانی نسبت به مسائل است عوض کنيم؟ مطمئنا بدگمانی ريشه هايي دارد و ما بايد ريشه هاش شناسايي و اصلاح کنيم و تنها به قول شما با شعار دادن و سفارش کردن به تغيير ديدگاه چيزی درست نمی شود.در مورد هماهنگی در مطلب دادن هم برنامه بنده اينست که حدود دو هفته يک مطلب جديد ارائه دهم تا مبحث به سردی و فراموشی سپرده نشود ، اگر می توانيد حول و حوش اين بازه زمانی مطلب بدهيد می توان تصور هماهنگی داشت.موفق باشيد.«دوشنبه11آذر1392ساعت 17:47:8»

نام:زعفرون«دوشنبه11آذر1392ساعت 20:32:17»

با سلام با نظرتون موافقم همه ی سعیمو می کنم که زود به زود مطلب بدم پیشنهادتون برای زمان و مطلب بعدی رو اعلام کنید. منم بابت موضوعش فکر می کنم

پاسخ مدير سايت:عليکم السلام.ان شاء الله آخر اين هفته مطلبی در خصوص "عامل طلاق: ارتباط نامشروع" سعی می کنم ارائه دهم.«دوشنبه11آذر1392ساعت 21:24:34»

نام:زعفرون«سه شنبه12آذر1392ساعت 8:12:53»

با سلام تو كار گروهي معمولا تصميمات جمعي گرفته ميشه ولي ايرادي نداره من به نظرتون احترام ميذارم ...شما بي زحمت يه مختصر از اين موضوعي كه فرموديد رو به وبلاگم بفرستين من دقيقا نميدونم كه شما چي ميخواين بگين تا ببينم جمع ظرفيت پذيرش حرفاي ما رو داره يا نه با عرض شرمندگي هر مطلبي رو نميتونم تو وبلاگ بذارم

پاسخ مدير سايت:عليکم السلام.به نظر من به جای اينکه بياييم زير موضوع مشترک داشته باشيم ، موضوع کلی مشترک داشته باشيم و آنهم "عوامل مختلف طلاق" باشد نه اينکه برای خود يکی از عوامل را تعيين و به آن بسپاريم زيرا اين کار چيزی جز محدوديت و دستپاگيری برای همديگر در تعيين موضوع چيزی ديگر حاصل نمی شود.مطمئنا ممکن است برای شما (که به احساس خودم از مطالبتان مجرد هستيد) موضوعهايي جالب توجه باشد که شايد برای بنده از رتبه ی پايينتری برخوردار باشد.به نظر بنده بهتر است انتظار ادامه اين رويکرد را نداشته باشيم و موضوع کلي مان اگر می پسنديد مشترک باشد.«سه شنبه12آذر1392ساعت 18:18:22»

نام:زعفرون«چهارشنبه13آذر1392ساعت 8:34:52»

با سلام ینی من برای شما دست و پاگیری ایجاد کردم... نمیدونم والا ... به هر حال شرمندم . باشه موردی نداره راهمونو سوا می کنیم تو کل ایران هیچکی کار گروهی انجام نداده و یکی از عوامل پیشرفت نکردنمونم همینه اینکه گروهی عمل نمی کنیم این موضوع در عرصه ی ورزش به طور محسوس قابل توجهه یک والیبالش موفقه که اونم چون تیمیه و خواه یا ناخواه ممکنه توپ بیاد سراغت شده گروهی و به کجاها که نرسیده ولی فوتبالشو ببینید ... من همیشه موافق کار گروهی بودم چون معتقدم بیشتر تاثیرشو می گذاره ولی خب دوس ندارم با وقت و زحمتی که میکشم بقیه حس دست و پا گیری بهشون دست بده اگه واقعا شما همچون حسی دارین بهتره خودتون به تنهایی ادامه ی کار رو پیش ببرین من علی رغم وقت و مشغله ای که داشتم درخواست شما رو مبنی به اینکه دو هفته یکبار پست بدم پذیرفتم که این واقعا برای من کار آسونی نبود... ولی خب فکر میکنم علت گذاشتن این شرایط و قراردادا عدم تمایل به همکاریتونه. موردی نداره هرکه به راه خودش ادامه بده ان شاالله موفق باشید. در ضمن منم مجرد نیستم واقعا جای تعجبه که تا حالا از نوشته هام به این موضوع پی نبردید.چون مسائل رو از دیدگاه یه آدم متاهل دیدم . وگرنه به خودم اجازه ی جسارت و بحث در رابطه با عوامل طلاق آدمای متاهل نمیدادم ...
و به عنوان حرف آخر ... سخت نگیرید.

پاسخ مدير سايت:عليکم السلام.اکراه بر دادن مطلب مشترک نوعی محدوديت ايجاد می کند و نه تنها شما بلکه طبعا من هم برای شما متقابلا ايجاد دست و پا گيری ومحدوديت می نمايم اگر قرار باشد شما خود را مقيد به مطلب مورد بحث بنده کنيد،کار گروهی منافع و مضراتی نسبت به کار فردی دارد در کار گروهی اگر به شناسايي مضراتش نپردازيم و فقط بخواهيم با شعار "هر کار جمعی خير است" پيش برويم خيلی زود کار گروهی به شکست می انجامد.شما نظر قبلی بنده را به درستی درک نکرده ايد، بنده خوشحال می شوم از اينکه بحث را باهم پيش ببريم منتها پيشنهاد دادم به جای اينکه در موضوعات ريز با هم اشتراک داشته باشيم ، در موضوع کلی که همان عوامل طلاق می باشد با هم به بحث مشترک بپردازيم، به جای اينکه با هم هماهنگ کنيم که در بازه زمانی مشخص مطلب بدهيم ، آزادی عمل داشته باشيم تا احساس محدوديت در کار جمعی را کاهش دهيم.چرا بايد شما که فرصت کمتری داريد بر خود سخت بگيريد و به خاطر بنده مجبور به برهم زدن برنامه های زندگی خود بشويد؟بنده با کارهای جمعی مخالف نيستم و می دانم که ياری خدا با کارهای جمعی است منتها کارهای جمعی خود را بايد به گونه ای برنامه ريزی کنيم که معقول و قابل تداوم باشد، متاسفانه اين چيزی است که خيلی وقتها بی توجهی می کنيم و در کارهای جمعی با شکست مواجه می شويم بنده در زندگيم در کارهای جمعی بسياری مثل مکتبخانه ، مدرسه ، قربانی دسته جمعی و... مشارکت داشته ام و اينهايي که می گويم را تجربه کرده ام...در مورد اينکه اشتباها برداشت نموده ام که مجرد هستيد معذرت می خواهم و اين برداشتم از آنجا بود که اولين مطلب مشترکی که پيشنهاد داديد در مورد "شناخت قبل از ازدواج" بود زيرا بنده از وقتی متاهل شده ام ديگر هيچ وقت به فکر اين مطلب نبوده ام.حال که مطمئن شدم متاهل هستيد نظرات شما برایم از ارزش بسيار بالاتری برخوردار است زيرا عملا در ميدان زندگی هستيد. اميدوارم که بتوانيم از تجربيات همديگر استفاده های بيشتری ببريم.«پنجشنبه14آذر1392ساعت 12:47:17»

نام:یاسر«پنجشنبه14آذر1392ساعت 12:26:17»

صداقت و درک کردن همدیگر یکی از قدرتمندترین بازوها و قویترین اهرمی است که میتواند زندگی مشترک را از هر آسیبی مصون بدارد . همسر بایستی همسر خود را درک کند . یکی از باورهایی که بیش از اعتقادات دیگر باعث بروز مشکلات زناشویی می گردد این است که اغلب ، هر یک از زوجها فکر میکنند اگر همسرش واقعاً دوستش دارد پس باید او را کاملاً درک کند . این بخصوص در مورد زوجهایی که قبل از ازدواج عاشق هم بوده اند بیشتر صادق است . متأسفانه شاهد زد وخورد زوجی بوده ام ( با لب و صورت خونین و دست و کتف کبود شده از کتک که دلم را بدرد آورده بود ) که قبل از زندگی مشترک عاشق یکدیگر بوده اند . متأسفم که آن مرد کسی را زده که از نظر فیزیک بدنی از خودش ضعیف تراست ، اگر واقعاً ذره ای مردانگی داشت به مصاف کسی میرفت که از نظر فیزیک بدنی با خودش برابر می بود . بنظر شما این زد وخورد دو زوج عاشق ، نتیجه چه چیزی میتواند باشد ؟؟؟ از آنجائیکه من بطور اتفاقی در مسیر زندگی این زوج قرار گرفته بودم عدم درک از هم و دخالت دیگران ، زندگی مشترک آنان که حاصل آن یک بچه بود به این روز کشانیده بود جالب است بگویم که بازهم آن زن همسرش و زندگی اش را دوست میداشت .
علاوه بر این گذشت زمان ، طرز فکر ، نیازها و نگرانیها هم تغییر می کند . و معمولا ً اکثر زوجها در مورد
چنین رفتار و برخوردهایی فکر نمی کنند و شاید فکر کنند اینها مسائل معمولی و پیش پا افتاده ای است در
صورتی که میتواند بسیار تأثیر گذار باشد . درک یکدیگر فقط با صحبت و ایجاد ارتباط حاصل نمی شود بلکه
بایستی عملی نشان داده شود . غالباً زوجین تحت تأثیر نگرانیهای شخصی خود قرار دارد مثلا ًزنی که شاغل
است و از طرفی باید به امور خانه و منزل و بچه ها و همسر رسیدگی کند ممکن است نتواند سریعاً
متوجه شود که شوهرش نیز بمانند او زمان سختی را گذرانیده است و بر عکس وقتی مردی از سرکار بر می
گردد ، ممکن است با دیدن ظاهر همسرش متوجه نیاز او به همصحبتی و دیگر نیاز او نشود ، این امر
کاملاً طبیعی است و خود خواهی و یا نداشتن احساس و عاطفه نیست . میتوان گفت این یک نوع درک عملی
است که می تواند مؤثر واقع شود . برای آنکه زندگی زناشویی خود را از پیچیده گی ها رها کنیم بایستی
تلاش بشود تا درک از همدیگر به هم یاد دهیم و عملی کنیم و با صداقت و صمیمیت و عشق ، منظور خودرا
به هم بفهمانیم . آنگاه خواهیم دید چگونه جوانه های عشق در وجو ما رشد و شاخ و برگ خواهند زد . و تا بعد

پاسخ مدير سايت:متشکر.«پنجشنبه14آذر1392ساعت 12:44:41»

نظر شما راجع به این مطلب:
نام شما:
وبسايت شما:
متن نظر:


=1+10
وبسايتهای برتر
مجتمع علمی فرهنگی سلطان العلماء بندرلنگه
نسيم
بیداری اسلامی
دخت کنگ
ديوان
مدرسه علوم دينی صلاح الدين ايوبی اروميه
مجد
کلگر
کنکاش
کنگستان
بانوی کنگی
مسجد جامع بندر کنگ
اعجاز علمی در قرآن و حديث
الحورویدیوهای مکه ومدینه واناشید اسلامی
زعفرون
آخرين ورود از:
بیداری اسلامی

آماربازديد
افرادآنلاين
هلند(4)
آمريکا(20)
بازديدامروز:295
بازديدديروز:408
بازديدهفته قبل:3114
بازديدكل:418112