امکانات سايت
کل مقالات
نظرات عمومی
اضافه نمودن وبسايت
کل وبسايتها
نظراتم دروبسایتهای ديگر
صفحه اصلی
فروشگاه شارژ

آخرين مطالب:
صبر و اصلاح طلبی نه براندازی و تجزيه
ارزشت مساوی عملت
بازگشت دوباره جهنميان به دنيا
بدگويي خيالی
تعدد زوجات و طلاق
اعتياد و طلاق
ارتباط نامشروع
بی اعتمادی
شناخت قبل از ازدواج
دخالتهاي بيگانگان در خانواده
پربيننده ترين مطالب:
بدگويي خيالی
رفتاربا همسر
تعدد زوجات و طلاق
نظرات سه روزاخير
پرنظر ترين مطالب:
رفتاربا همسر|55نظر|
دخالتهاي بيگانگان در خانواده|39نظر|
شناخت قبل از ازدواج|30نظر|

مديريت:
خلفان نصيحت کن
ايميل:
khalfan@khalfan.ir
آخرين مراجعه
6فروردين1397ساعت 9:23:48
ورودمديريت:
نام:
رمز:

تعدد زوجات و طلاق«سه شنبه29بهمن1392»تعداد بازديد:7451
وَلَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّسَاءِ وَلَوْ حَرَصْتُمْ فَلَا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوهَا كَالْمُعَلَّقَةِ وَإِنْ تُصْلِحُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَحِيمًا (129) وَإِنْ يَتَفَرَّقَا يُغْنِ اللَّهُ كُلًّا مِنْ سَعَتِهِ وَكَانَ اللَّهُ وَاسِعًا حَكِيمًا (130نساء)

ونخواهيد توانست بين زنان عدالت برقرار نماييد هرچند حريص بر آن باشيد، پس تماما به يک طرف ميل نکنيد که يکي را همانند معلق بگردانيد و اگر نيکي و تقوا در پيش بگيريد خداوند بخشنده و مهربان است و اگر از هم جدا شوند خداوند همه را از فضل خود بي نياز مي گرداند و خداوند رحمتش وسيع و با حکمت است.

ازديگر مورادي که زمينه هاي طلاق را پيش مي آورد اقدام مرد به ازدواج مجدد مي باشد،تعدد همسر زمينه هاي بي عدالتي و انواع ناهنجاريها را در خانواده شخص به وجود مي آورد که کنترل و مديريت آن بر مرد مشکل مي شود بنابراين شايسته است شخصي که دغدغه ي آرامش و سلامت زندگي خود با همسرش دارد هرگز به اختيار نمودن همسر دوم نينديشد.
به ياد داشته باشيم که تعدد زوجات را نبايد دستوري از دستورات اسلام و يا سنتي از سنتها پيامبر خدا (ص) قلمداد نماييم بلکه دين اسلام با جامعه اي روبرو شد که تعدد زوجات بدون هيچ محدوديتي در آن رايج بود و آنگاه اسلام اين امر را ترويج نداد بلکه محدود نمود و شرط رعايت عدالت را برايش قرار داد و در عين حال اجرای اين شرط را امری دشوار معرفی نمود که خود اشاره به بهتر بودن گزينش تک همسری است و همراه با بيان محدوديت تعدد زوجات، براي جلوگيري از بي عدالتي تک همسري را پيشنهاد داد.
همچنين تمامي مسلمانان اتفاق نظر دارند که تعدد زوجاتي که پيامبر خدا(ص) داشته اند قابل پيروي نمودن براي امتش نيست و اين تعدد زوجات از اموری است که مختص پيامبر خدا(ص) بوده است و پيامبر خدا (ص) اهداف بزرگي همچون برقراری ارتباط مستحکم با اقوام مختلف داشته است که اختصاص به خود ايشان دارد و در اين مجال جاي پرداختن به تمامي حکمتهای آن نيست.
هرچند بسياری از ياران پيامبر خدا(ص) مطابق عرف جامعه آن زمان تعدد زوجات داشته اند اما مواردی هم می توان يافت که گزينش تک همسری را تاييد می کند و از آن جمله اينکه پيامبر خدا (ص) در طول حيات همسر اول خويش ازدواج مجدد ننمودند و داماد خويش علی ابن ابی طالب رضی الله عنه را نيز از ازدواج مجدد نهی می فرمودند و وی در طول حيات فاطمه رضی الله عنها اقدام به ازدواج مجدد ننمودند.
نظرات فرستاده شده برای اين مطلب
نام:Adolf Ammar«چهارشنبه30بهمن1392ساعت 21:56:29»

تعدد زوج گاهی اوقات به دلیل تنوع طلبیاقایون هست وگاهی اوقات هم به دلیل رفتار نادرست زنان که زندگی را برای مرد غیر قابل تحمل میسازد و مرد فکر میکند که اگر زنی دیگر اختیار کند از این مشکلات رهایی پیدا میکند که این کار مشکلات را کم که نمی کند که هیچ مشکلات را چند برابر میکند "ادولف عمار”

نام:یاسر«دوشنبه5اسفند1392ساعت 1:0:2»

با سلام وپوزش از غیبت طولانی و افسوس اینکه نتوانستم در مبحث اعتیاد وطلاق نظریه ای را ارسال کنم که آنهم به علت مشغله ی کاری و در گیری روزمره بوده ، امیدوارم ضمن قبول عذر خواهی از جناب خلفان ، بتوانم با دوستان همراه شوم . خوشحالم که بار دیگر پس از چند سال این بار بحث تعدد زوجات از منظر دیگر مورد بحث و تبادل نظر قرار میگیرد . اما من فکر میکنم که اصولا ً اگر ابتدا به این موضوع که چرا مردی با توجه به داشتن همسر به ازدواج بعدی فکر میکند شاید بهتر به نتیجه بتوان رسید .
بررسی های بیشماری نشان میدهد که آفرینش ، امری هدف دار است و بر اساس نظم و جهت مشخصی صورت گرفته و هیچ جنبنده ای بی حساب و بدور از قاعده و قانون بوجود نیامده است پدیده های گوناگون و بیشمار هستی ، سیری خاص و نظمی دقیق دارند و به سوی تکامل در حرکت و تکاپو می باشند و به پیش می روند . انسان به عنوان یکی از پدیده های این جهان و متکامل ترین آن ، دارای ارزش و مقام بالایی است ، او میتواند از منهای بی نهایت تا بعلاوه بی نهایت ، در همه ی موارد پیشرفت و تکامل پیدا کند . مادیگراها (متریالیسم ) ، ارزش وجودی او را به عنوان ثروتی مادی برای جامعه دانسته و الاهیون و رئالیستها او را علاوه بر این ، دارای شأن و مقامی معنوی ذکر کرده اند به نحوی که می تواند موجد تحول در فرد و جامعه شود . انسان دارای عقل و شعور پیشرفته و پیچیده ای است و بخاطر همین ارزش مسئول آفریده شده است . این مسئولیت بدان خاطر است که او می فهمد ، می تواند جوانب مختلف امور را دریابد ، در مورد آنها داوری کند ، شرایط مختلف را تجزیه و تحلیل کند و بر اساس داده های عقلی خویش به پیش رود . مسئله عمده ای که مطرح می باشد این است که مسئولیت را بشناسیم و بفهمیم که دامنه و وسعت آن تا چه حد است . چه قسمتی از حیات فردی و اجتماعی ما را در بر خواهد گرفت و وظیفه ما در این گیر و دار چه خواهد بود . وسعت و دامنه مسئولیت انسان بسیار گسترده است . هر چه میزان لیاقت ها افزونتر باشد ، دامنه و پهنه ی مسئولیت ما گسترده تر و وسیع تر است . به عبارت دیگر ، هرچه ظرفیت و شخصیت ما بیشتر باشد ، از ما بیشتر تکلیف می خواهند . ادمه دارد

نام:یاسر«دوشنبه5اسفند1392ساعت 1:3:43»

با سلام مجدد .انسان بگونه ای آفریده شده است که به صورت فردی و تنهایی نمی تواند سعادتمند باشد . انسان وقتی به مرحله ای از کمال جسمی و جنسی رسید ، بایستی مسئولیت تشکیل خانواده را بر عهده بگیرد ، زن و مرد در سایه ازدواج مکمل یکدیگر می شوند و هریک همچون آینه نقایص یکدیگر را گوشزد کرده و در جهت رفع آن کوشا می شوند و آرامش بخش و پناهگاه یکدیگر می شوند . اهمیت تشکیل خانواده زمانی بیشتر عیان می شود که در یابیم چه لغزشها و انحرافاتی و چه بسیار بیماری ها و اختلالات جسمی و روانی و جنسی وجود دارند که بر اثر عدم تشکیل خانواده پدید می آیند . ازدواج ، قبول نوعی مسئولیت خاص و ظریف است ، مسئولیتی که در زندگی و سرنوشت نسل آدمی ، اثر بس تعیین کننده دارد . تشکیل خانواده ، سنگ بنای حیات جامعه است و هر گونه رشد اجتماعی در سایه رشد و تکامل کیفی خانواده حاصل می شود و سعادت و آرامش جامعه تا حدودی در گرو ثبات و پایداری خانواده است . از آنجائیکه انسان عاقل است به خاطر این موهبت ، مسئول و مکلف است . انسان موجودی مسئول و متعهد و دارای ارزشی بس والا است . این ارزش و مقام انسان ، به خاطر به کار گیری عقل پیچیده ی وی می باشد که او را متمایز از دیگر جانداران گردانده است . و تمام این مسئولیتها در گرو انتخاب یک همسر و تک همسری می تواند میسر باشد و این گزینه تحت شرایط خاص زناشویی و جنسی و بهره مندی فیزیکی از یکدیگر و تلذذ سکسی طرفین قابل بهره برداری است . و این را نمی تاون در تعدد زوجات جستجو کرد . و اینکه فردی دارای این شرایط بخواهد به تعدد زوجات حتی فکر کند لازم می آید به دلیل و علت آن پی برد . و تا بعد

پاسخ مدير سايت:عليکم السلام.پيشنهاد به جايي است که بررسی نماييم علل گرايش به سمت تعدد زوجات دربرخی افراد چيست،البته در اظهار نظر قبلی هم مختصر اشاره ای شده بود ولی اگر علل را بررسی نماييم خوب است...البته گاهی در شرايط خيلی خاصی و محدود ممکن است مواردی پيش بيايد که تعدد زوجات توجيهی داشته باشد ولی اکثرا غير عاقلانه است.«دوشنبه5اسفند1392ساعت 9:38:25»

نام:یاسر«چهارشنبه7اسفند1392ساعت 14:10:0»

مسئولیت های انسان بسیارند و از جمله آن مسئولیت ها می توان ، تشکیل خانواده و پذیرش مسئولیت و سکانداری خانواده و مسئولیت پدری را نام برد ، که معمولاً با انتخاب یک همسر و ازدواج ، با در نظر گرفتن معیار خاصی که نام برده شد صورت می پذیرد . پدر در خانواده دارای مقامی خاص و چهره ای برجسته می باشد . کودک امروزی تصویر خاصی از پدر خود دارد . به صورتی که پدرش را چهره ی برجسته خانواده ، عامل امنیت و توانایی و.... می داند او را ستایش می کند و دوست دارد با وی همانندی کند . اما اگر پدر بفکر تعدد زوجات باشد مسلماً گرایش فکری فرزند بسوی دیگر و راه و روش و فکر همسر نیزبسوی دیگر گرایش پیدا میکند و شروع آسیب خانوداگی ازاینجا آغاز می شود . از سوی دیگر ، پدر بودن به مرد احساس قدرت خاصی می دهد ، و بر این اساس خود را لایق نوعی احترام و منزلت می داند . خانواده به وسیله عقد ازدواج بین یک زن و یک مرد (( نه چندین زن )) که کلیه جوانب و آداب و رسوم رسمی و اجتماعی در آن رعایت شده ، تشکیل می شود . در حقیت زوجها ، همسرانی هستند که رشته ییوند بین اعضای یک نسل را از طریق فرزندان خویش امکان پذیر میکنند . ازدواج ، به مفهمو تک همسری ، نقشی را به وجود خواهد آورد که جدایی از نقش های قبلی و گذشته ی طرفین را ایجاب می کند و و نقطه بحران این گذر و انتقال نقش ، آغاز دوره ی جدید زناشویی می باشد . در این بین توالی نقش ها دگرگون شده ، ارتباطات جدیدی میان هر یک از زوجین گسترش خواهد یافت و موجب دگرگونی معاشرت ها و سبک زندگی قبلی شده و یا موجب از بین رفتن آن می شود . بدین ترتیب می توان اظهار داشت که زندگی زناشویی ، منجر به آغاز فصل جدیدی در دوره زندگانی فردی می شود . اما اگر مسیر بسوی جند همسری و تعدد زوجات کشیده شود قدر مسلم است که این روند به هیچ وجه به پیش نخواهد رفت و شروع انواع ناکامی ها و آسیبها و به انحراف رفتن روند اصلی خانواده سبب خواهد شد و اینکه همه ی این گفته با تعدد زوجات میسر نخواهد شد . با این طرز تفکر چگونه فرد به تعدد زوجات می اندیشد و اینکه شخص در اثبات نظریه خود دلیلی دارد بایستی اندیشید . سعی خواهم کرد در ارسال مطلب بعدی کمی به این موضوع به پردازم . و تابعد

پاسخ مدير سايت:حقيقتا وقتی شخص وارد گود زندگی می شود درک می کند که مسئوليتها آنقدر سنگينند که اگر انسان مسئوليت پذير باشد به فکر دوبرابر نمودن آن نمی افتد.منتظر مطالب بعدی هستيم...«پنجشنبه8اسفند1392ساعت 18:16:20»

نام:فریدون«جمعه9اسفند1392ساعت 0:16:13»

با درودی بی پایان
خلفان نیکو می نویسد :
شايسته است شخصي که دغدغه ي آرامش و سلامت زندگي خود با همسرش دارد هرگز به اختيار نمودن همسر دوم نينديشد.
جای خوشحالی است و برای دومین بار است که از یک طلبه جوان نگرشی واقعبینانه و برداشتی متهورانه از دستورات دینی می شنوم ، قبل از این روحانی جوانی در بحثی رودررو با شهامت برداشتهای خشک و کهنه از دستورات دینی را به چالش کشانیده بود . خلفان اضافه می کند که : به ياد داشته باشيم که تعدد زوجات را نبايد دستوري از دستورات اسلام و يا سنتي از سنتها پيامبر خدا (ص) قلمداد نماييم بلکه دين اسلام با جامعه اي روبرو شد که تعدد زوجات بدون هيچ محدوديتي در آن رايج بود و آنگاه اسلام اين امر را ترويج نداد بلکه محدود نمود و شرط رعايت عدالت را برايش قرار داد و در عين حال اجرای اين شرط را امری دشوار معرفی نمود که خود اشاره به بهتر بودن گزينش تک همسری است و همراه با بيان محدوديت تعدد زوجات، براي جلوگيري از بي عدالتي تک همسري را پيشنهاد داد.
شاید روحانیون سنتگرا و کهن اندیش این برداشت را برنتابند .
یاسر اظهار نظر جالبی نموده است ، اما در نوشته آخر هر چند به درستی می نویسد : " در این بین توالی نقش ها دگرگون شده " ولی آنجا که می نویسد : کودک امروزی تصویر خاصی از پدر خود دارد . به صورتی که پدرش را چهره ی برجسته خانواده ، عامل امنیت و توانایی و.... می داند او را ستایش می کند و دوست دارد با وی همانندی کند .
واقعیت این است که این تصویر کودکان دیروز بود ، کودکان امروز به فراصت تجددگرا و در عمل نباید و نمی توانند آرزوی همانندی با بدران خود داشته باشند و این نافی احترام به خانواده بخصوص پدر و مادر نیست .

پاسخ مدير سايت:با تشکر از همراهی شما در بحث.تجديد نظر در برداشتهای دينی و بازنگری در متون دينی روشی است که بزرگان دين ما داشته اند و حتی امام شافعی رحمة الله عليه قول قديم و جديد در مذهبش معروف و شناخته شده است که خود نشانه ی بازنگری در برخی نظرياتش می باشد و خوب است علمای دينی بر نظرياتی که جای بررسی دارد پافشاری زیاد نکنند.«شنبه10اسفند1392ساعت 10:1:53»

نام:«سه شنبه13اسفند1392ساعت 21:41:24»

بادرود به همه
زعفرون دو مطلب خوب نوشته که متاسفانه بعضی از دوستان کامنتی نگذاشته بودند من هم سه کامنت گذاشتم که یا بدستشان نرسیده و یا تایید نشده زحمت درج آن به خلفان می دهم
درود بر شما
زعفرون علی رغم محدودیت ، در دو پست اخیر یکی مطلبی اعتقادی و دیگری اجتماعی درج نموده است گویا تصمیم گرفته بار کم کاری زنان و دختران روشنفکر شهر ما بخصوص جمعیت بانوان او به دوش بکشد .
در مطلب قبلی شعر زیبا و حاشیه ساز مولانا نوشته بود شعری که تجدد ستیزان مولانا را به کفر گویی متهم کردند و می کنند ، یکی از شعرهایی که پایه اندیشه فلسفی مولاناست ، شعری که همه را به نزدیکی فرا می خواند و از جداییها بر حذر می دارد ، جا داشت خلفان ، بینام و یاسر بر این نوشته نظری می دادند .

تو برای وصل کردن آمدی - نی برای فصل کردن آمدی
تا توانی پا منه اندر فراق - ابغض (الاشیاء) الشیاء عندی الطلاق
در حق او مدح و در حق تو ذم - در حق او شهد و در حق تو سم
من نکردم خلق تا سودی کنم - بلکه تا بر بندگان جودی کنم
من نگردم پاک از تسبیحشان - پاک هم ایشان شوند و دُرفشان
ما برون را ننگریم و قال را - ما درون را بنگریم و حال را
ملت عشق از همه دین ها جداست - عاشقان را ملت و مذهب خداست
لعل را گر مهر نبود باک نیست - عشق در دریای غم غمناک نیست
لاجرم کوتاه کردم من زبان - گر تو خواهی از درون خود بخوان
هیچ آدابی و ترتیبی مجو - هر چه می خواهد دل تنگت بگو
کفر تو دین است و دینت نور جان - ایمنی وز تو جهانی در امان
گفت ای موسی از آن بگذشته ام - صد هزاران ساله زان سو رفته ام
نقش می بینی که در آیینه ای است - نقش توست آن نقش ، آن آیینه نیست

پاسخ مدير سايت:با عرض معذرت از اينکه در تاييد نظرات تاخير رخ داد...البته بنده چندين دفعه در وبلاگ ايشان نظر درج نموده ام ولی ظاهرا اشکال فنی دارد و نظرات را نمی گيرد،اما بازهم سعی می نماييم...«سه شنبه20اسفند1392ساعت 21:27:41»

نام:فریدون«سه شنبه13اسفند1392ساعت 21:44:6»

اين نظر به علت نامربوط بودن به مطلب اين پست به قسمت نظرات عمومی انتقال يافته است،جهت مشاهده متن اين نظر اينجا کليک نماييد.

نام:فریدون«سه شنبه13اسفند1392ساعت 21:46:53»

درود بر شما
پیامدهای جامعۀ ناهنجار ، تلخ و دردناک است ، بزرگترین مشکل چنین جوامعی پایمال شدن ارزشهای اخلاقی است ، مشکل دیگر عدم امنیت بخصوص امنیت شغلی ست ، سومین مشکل وجود رانت و قشر از مابهتران در اقتصاد جامعه ، چه بپذیریم و یا به توجیه آن بپردازیم اقتصاد زیربنای جامعه است و سقوط ارزشهای اخلاقی و معیار انسانی در جوامع را بطه تنگاتنگی با سقوط اقتصاد و عدالت اجتماعی دارد .
زیاده خواهی و انحصار طلبی ویژگی حیوانهای ذیشعور است ، شکنندگی مرز خوبی و بدی ، عدالت و ظلم و ... افسار گسیختگی آزمندی انسان به هم تنیده اند یه گونه ای که تا چشم باز می کنی می بینی چه بود و چه شد ، قدیما می گفتند " هرسال دریغ از پارسال " حالا باید بگوییم "هرماه دریغ از پارماه" راه چاره چیست ؟
باید به حد اقلها روی آورد مهدی امیدی به درستی نوشته است صرف درج مشکلات در صحرای مجازی چاره ساز نیست ، هرچند خالی از لطف هم نیست درکنار اطلاع رسانی در دنیای مجازی لازم است راهکارهایی برای طرح آن در دنیای واقعی جستجو شود . یک و بلاک نویس کنگی هم شروع نکرده نا امید شده ، وبلاک نویس کنگی عزیز نا امید نباش .
"ان جی او" ها جمعهایی هستند که می توانند قدم پیش بگذارند ، به نظر می رسد شورای جدید شهر خواهان حرکت مثبتی هست هم چنین هیئت امنای بهداری شهر می تواند گامی هر چند کوچک جهت تخفیف این مشکل بردارد ائمه جمعه هم می توانند روشنگری کنند .
لازم است با مراجعه حضوری (فردی و یا جمعی ) مشکلات را با آنها در میان گذاشت تا آنها هم با مراجعه به مسئولین راهکار مناسب قانونی برای بخشی از این مشکلات پیدا کنند . در خاتمه باید بگویم نباید انتظار زیادی داشت و نباید هم نا امید بود ، به قول معروف " تا شقایق هست زندگی باید کرد " .


نام:یاسر«پنجشنبه15اسفند1392ساعت 21:19:45»

با سلام
اکنون که دریافتیم مسئولیتهای زندگی چقدر سنگینند ، چه عاملی باعث می شود که فرد به فکر دوبرابر کردن آن بیفتد ؟ اگر بطور سطحی به مسئله ازدواج توجه کنیم دو موضوع را میتوانیم بیشتر مورد بررسی قرار دهیم به بیان دیگر تشکیل خانواده بر دو محور استوار است . اول اینکه شخص بدنبال ازدواج و تشکیل خانواده نیاز روحی جامعه را برآورده میسازد و دوم اینکه نیاز روحی خودش که همان ارضای غرائز شهوانی و کسب لذت از یکدیگر برای تداوم خلقت و تنازع نسل خویش که خداوند متعال در وجود او قرار داده میپردازد . مورد اول اکثراً در همه ی افراد یکسان است اما در یکسان بودن مورد دوم بایستی کمی اندیشید . هرگاه فردی با توجه به مسئولیتهای بزرگی که برای تشکیل خانواده متصور است و بیان شد ، پذیرفت ، نسبت به ارضای غرائز سکسی او نیز بایستی به او حق داد که از بهره مندی کامل برخوردار شود . و اگر بهر دلیلی نتواند از رابطه بین زوج خود تلذذ کند بفکر تعدد زوجات که فکر میکند اسلام به اجازه داده است می اندیشد . به بیان ساده تر هر فردی که ازدواج میکند علاوه بر مسئولیت تشکیل خانواده ، حتما ً بایستی از رابطه با زوج خود لذت کافی ببرد و اگر در این بین مشکلی وجود داشته باشد راه چاره را یا در خیانت و یا در ازدواج بعدی جستجو می کند ( البته این موضوع برای زن و مرد صادق است ) . و از آنجائیکه به غلط فکر میکند که اسلام نیز به او این اجازه را داده ، موضوع کمی پیچیده تر میشود . البته قبل ازپدایش دین اسلام رابطه بین زوجین وجود داشته و با ظهور دین اسلام ، اساس بنیان های گذشته متحول شد و دین اسلام بنیان اجتماع بشر را روی پایه و اساس خانواده قرار داد . پیدایش خانواده را از حضرت آدم و تک همسرش شروع و معرفی می کند و همه ی افراد را به تشکیل خانواده شدیداً تشویق می کند . تأکید میکنم که توجه شود تشکیل خانواده ی حضرت آدم تک همسری بوده و هیچ آیه ای مبنی بر اینکه حضرت آدم همسرهای متعدد داشته وجود ندارد . اسلام دارای یک نظام خانوادگی کامل است و در این ساختار و نظام آنچه که از همه مهمتر به نظر می رسد ، وجود صمیمیت در ازدواج است که با تک همسری به واقعیت می پیوندد و اساس سعادت خانواده را تشکیل می دهد . در دین اسلام مقررات و قوانینی در مورد ازدواج و تشکیل خانواده و رفتار های خانوادگی وضع شده است که با رعایت آنها ، دوستی و مودت و تفاهم عمیقی در محیط خانوادگی به وجود آمده و پیوند مقدس زناشویی به آسانی از هم گسیخته نمی شود . اسلام در بیان مقررات متذکر میشود که زن و شوهر باید حقوق یکدیگر را رعایت کنند و معاشرت مرد با زن باید بر اساس حسن اخلاق و تفاهم صورت گیرد و این عملی نخواهد شد مگر با اختیار تک همسری و وفاداری به زوج خود که اساس رابطه بین زوجین است . وتا بعد

نام:بی نام«شنبه17اسفند1392ساعت 23:53:29»

سلام علیکم
مسلم اینکه قرآن کریم چند همسری را با شرایط سخت گیرانه اجرای عدالت مجاز اعلام کرده است ومومنین هم دراین مورد درمقابل دستورات قران سرتسلیم فرود اورده اند بجزدرصد بسیار ناچیزی که شاید از سر ناچاری بوده و تا انجایی که به عینه شاهد بوده ایم باعث طلاق نشده یا خیلی کم ولی مسئله این است که امروز چند همسری مشکل زنان و جامعه مسلمین نیست مشکل جامعه بشری هجوم فرهنگی نطامی سیستم سرمایه داری یهود ساخته ای است که حیله گرانه وبزک شده به جوامع خصوصا مسلمانان تحمیل کرده اند یکی از نمونه ی بارزآن فوتبال است که بنام ورزش درسده اخیر به ما خورانده اندو به دلایل متعدد به جرئت میتوان گفت نتیجه وعواقبی بدترازمواد مخدربه بار آورده است که شاهد ان هستیم تا انجایی که نه افراد یک خانواده بل جامعه ای دشمن هم کرده است وبدتر ازهمه این گلادیا توربازی مخصوص بیکاره ها، بجان هم انداختن انسان به سبک رومن هابوده و فرستادن یک توپ به دروازه با خرید وفروش انسان برابرشده است که دامنه اش به کشور های اسلامی وحتی به جامعه کوچک ما هم کشیده شده است وده ها ضرروزیان دیگرکه دراین مقال نمیگنجد بنا براین ما امروزوظیفه خطیری درمقابل تهاجم انها که با ايجاد كانالهاي ماهواره اي و سايتهاي اينترنتي فراوان جهت تبليغ و ترويج انواع سكس و بي بند و باري و شهوتراني، شيطان پرستي و ابتذال در جوامع جهانی نام آنرا حقوق بشر آزادي مدني جهاني شدن و دموكراسي نهاده ا ند به عهده داریم حالا وارد مقوله و دامی که برای خانم ها بعنوان زیبایی وارایش که شامل انواع کرم هایی بنام روغن حلزون، شترمرغ وانواع دیگر که باز هم از سوی آنها تبلیغ میشود نمی شوم ازطرفی دیگر انجام مراسم عروسی انچنانی ودنبالکردن فیلم هایی که عمل نا مشروع زنا راتشویق میکند و موبایل که کسانی آنرا نشانه پیشرفت وتمدن میدانند تبدیل به چه فاحشه خانه ای درجیب هرنوجوانی شده ازبعد فرهنگی وتاریخی هم به شکل دیگری وارد عمل شده اند تصوف عرفان بابی گری مزدک وبابک سازی وسلسله ی نا پیدای قاجار وامیرکبیرقلابی تحویل مان داده اند اند تا مردم را ازمسیرطبیعی وسالم تاریخی خود دور سازند این است گرفتاری وبدبختی جامعه ما که مانند اژدهای چندسر دهان باز کرده نه تعدد زوجات. تنها راه حل، شناسایی بنیانی اینگونه تهاجمات است که با شگرد های بسیار کثیف انجام گرفته دراین برهه اززمان میتوان گفت که تقریبا نسل جدید از روحانیت توانسته است با آگاهی ازقرآن هرچند ناقص وتفسیرگونه اما موفق تر نسبت به روحانیت سنتگرا وروشنفکران بی مایه ی شیفته غرب وجدا ازبدنه جامعه قدم به عرصه مسائل اجتماعی بگذاردو جامعه رابه اهمیت دستورات مترقی اسلامی آشنا سازد که بسی جای تقدیرو خوشحالی دارد زیرا آگاهی صحیح ازقران نسل جوان ودرنهایت جامعه را درمقابل تهاجمات فرهنگی دشمنان واکسینه میکند واما جوانانی که از مراکز دانشگاهی فارغ شده اند بجز تعداد کمی گامی برای آگاهی بنایانی برنداشته اند علتش هم تزریق همان علوم انسانی وارداتی از غرب توسط دانشگاه های خودی به ذهن دانشجویان این سرزمین است وظاهرا هم چاره یی نیست وباید امید به اینده ای ببندیم که بنیان شناسی اسلامی جای گزین فرهنگ یهود ساخته قرن اخیر شود که شایدازنظر زمانی طول عمر انسان را طلب کند بدین سان بنیان شناسی امور تنها راه مبارزه با تهاجمات فرهنگی است که منطقه را به هزار گونه خرافات ازقبیل سکولاریسم ودموکراسی الوده است ودرپایان باز هم متذکر می شوم بدون استفاده ازروش بنیان اندیشی وصرفا پرداختن به معضلات بصورت ساده اندیشانه وروبنایی کفتگو ازمسائل اجتماعی بی معنی خواهد بودو مثل این است که سر به سر خودمان بگذاریم امروز جامعه بیش ازگذشته به روشنفکران شجاع صریح گفتاربا تفکری عدالت طلب محتاج است زیرا بازوی نظامیان یهود درراستای غارت همه هستی ما بی پروا عمل کرده اند وهمچنان میکنند

پاسخ مدير سايت:عليکم السلام.اينکه هرکس تشخيص دهد اولويت مباحث و مشکلات جامعه با چيست آزاد است ؛ شما برای ما نمی توانيد تعيين تکليف کنيد و خط دهيد ...اگر احساس می کنيد مباحث مهمتری است که جای بحث دارد می توانيد وبلاگي را راه اندازی نماييد و مباحث بنيادی خود را مطرح نماييد و در آنجا کاملا آزاد هستيد که مباحث را خط دهيد...«سه شنبه20اسفند1392ساعت 21:44:25»

نام:طرفدار بی نام«جمعه8فروردين1393ساعت 8:29:39»

خداوند جزییات را در نظر دارد و در صدور فرمان به ناگزیری های انسان اعتنا می کند. ذات باری در مباحث کلان صریح است و فهرست حرمت را بی کم و کاست اعلام کرده است، ولی در باب مسائلی که در آن ها نوعی ناچاری انسان در تمرد را به رسمیت می شناسد، حکم را با شکافی برای گریز صادر می کند و مثال ازدواج مردان را آوردم که خداوند اختیار گزینش تا چهار همسر را مجاز می داند و در جای دیگر شرط رعایت برابری و عدالت را بر آن حکم می افزاید و سرانجام تذکر می دهد که برقراری عدالت میان زنان ناممکن است که خود به معنای نهی از تعدد زوجات است، اما به استناد آن نمی توان مردان را از ذخیره کردن زن مانع شد، زیرا در آیه ی جواز، صراحتی به نهی نهایی نبوده است. چنین است که بی شک خداوند بر ناچاری مردان و حتی جامعه به ندیده انگاری در موضوع چند همسری وقوف کامل دارد و تصمیم درباره ی آن را به فضایل و اختیار بندگان وا می گذارد واما هیچ زنی داوطلبانه همسر دوم مردی نمی شود ،اغلب این زنان ،مطلقه، شوهر مرده، بی پناه، بدون سرپرست، فاقد درآمد، تحت فشار افراد ناباب جامعه، خانواده و یا اطرافیان هستند آن گاه قبول مسئولیت اداره ی دشوار چند همسرویتیمان بی سرپرست از سوی مردان را باید نوعی فداکاری برای ترمیم یکی از معضلات اجتماعی در جوامعی بدانیم که هیچ راه حل رسمی دیگر برای حل و فصل این گونه آسیب ها را ندارند. تعدد زوجات قابل تایید نیست، اما در بن بست های کنونی، کم آزار و منطقی و طبیعی ترین راه حل برای سر و سامان دادن به معضل زنان حامی خواه است و اگر سعی مردان برای نزدیکی بیش تر به زنان و جست و جوی امکان تفاهم را سرقت عفت بدانیم، پس چنین ضرورتی از چه راه دیگر تامین می شو ومطلبم را با نهادن تبسمی برلبهای دوستان به پایان می برم اگر دولت و یا به قول دوستی مردان متمول به امور رفاهی زنان تنهای جامعه رسیدگی و از آنان حمایت کنند، احتمالا خانم ها با دریافتی های حمایتی لوازم آرایش می خرندو راهی یافتن حامیانی از نوع دیگر می شوند



پاسخ مدير سايت:متشکر از ابراز نظرتان.جملات آخر تأمل برانگيز بود.«جمعه8فروردين1393ساعت 9:54:48»

نام:فریدون«يکشنبه10فروردين1393ساعت 0:3:22»

با درود
عزیز طرفدار بی نام ، خود بی نام هستی یا طرفدار آن ، نیک میدانی که در این سایت کسی مخالف بینام و مخالف دیگری نیست اگر نقدی برنظر بینام نوشته نمی شود بیشتر به خاطر این است که بخش زیادی از نظرات بینام باز نویسی نظر دیگران است و بخشی دیگر بارها روی آن بحث شده. و اما جوهر نوشته شما کماکان باطینت زن ستیزی آغشته است هر چند به قول خلفان تامل برانگیز است ، آنجا که نوشته ای " اگر سعی مردان برای نزدیکی بیش تر به زنان و ( جست و جوی امکان تفاهم ) را سرقت عفت بدانیم" در جای دیگر می نویسی" احتمالا خانم ها با دریافتی های حمایتی ، لوازم آرایش می خرند و (راهی یافتن حامیانی از نوع دیگر) می شوند " . در جایی از اشعار شاهنامه ( به اینکه شاهنامه کی و کجا نوشته شده کار ندارم) آنجا که برگشت رستم و اسفندیار را انتظار می کشد چنین تبعیضانه از آن یاد می کند :
به بینیم تا اسب اسفندیار – سوی آخُر آید همی بی سوار - و یا باره رستم جنگجوی – به ایوان نهد بی خداوند روی
اسب و اسفندیار و آخر و سوار در سویی - باره و رستم جنگجوی و ایوان و خداوند در سوی دیگر
باشد تا فرصتی دیگر ...

نام:bi nam«پنجشنبه5تير1393ساعت 20:20:34»

سلام خداوندمتعال برشما
جناب شیخ خیلی وقت است که از درج مقالات حضرت عالی محرومیم شما همچنان بنویسید وکاری به نظرات اشتیاه ما که درگمراهی سیر میکنیم نداشته یاشید شما تنها کسی هستید که از قران پرجلال میگویید چه درخطبه جمعه وچه درسایت اگرگاهی مطالبی خلاف نظر شما می نویسیم فقد برای این است که ازشما جوابی برای یادگیری دریافت نماییم
خداوند متعال پشت وپناه تان باد

پاسخ مدير سايت:عليکم السلام.خداوند ياور همه مان باشد.نظريات متفاوت کاملا طبيعی است و به گمراهی نسبت نمی دهيم،اميدواريم که همه با رجوع به قرآن ،بدون غرض بتوانيم راه رضای خداوند بلندمرتبه را بپيماييم. از اينکه چند وقت فرصت رسيدگی و مطلب دادن به اين وبسايت ننموده ام معذرت می خواهم.«دوشنبه27مرداد1393ساعت 23:44:14»

نظر شما راجع به این مطلب:
نام شما:
وبسايت شما:
متن نظر:


=6+1
وبسايتهای برتر
مجتمع علمی فرهنگی سلطان العلماء بندرلنگه
نسيم
بیداری اسلامی
دخت کنگ
ديوان
مدرسه علوم دينی صلاح الدين ايوبی اروميه
مجد
کلگر
کنکاش
کنگستان
بانوی کنگی
مسجد جامع بندر کنگ
اعجاز علمی در قرآن و حديث
الحورویدیوهای مکه ومدینه واناشید اسلامی
زعفرون
آخرين ورود از:
بیداری اسلامی

آماربازديد
افرادآنلاين
هلند(2)
آمريکا(18)
بازديدامروز:368
بازديدديروز:406
بازديدهفته قبل:3148
بازديدكل:396675